(marriage ideal ) ازدواج ایده آل

(معیارهای انتخاب همسر- مراسم عروسی-روابط زناشویی موفق- مهارتهای زندگی و....)

(marriage ideal ) ازدواج ایده آل

(معیارهای انتخاب همسر- مراسم عروسی-روابط زناشویی موفق- مهارتهای زندگی و....)

کدام ازدواج غلط و اشتباه است؟



 باید دنبال برنامه‌هایی باشیم که پیوند مجدد بین خانواده و جامعه ایجاد کند. نهاد خانواده باید مجددا اجتماعی شود و این کار از طریق‌ دادن رنگ فرهنگی به مدیریت، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مربوط به خانواده صورت می‌گیرد




اما ازدواج غلط چیست؟ دکتر باهر با بیان این‌که عده‌ای ازدواج می‌کنند تا از این طریق مشکلاتشان را برطرف کنند، می‌گوید: این افراد بدون فکر ازدواج کرده و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمی‌کنند، بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود می‌شوند و نمی‌توانند با او ادامه دهند. امروزه جوانان، خواسته‌های دل را مطرح می‌کنند درحالی‌که هیچ‌گاه در ازدواج تنها نباید به این‌که دلم این فرد را می‌خواهد، اکتفا کرد و هیچ مکتبی این مسأله را به‌تنهایی مطرح و تأیید نمی‌کند. عده‌ای از جوانان ازدواج می‌کنند، چون می‌خواهند به نوعی از مشکلات خانه پدری خود فرار کنند.


امروزه نگاه اکثر افراد به ازدواج از مسیر اصلی آن دور شده و شاهد این مدعا نیز بالا رفتن آمار طلاق در جامعه است، هدف بنیادی ازدواج، رسیدن به آرامش و کمال ذکر شده و نگاه ابزاری به این امر باعث به‌وجود آمدن مشکلات زیادی شده است.


امروزه نگاه اکثر افراد به ازدواج از مسیر اصلی آن دور شده و شاهد این مدعا نیز بالا رفتن آمار طلاق در جامعه است، هدف بنیادی ازدواج، رسیدن به آرامش و کمال ذکر شده و نگاه ابزاری به این امر باعث به‌وجود آمدن مشکلات زیادی شده است. کارشناسان برای ازدواج‌های غلط تنوع گسترده‌ای را تدارک دیده‌اند. معروف‌ترین روش‌های ازدواجی که را غلط می‌پندارند را می‌توانید در میان نمونه‌های ذیل بیابید. شاید اگر جست‌وجو کنید، نمونه‌های یشتری را بتوانید به لیست زیر اضافه کنید:



ازدواج‌های غلط

١- شورش علیه والدین: خیلی‌ها به خاطر این ازدواج می‌کنند که به خانوادهایشان دهن‌کجی کرده باشند. در این ازدواج‌ها فکر و ذکر فقط لج‌کردن با خانواده است و نه پیداکردن یک شریک خوب برای زندگی.



٢- جست‌وجوی استقلال: معمولا آدم‌ها اول باید مستقل شوند تا بعد بتوانند ازدواج کنند اما گاهی قضیه برعکس می‌شود. بعضی‌ها می‌خواهند به‌وسیله ازدواج که یک دلیل بیرونی است، مستقل شوند یعنی خودشان را با ازدواج مجبور به استقلال کنند.



٣- ازدواج ابزاری: گاهی انگیزه اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیله‌ای برای رسیدن به هدف‌های دیگر می‌شود. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکل‌های زندگی، ضعیف بوده و درنهایت، ضریب ریسک این ازدواج‌ها، بالا است.



٤- ازدواج به‌خاطر آرزوهای پدر و مادر: احترام‌گذاشتن به خواسته‌های پدر و مادر واجب است اما نه این‌که اگر والدینتان اصرار کردند که با کسی ازدواج کنید برای به دست آوردن دل آنها چشم روی خواسته خود ببندید و برای همیشه خود را اسیر رویاهای آنها کنید.



٥- التیام یک رابطه شکست خورده: این هم از آن دلایل پیچیده است که خیلی‌ها بی‌توجه به آن تن درمی‌دهند. این‌که در یک رابطه به هر دلیلی شکست خورده‌اید و پاسخ نه شنیده‌اید و حالا می‌خواهید از راه ازدواج با یک آدم جدید به خودتان ثابت کنید که می‌توانید عزت‌نفستان را بازگردانید. این هم اشتباه است چون انگیزه ازدواج یک رابطه دیگر است و نه رابطه با آدم جدید.



٦- فشار خانواده و اجتماع: نوع بینش اطرافیان و برنامه‌ریزی آنان برای آدمی و آینده‌اش و وانهادگی درمورد خواست و برنامه آنان، می‌تواند به ازدواجی اشتباه بینجامد. نباید برای خلاصی از آنان به‌جای تعامل، ازدواج یک راه گریز باشد.



٧- ازدواج اجباری: خوشبختانه دوره این کار درحال ورافتادن است. اما خیلی پیش می‌آید که پدر و مادری از روی مصلحت یا خودخواهی، یا هر دلیل دیگری فرزند خود را مجبور می‌کنند که با یک نفر به‌خصوص ازدواج کند.



٨- نیاز جنسی: برطرف ساختن این نوع نیاز، می‌تواند قسمتی از دلایل ایجاد یک زندگی مشترک باشد اما نمی‌تواند تنها دلیل برای ازدواج باشد. با این نگرش تک‌بعدی، ازدواج خوش‌فرجامی در پیش‌رو نخواهد بود.



٩- دلایل اقتصادی: بعضی‌وقت‌ها انگیزه دختر و پسر در انتخاب همسر، فقط رفع نیازهای اقتصادی است. طرف مقابل باید منبع سرشار پول باشد و اگر ورشکسته شود...



١٠- تنهایی و استقلال: بعضی‌مواقع‌ یک‌نفر به‌خاطر این‌که تنهاست و دارد مستقل زندگی می‌کند، تصمیم به ازدواج می‌گیرد، بدون این‌که شرایط ازدواج را داشته باشد. وقتی که احساس تنهایی می‌کنید و به تنگ آمده‌اید، احتمال آن‌که انتخاب‌های ضعیف‌تری کنید بالا می‌رود و درنهایت از روابطی سر در خواهید آورد که چیز زیادی برای شما ندارند.



١١- احساس ترحم: اگر دل آدم برای یک نفر بسوزد و به همین خاطر با او ازدواج کند، معلوم است که رابطه آنها نمی‌تواند مثل زن و شوهرهای معمولی عادلانه و برابر باشد. این‌طوری حتما کسی که دلسوزی کرده، بعدها احساس قربانی‌بودن پیدا می‌کند.



١٢- احساس کمبود یا تهی‌بودن: بعضی از احساس کمبودها و احساس تهی‌بودن‌ها هیچ ربطی به ازدواج‌کردن یا نکردن ندارد و از جاهای دیگری نشأت گرفته است. بعضی افراد فقط به‌خاطر این احساس‌کمبود ازدواج می‌کنند و این هم اشتباه است. این افراد می‌خواهند طرف‌مقابلشان نواقص کودکی‌شان را برطرف کند. آنها با این عمل‌شان مسئولیت‌پذیری را از خود منع می‌کنند و از طرف‌مقابل توقع دارند تا نقش پدر یا مادر را برای آنها بازی کند که ممکن است به‌زودی موجب خسته‌شدن طرف‌مقابل شود. ضمن این‌که هر رابطه صحیح الزاما به خودی‌خود التیام‌بخش هم خواهد بود اما با توقعات نابجا عاشق‌شدن عواقب خوبی ندارد.



١٣- احساس گناه: زمانی که ادامه یک ارتباط باعث به‌وجود آمدن این احساس می‌شود که اگر ازدواج نکنم به طرف مقابل ضربه خواهد خورد، ازدواج شما نه به‌خاطر مصلحت بلکه به‌خاطر فرار از احساس گناه بوده و در آن حال یک‌طرف نقش ناجی را بازی خواهد کرد که با مصلحت ازدواج منافات دارد.


با یک جمع‌بندی از دسته‌بندی‌های صورت‌گرفته، تازه به‌یاد می‌آوریم که گاه ما نیز در زندگی شخصی خود یا اطرافیانمان با اشتباهاتی از این دست مواجه بوده‌ایم. اما چه شده که این وجوه در جامعه غالب شده‌اند؟



چرخش نظری در ازدواج

در سال‌های اخیر در جامعه ایران چرخشی در مبنای نظری خانواده مشاهده می‌شود؛ این دیدگاه یک جامعه‌شناس است. دکتر قانعی‌راد می‌گوید: در منظورم از مبنای نظری خانواده، نه نظریه‌های جامعه‌شناختی و علمی، بلکه اندیشه‌های اجتماعی در ذهن مسئولان و برنامه‌ریزان و بخشی از مردم است؛ ردپای این چرخش نظری را به‌ویژه در اسناد سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌ بخش عمومی ازجمله در سند ساماندهی ازدواج؛ «اهداف و اصول تشکیل خانواده و سیاست‌های تحکیم و تعالی آن» مصوب‌ سال١٣٨٤ شورایعالی انقلاب‌فرهنگی؛ قانون تسهیل ازدواج مصوب ‌سال١٣٨٤؛ طرح ازدواج آسان و همچنین پیش‌نویس اخیر «قانون جامع جمعیت و تعالی خانواده» می‌توان دید. بیشتر این اسناد از‌ سال٨٤ به بعد و در دولت‌های نهم و دهم نوشته و تصویب شده‌اند.


ظاهرا ضرورت‌ها و آسیب‌های متعددی که در عرصه خانواده دیده می‌شد، مسئولان را به‌سوی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی این عرصه سوق داد.


نکته این‌جاست که درون این اسناد قانونی، مقوله خانواده و ازدواج، با واسطه یا بی‌واسطه مقوله «جمعیت»؛ به «امر اقتصادی و سیاسی» پیوند خورده است.


ظاهرا ضرورت‌ها و آسیب‌های متعددی که در عرصه خانواده دیده می‌شد، مسئولان را به‌سوی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی این عرصه سوق داد.


نکته این‌جاست که درون این اسناد قانونی، مقوله خانواده و ازدواج، با واسطه یا بی‌واسطه مقوله «جمعیت»؛ به «امر اقتصادی و سیاسی» پیوند خورده است.


این فرآیند به معنای غیراجتماعی و غیرفرهنگی‌کردن نهاد خانواده و ازدواج است. خانواده و ازدواج، اموری اجتماعی و فرهنگی هستند، اما با سیاست‌گذاری‌های جدید، شاهد یک نوع تغییر نگرش هستیم که گویا آنها رخدادهای اقتصادی و سیاسی هستند. به نظر من نباید خانواده و ازدواج را ذیل مقوله دستیابی به توسعه اقتصادی و سیاسی تعریف کرد؛ این‌دو را نباید به‌عنوان ابزاری در خدمت دیگر نهادها قرار داد؛ این دو نهاد، قرار نیست اصالتا به توسعه اقتصادی کمک کنند؛ به این معنی نیست که نمی‌توانند در این زمینه کمک کنند، بلکه باید روی ارزش ذاتی نهاد خانواده تأکید گذاشت. اگر ما صحبت از تعالی خانواده می‌کنیم، نباید خانواده را فرع بر نهادها و الزامات اقتصادی و سیاسی تلقی کنیم. پدیده‌های فرهنگی- اجتماعی با پدیده‌های سیاسی- اقتصادی تفاوت دارند و هرکدام از منطق و الزامات خاص خود تبعیت می‌کنند. ما نمی‌توانیم با زبان سیاسی و اقتصادی درمورد خانواده صحبت کنیم.



قانعی‌راد می‌گوید، با توجه به چرخشی که در تفکر اجتماعی رخ داده‌است گویا خانواده ذاتا یک مقوله مرتبط با بخش عمومی و نظام سیاسی جامعه است. امروزه به‌سادگی از مفاهیمی مثل برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری خانواده صحبت به میان می‌آید، بدون این‌که دقیقا بدانیم این سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی چگونه باید باشد؛ آیا این یک تناقض نیست که ما از حوزه سیاسی- اقتصادی برای یک مقوله اجتماعی- فرهنگی برنامه‌ریزی کنیم؟ نکته مهم این است اگر قرار است برای خانواده سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شود این سیاست‌ها و برنامه‌ها باید دارای چه ویژگی‌هایی باشند که منطق خانواده را به‌عنوان یکی از نهادهای مهم جامعه بشری رعایت کند.



هدف سیاست‌گذاران درمان مسائل و بحران‌های خانواده، رفع آسیب‌های خانواده، کاهش سن ازدواج، کاهش میزان طلاق و اخیرا توسعه فرزندآوری و تأمین سلامت باروری از طریق سیاست‌گذاری‌ها بوده است. اما یکی از طنزهای تاریخ این است که متاسفانه همه اقدامات دولت برای رفع آسیب از خانواده جز گسترش آسیب‌ خانواده تأثیر دیگری نداشته است. بررسی تأثیر اجتماعی این سیاست‌ها و قوانین و برنامه‌ها نشان می‌دهد، بخشی از مشکلات کنونی ناشی از همین قوانینی است که در بخش عمومی وضع شده‌است. این سیاست‌ها و قوانین حتی درحال‌تبدیل‌شدن به بخشی از تلاش غیرعمدی و ناخواسته برای تثبیت و نهادینه‌شدن بحران خانواده هستند. متن این قوانین، بوی بحران می‌دهد. در این قوانین، نگاه جامعه‌شناختی و اجتماعی و فرهنگی برای برخورد با مسائل و آسیب‌های خانواده وجود ندارد، بلکه شاهد یک نگاه تا حدی مهندسی و برخاسته از نگاه مدیریت سیستم‌ها به خانواده هستیم؛ درحالی‌که نهاد خانواده به اجتماع تعلق دارد نه به عرصه سازمان.



نتایج سیاست‌گذاری‌های غلط

نتیجه این سیاست‌گذاری‌های غلط، ازدواج‌سازی و ازدواج‌های ابزاری است. ازدواج‌های ابزاری به کاهش کیفیت ازدواج می‌انجامد؛ بنابراین ما با خانواده‌های ناپایدار و مجموعه‌ای از خشونت‌های عاطفی و گاهی فیزیکی، کاهش اعتماد و سرمایه اجتماعی خانواده و در نتیجه ایجاد خانواده‌های ضعیف مواجه هستیم. نسل پدران ما به پشتوانه سنت و فرهنگ ازدواج کردند؛ نسل جوان‌تر ما با انگیزه‌ عشق و صمیمیت ازدواج کرد. امروزه قوانین دولتی دارد نسلی از داوطلبان ازدواج را می‌سازد که به تشویق وام بانکی، مسکن و تسهیلات مادی و اقتصادی ازدواج می‌کنند. با این ازدواج‌هایی که امروزه برنامه‌ریزی می‌شود مشخص نیست با چه آینده‌ای درمورد خانواده و ازدواج روبه‌رو خواهیم بود؟


خانواده به‌عنوان یک نهاد اجتماعی دارای ٣بعد فرهنگی، اجتماعی و شخصیتی است که باید توانایی بازتولید فرهنگی، ایجاد همبستگی اجتماعی و همچنین جامعه‌پذیری فرزندان را داشته باشد. درحالی‌که امروزه شاهد هستیم به‌نام فرهنگ‌سازی، فرهنگ‌زدایی از خانواده صورت می‌گیرد.


خانواده به‌عنوان یک نهاد اجتماعی دارای ٣بعد فرهنگی، اجتماعی و شخصیتی است که باید توانایی بازتولید فرهنگی، ایجاد همبستگی اجتماعی و همچنین جامعه‌پذیری فرزندان را داشته باشد. درحالی‌که امروزه شاهد هستیم به‌نام فرهنگ‌سازی، فرهنگ‌زدایی از خانواده صورت می‌گیرد. اسناد قانونی، ظرفیت بازتولید فرهنگی را با نام فرهنگ‌سازی برای ازدواج، از خانواده می‌گیرند. بازتولید فرهنگی زمانی صورت می‌گیرد که ما یک طرح تفسیری فرهنگی از خانواده داشته باشیم و بتوانیم خانواده را در پرتو مفاهیم، ‌نمادها و مناسک فرهنگی تعریف کنیم. چیزی که در اسناد خانواده، فرهنگ‌سازی نامیده شده به نظر من فرهنگ‌زدایی از خانواده و ازدواج است. ساده‌سازی ازدواج یکی از موارد فرهنگ‌زدایی از ازدواج و خانواده است؛ ساده‌سازی نوعی مراسم‌زدایی از ازدواج است. آیین‌ها و اسطوره‌های فرهنگی درمورد ازدواج همان است که یک فرد سنتی را به‌سوی ازدواج می‌کشاند.


این آیین‌ها و اسطوره‌ها یک پدیده پیچیده فرهنگی به نام ازدواج و خانواده را در ذهن ما می‌نشانند. اگر مبنای عمل ما عقل باشد ازدواج عملی است که قید و بند را به ما تحمیل می‌کند؛ بنابراین باید غیرعقلانی تلقی شود؛‌ درواقع این جامعه است که به ما مبنای دیگری برای عمل می‌دهد. این مبنا، فراعقلی است درست مانند دین، خدا، اخلاق، عشق به میهن، وظیفه‌شناسی، ایثار و گذشت. بحث من این است که آیین‌ها و مناسک ازدواج، مبنای رفتاری ما را فراهم می‌کنند؛ قرار نیست ازدواج فقط با خواندن یک صیغه از سوی عاقد شروع و تمام شود. ازدواج قبل از فراخوان برای آسان‌کردن آن به این اندازه پیچیده نبود؛ چون ناخودآگاه فرهنگی جامعه ما دارد از خودش دفاع می‌کند. چون خانواده‌ها می‌دانند اگر چیزی را به‌راحتی به‌دست بیاورند به‌راحتی هم از دست می‌دهند. ازدواج یک قرارداد معاملات ملکی نیست که شما بروید و متنی را امضا کنید و برگردید، بلکه یک فرآیند پیچیده است که شما را در برابر خانواده و کل جامعه متعهد می‌کند. درواقع جامعه با مراسم ازدواج، قیدهایش را روی گردن شما می‌اندازد. جامعه می‌خواهد با این مراسم و نمادهای فرهنگی حق خودش را بگیرد.



اسناد بخش عمومی درحال تبدیل کردن ازدواج به یک فرآیند عقلانی و حتی اقتصادی صرف است. در این اسناد از مقوله مدیریت اقتصادی سخن گفته می‌شود. ازدواج به‌گونه‌ای تعریف می‌شود که گویا شما با یک فعالیت اقتصادی مواجه هستید. ازجمله طرح‌هایی که در این اسناد آمده‌است، ایجاد صندوق تعاونی ازدواج برای جوانان، بیمه ازدواج، مالیات بر ازدواج و تعیین سقف برای مهریه دختر براساس شغل پدر است. بیمه ازدواج به این معنی است که پذیرفته‌ایم در جامعه جدید ایران بخش زیادی قرار است طلاق بگیرند. کالایی‌شدن و اقتصادی‌شدن خانواده که باعث بی‌ثباتی خانواده شده در جامعه این نگرش را ایجاد کرده‌است که وزن مهریه را بالا ببریم که طلاق کمتری صورت بگیرد؛ این امر در عمل چه مقدار کارآیی داشته است؟



برای استحکام ازدواج، تضمین فرهنگی نیازداریم نه تضمین اقتصادی

آنچه ازدواج را تضمین می‌کند، تضمین فرهنگی است. اگر گاهی در گذشته مهریه، تضمین اقتصادی محسوب می‌شد، این امر در پرتو یک تضمین وسیع‌تر فرهنگی صورت می‌گرفت؛ امروزه یک امر فرهنگی مانند مهریه، تبدیل به امری اقتصادی شده است. جشنواره ازدواج‌های گروهی و دانشجویی طرح دیگری است که در این اسناد وجود دارد. ازدواج قرار است که بخشی از تاریخ خانواده باشد؛ وقتی ازدواج را از بستر خودش جدا می‌کنیم از آن نهادزدایی می‌شود و «از جا دررفتگی» و جابه‌جاشدن رخ می‌دهد. نقش زیاددادن به جشنواره‌های گروهی ازدواج و ازدواج‌های دانشجویی و دنبال راه‌حل‌های اینچنینی بودن غفلت از مشکل اصلی است؛ این خرده ‌طرح‌ها قادر نیستند این مسأله را حل کنند. دانشگاه محل درس خواندن است که ازدواج هم در آن رخ می‌دهد. فرآیندهای آموزش و قوانین و مقررات آموزشی نباید بیش از حد تحت‌تأثیر ازدواج دانشجویان قرار بگیرند.


از دیگر طرح‌های موجود در اسناد خانواده می‌توان به دفاتر وساطت ازدواج ازجمله پایگاه‌های اینترنتی همسرگزینی اشاره کرد. با این طرح، وساطت‌های داخل جامعه را که به‌طور طبیعی وجود دارد، می‌خشکانیم. نقش خانواده برای همسریابی و همسرگزینی بسیار پررنگ بوده و تا اطلاع ثانوی همین‌طور خواهد بود.


از دیگر طرح‌های موجود در اسناد خانواده می‌توان به دفاتر وساطت ازدواج ازجمله پایگاه‌های اینترنتی همسرگزینی اشاره کرد. با این طرح، وساطت‌های داخل جامعه را که به‌طور طبیعی وجود دارد، می‌خشکانیم. نقش خانواده برای همسریابی و همسرگزینی بسیار پررنگ بوده و تا اطلاع ثانوی همین‌طور خواهد بود. البته ممکن است بچه‌ها در دانشگاه یا محل کار کسی را انتخاب کنند اما همچنان گزینش نهایی به‌عهده خانواده‌هاست. کانون‌ها و دفاتر وساطت ازدواج مانند دفتر معاملات‌ملکی است. قرار نیست دختران یا پسران برای انتخاب همسر به جایی مثل دفتر معاملات ملکی بروند. این امر فرهنگی و اجتماعی باید در بستر دیگری رخ دهد.



طرح تشکیل خانه‌های عفاف نیز از دیگر طرح‌های پیشنهادی اسناد خانواده است. این طرح ازدواج موقت را ممکن می‌کند. براساس سندی که من دیده‌ام، خانه‌های عفاف برای دانشجویان و دانش‌آموزان است؛ یعنی یک نوجوان ١٧ساله پسر هم می‌تواند آن‌جا برود؛ کسی که دارد قانون را امضا می‌کند، راضی نیست دختر ١٧ ساله‌اش برود خانه عفاف. احتمالا می‌خواهد پسرش را چنین جایی بفرستد؛ شما نام این را می‌گذارید خانه عفاف و ازدواج موقت برای کسانی که امکان ازدواج دایم ندارند؟ آیا در چنین طرحی فضای معنایی و مفهومی خانواده تا حد تأمین نیازهای جنسی تقلیل داده نشده است؟


قوانین و مقررات موجود تا حد زیادی خانواده را استاندارد می‌کنند. تنوع فرهنگی را می‌گیرند. صورت‌های ازدواج در ایران بسیار گسترده است؛ گرفتن مخرج‌مشترک این مناسک- خواندن خطبه عقد از سوی عاقد- به معنی نادیده‌گرفتن فضای فرهنگی است. به نظر من اگر صداوسیما آیین‌های متنوع ازدواج در ایران را در تلویزیون پخش کند، خدمت بیشتری به گسترش فرهنگ ازدواج کرده ‌است تا این‌که به ترویج ساده‌سازی ازدواج بپردازد.



پیامدهای طرح‌های موجود در اسناد مربوط به خانواده

کاهش جاذبه فرهنگی ازدواج یکی از پیامدهای طرح‌های موجود در اسناد خانواده است. درحال‌حاضر ازدواج از نظر فرهنگی امر جالبی نیست و جاذبه‌اش هم با پول و وام برنمی‌گردد. باید تلاش کرد جاذبه فرهنگی‌ ازدواج برگردد. حمایت فرهنگی از ازدواج درحال کاهش است. درواقع نوعی به‌هم‌ریختگی فرهنگی درحال‌گسترش است. برنامه‌ها و قوانین موجود در مناسبات خانواده حقوق را به‌جای اخلاق مسلط می‌کنند. قرار است خانواده بر مبنای اخلاق بچرخد نه حقوق. قرار نیست اعضای خانواده بگویند حق من این است. حق، چیز خوبی است اما روابط خانوادگی مبتنی‌بر احسان است نه حقوق. باید نوعی مناسبات اخلاقی ایجاد شود؛ این مناسبات اخلاقی را هیچ دولتی نمی‌تواند از بالا به پایین ایجاد کند. با حمایت کل پول نفت کشور هم نمی‌توان یک خانواده اخلاقی ساخت، باید از جای دیگری آغاز کرد.



راه‌حل

اخلاق خانواده درحال‌تضعیف است. طبیعتا نقش کنترل اجتماعی خانواده هم کاهش پیدا می‌کند. باید دنبال برنامه‌هایی باشیم که پیوند مجدد بین خانواده و جامعه ایجاد کند. نهاد خانواده باید مجددا اجتماعی شود و این کار از طریق دادن رنگ فرهنگی به مدیریت، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مربوط به خانواده صورت می‌گیرد. در غیراین‌صورت، بحران خانواده را پذیرفته‌ایم و راه‌حلی هم برای حل این قضیه نداریم. آمار نشان می‌دهد، از موقعی که آقای احمدی‌نژاد آمد و گفت می‌خواهیم ازدواج را بیشتر کنیم و طلاق را کمتر، روز به روز ازدواج کمتر و طلاق بیشتر شد. این امر نشان می‌دهد، رویکرد غلطی اتخاذ کرده‌ایم. امیدواریم. فرصتی دست دهد تا درمورد راه‌حل‌ها به‌صورت عملی‌تر صحبت کنیم.


بعضی از احساس کمبودها و تهی‌بودن‌ها هیچ ربطی به ازدواج‌کردن یا نکردن ندارد و از جاهای دیگری نشأت گرفته است. بعضی افراد فقط به‌خاطر این احساس‌کمبود ازدواج می‌کنند و این هم اشتباه است. این افراد می‌خواهند طرف‌مقابلشان نواقص کودکی‌شان را برطرف کند. آنها با این عمل‌شان مسئولیت‌پذیری را از خود منع می‌کنند و از طرف‌مقابل توقع دارند تا نقش پدر یا مادر را برای آنها بازی کند که ممکن است به‌زودی موجب خسته‌شدن طرف‌مقابل شود. ضمن این‌که هر رابطه صحیح الزاما به خودی‌خود التیام‌بخش هم خواهد بود اما با توقعات نابجا عاشق‌شدن عواقب خوبی ندارد.


اخلاق خانواده درحال‌تضعیف است. طبیعتا نقش کنترل اجتماعی خانواده هم کاهش پیدا می‌کند. باید دنبال برنامه‌هایی باشیم که پیوند مجدد بین خانواده و جامعه ایجاد کند. نهاد خانواده باید مجددا اجتماعی شود و این کار از طریق دادن رنگ فرهنگی به مدیریت، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مربوط به خانواده صورت می‌گیرد.

http://ebrat.ir/


موضوعات مشابه:


ارتباط قبل از ازدواج با عشق برای شناخت بیشتر 

چگونه ازدواجی سالم و موفق داشته باشیم؟ 

نامزدی همان ازدواج است؟ 

درباره ازدواج سفید یا همباشی چه می دانیم؟ 

زنگ خطر بالا رفتن سن ازدواج 

الفبای ازدواج موفق 

مهم ترین ملاک های ازدواج موفق 

تبعات ازدواج سفید چیست؟

Image result for ‫ازدواج سفید چیست‬‎


همه ما با عبارت‌های «ازدواج دائم» و «ازدواج موقت» آشنا و کم و بیش از احکام شرعی آن‌ها اطلاع داریم، اما کمتر پدیده «ازدواج سپید» به گوشمان خورده است. این پیوند بر خلاف ازدواج دائم و موقت نه در شرع و نه در عرف ما ایرانیان جایی ندارد، چون دختر و پسر بدون برگزاری مراسم عقد و به خاطر منافع اقتصادی و عاطفی بدون، زیر یک سقف می‌روند.

به گزارش ایسنا، دکتر امیدعلی احمدی - جامعه‌شناس- درباره تعریف «ازدواج سفید» می‌گوید: در این ازدواج که در غرب رایج است و به معنای «هم‌باشی» نیز شناخته می‌شود ، پیوندی به مدت زمان نامعلوم بین دو فرد برقرار می‌شود که فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی است.

مهدی بیاتی روانشناس و استاد دانشگاه نیز ازرابطه‌ ایجاد شده در «ازدواج سپید» انتقاد کرده و معتقد است: ازدواج واژه مقدسی است، بنابراین زندگی دختر و پسر زیر یک سقف را بدون عقد شرعی نمی‌توان ازدواج نامید؛ بلکه چنین رابطه‌ای با اهدافی مانند برآوردن نیازهای جنسی و روانی برقرار می شود و اگرچه ممکن است از زاویه‌ای برای مرد مثبت باشد، ولی اثر ویران‌کننده‌ای بر زن می‌گذارد، چراکه زنان دارای زیبایی‌های خدادادی هستند که باید آن را در جای خود هزینه کنند. زمانی که شادابی و نشاط زن به مرور زمان کاهش یابد، ممکن است علاقه مرد به ادامه زندگی با او کم شود و او به زن دیگری گرایش پیدا کند.

علل گرایش به ازدواج سپید

علی اصغر نژادفرید- روانشناس- دلیل اصلی ظهور پدیده ازدواج سپید را نبود مسئولیت‌پذیری حداقل در یک طرف از رابطه می‌داند و می‌گوید: نبود مسئولیت‌پذیری، ریسک‌ فاکتوری اساسی برای زندگی محسوب می‌شود؛ چرا که در چنین روابطی افراد مسئولیت عملکرد خود را برعهده نمی‌گیرند.

بیاتی نیز با تاکید بر ضرورت مسئولیت‌پذیری زن و مرد در یک رابطه می‌گوید: چنین عاملی می‌تواند در تداوم زندگی مشترک تاثیر بسیار زیادی داشته باشد این در حالیست که اکنون فضای ازدواج مناسب نیست و افراد به علت مشکلاتی مانند مسائل اقتصادی تمایل به ازدواج و رفتن زیر یک سقف را ندارند.

تبعات ازدواج سپید

دکتر علی‌اصغر نژادفرید- روانشناس- می‌گوید: فرزندان حاصل از چنین ازدواجی بیشترین لطمه را متحمل می‌شود، چراکه چنین ازدواجی ثبت نمی‌شود و سرنوشت آنان پس از تولد مشخص نیست. بارداری‌های ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی از تبعات دیگر ازدواج سپبد است.

بیاتی هم معتقد است: چنین رابطه‌ای موجب کاهش فرزندآوری می‌شود، علاوه بر آن سطح زندگی افراد تغییر می‌کند و خلاء روانی برای دختر را در پی دارد و ممکن است حتی شانس مادر شدن او را کاهش دهد و حتی به آسیب‌هایی مانند اعتیاد سوق پیدا کنند، این در حالیست که مردان در صورت ترک چنین رابطه‌ای کمتر آسیب می‌بینند.

نژاد فرید درباره تبعات دیگر ازدواج سپید می‌گوید: در چنین ازدواج‌هایی امکان دارد که یکی از طرفین هر لحظه نسبت به ادامه این رابطه اظهار بی‌میلی کند و این امر موجب وارد شدن صدمات روحی قابل توجهی به طرف مقابل به ویژه زنان می‌شود چراکه آنان بر حسب طبیعت خود دوست دارند روی فردی سرمایه‌گذاری عاطفی کنند که این فرد از ارزش لازم برخوردار باشد.

او به جنبه حقوقی ازدواج سپید اشاره و اظهارمی‌کند: این ازدواج از نظر قانونی جرم است. از نظر شرعی نیز گناه محسوب می‌شود و همواره فرد با نوعی ترس و نگرانی از عواقب چنین رابطه‌ای دست و پنجه نرم می‌کند. این در حالیست که اگر این روابط ثبت شود، امکان اثبات متعلق بودن فرزند به پدر وجود دارد.

علی احمدی هم با بیان اینکه رابطه «هم‌باشی» در ایران پذیرفتنی نیست، تاکید می‌کند: این رابطه نه از سوی خانواده و نه نهادهای اجتماعی پذیرفته نمی‌شود. بنابراین می‌تواند آسیب‌های زیادی را به همراه داشته باشد.هرچند که ممکن است ارضای عاطفی و جنسی و سرنوشت یکسان اقتصادی به دنبال داشته باشد،‌ اما به محض آشکار شدن، مردم با آن مخالفت می‌کنند و حمایت‌های اجتماعی از زوجین برداشته می‌شود. چرا که این پیوند از نظر حقوقی و قانونی هیچ جایگاهی ندارد.

وی افزود: در این شرایط به نظر می‌آید لازم است از سویی با فراهم کردن زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی و از سوی دیگر با فرهنگ‌سازی و تشویق جوانان به ازدواج دائم از میزان تمایل آنان به روابطی مانند ازدواج سپید کاست و جامعه را از عوارض چنین پیوندهایی مصون نگه داشت.

http://www.asriran.com/

12 انگیزه غلط برای ازدواج (قسمت دوم)

1- فشار اطرافیان

تاثیراتی است که دوستان،خانواده، جامعه و حتی عقاید شما بر شما تحمیل می کنند. پیامی که مضمون آن اینچنین است: "تو باید در یک رابطه با جنس مخالف خود باشی و یا حتما ازدواج کنی، اگر رابطه نداشته باشی و یا ازدواج نکرده باشی حتما عیبی در تو وجود دارد." در جامعه فشار زیادی به افراد مجرد تحمیل میگردد اما دیگر زمان آن فرا رسیده است که آنها را به حال خود رها کنیم و بیاموزیم که تجرد آنها را درک کرده و ارج نهیم. هر فردی مختار است مجرد بماند و یا ازدواج کند.

 

2- رهایی از تنهایی و افسردگی

بسیاری از افراد تنها به این خاطر که تنها هستند( و یا از تنها ماندن هراس دارند) و یا مایوس میباشند تن به ازدواج میدهند. آنها تصور میکنند که ازدواج مشکل آنها را مرتفع میکند. اما در این شرایط معمولا فرد قادر به یک گزینش صحیح نمیباشد و احتمال آنکه فرد با شخص نامناسبی ازدواج کند زیاد است. یک انسان ناامید و تنها پس از ازدواج نیز تنها خواهد ماند. برخی افراد تا آن حد از لحاظ عاطفی تهی میباشند که امیدی به یک ازدواج موفق با هیچ فردی را احتمال نمیدهند. در نهایت نیز اینگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگیزی میشوند.

 

3- عطش جنسی

برخی افراد آنقدر غرق در غرایض جنسی خود میبانشد که جز روابط جنسی به چیزی دیگری نمی اندیشند. آنها رابطه جنسی را به یک رابطه صمیمانه و دراز مدت ترجیح میدهند. این گونه افراد تنها بدنبال یک همخوابه میباشند تا یک همسر خوب. اینگونه ازدواجها نیز پس از مدتی به سردی گراییده و از هم میپاشد. این انگیزه معمولا در مردان مشاهده میشود و تعداد آنها هم کم نیست.

 

4- گریختن از واقعیات زندگی خود

بسیاری از افراد ازدواج میکنند نه به این خاطر که شخص مناسبی را برای ازدواج یافته اند، بلکه به جهت آنکه عذری برای دوری گزیدن از مشکلات و واقعیات زندگی خود تراشیده باشند. زندگی اینگونه افراد عاری از شور و اشتیاق و هدف مشخص میباشد. اما جای آنکه راه حل را درون خودشان بیابند ازدواج کرده و تصور میکنند با ورود فرد دیگری در زندگیشان، زندگی آنها نیز از سکون و کسالت آوری بیرون خواهد آمد.

 

5- گریختن از رشد و بالندگی

اینگونه افراد تنها به این منظور ازدواج میکنند که فرد دیگری مسئولیت مراقبت از انها را به عهده گیرد. اینگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفی به شریک خود وابسته میشوند. اینگوه ازدواجها در موارد زیر نمود بیشتری دارند:

 

 ازدواجهایی که اختلاف سنی فاحشی میان دو فرد وجود دارد.

در ازدواجهایی که اختلاف فاحشی در قدرت مالی و یا موفقیت شغلی دو فرد وجود دارد.

ازدواجهایی که مغایرت محسوسی در سبک زندگی دو فرد وجود دارد.

 

6- احساس گناه

برخی افراد که پیش از ازدواج با فردی رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد میدهند به این خاطر که از ترک کردن شریک خود هراس دارند که پس از رفتن آنها چه بر سر شریکشان خواهد آمد. همچنین احساس گناه میکنند زیرا که تصور میکنند آنطور که باید و شاید رفتار پسندیده ای نسبت به شریک خود نداشته اند و یا متقابلا لطفهایی که شریکشان در حق آنها روا داشته را جبران نکرده اند. هنگامی که فرد از روی احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روی عشق واقعی تن به ازدواج با فردی دیگر میدهد ثمری جز ناکامی و نابودی هر دو فرد در پی نخواهد داشت.

 

7- پر کردن خلاء احساسی و معنوی

اینگونه افراد دارای حس پوچی و بی ارزشی میباشند و میخواهند توسط فرد دیگری خلاء وجودی خود را به گونه ای پر کنند اما باید آگاه باشند که هر میزان هم که فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر کردن خلاء های زندگی آنها نمیباشد.

 

8- پذیرش اجتماعی

جامعه به افراد مجرد به چشم یک انسان متهم مینگرد. این جمله را در درب ورودی بسیاری از رستورانها و یا مراکز دیگر زیاد دیده اید: "ورود افراد مجرد ممنوع" و یا بسیار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمیاورند. بنابراین ازدواج انگیزه ای میگردد برای جوانان تا در جامعه مورد پذیرش قرار گیریند.

 

9- تامین مخارج زندگی

اینگونه ازدواجها در زنان بیشتر به چشم میخورد که به منظور تامین نیازهایشان با مرد ثروتمندی تن به ازدواج میدهند.

 

10- اعتماد بنفس پایین

برخی افراد با نخستین فردی که به آنان پیشنهاد ازدواج میدهد میپذیرند و ازدواج میکنند. اینگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پایینشان میپندارند قابل دوست داشتن نبوده و یا ارزش، زیبایی، محاسن و هنر کافی در خود سراغ ندارند که فردی شیفته آنان گردد. آنان از ترس آنکه نکند فرد دیگری آنان را نپسندد و شاید این آخرین فرصتی باشد که در زندگی برایشان ایجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج میدهند.(مانند دخترانی که خیلی زود ازدواج میکنند)

 

11- اخذ تابعیت کشور دیگر

اینگونه افراد برای اخذ تابعیت کشور خاصی تن به ازدواج میدهند که یک ازدواج مصلحتی محسوب میگردد.

 

12- بی ارزش شمردن ارزش خود

اینگونه طرز تفکر در زنان به چشم میخورد. اینگونه زنان و یا دختران چنین میپندارند که وظیفه یک فرد تامین مخارج معیشتی و وظیفه یک زن تنها برآورده ساختن نیازهای جنسی مرد میباشد. آنها ارزش زن را در سطح یک همخوابه صرف میدانند. یکی از عللی که دختران جوان با مردان مسن ازدواج میکنند همین مسئله میباشد.

 

به خاطر داشته باشید که بهترین سن ازدواج بر اساس مطالعات 32 سال میباشد. بنابراین عجله نکنید و با دید گشوده شریک زندگی خود را برگزینید. همچنین سعی کنید پیش از بچه دار شدن حداقل 2 سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئنی رسیده باشد.


مطالب پیشنهادی:

دیابت را چگونه درمان کنیم؟

چگونه می توان از سرطان سینه جلوگیری کرد؟

کافئین بر بدن چه اثراتی خوب و بد دارد؟

حقایق بیماری ایدز چیست؟

چرا پزشکان از بیماران زیر میزی می گیرند?

چگونه می شود با فعالیت فیزیکی جلوی بیماریها را گرفت؟

ویژگی های ظروف آشپزی و اثر آن در پخت غذا

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟

 

http://maktoobshop.com

 

 

9 انگیزه غلط برای ازدواج( قسمت اول)


برخی اوقات افراد گوناگون به دلایل عجیب و غریبی ازدواج میکنند. گاهی نیز دلایل خوب و موجهی برای انتخاب فرد بخصوصی در سر دارند. آیا شما تحت فشار هستید که هرچه زودتر ازدواج کنید؟ آیا در این مرحله از رابطه تان باید ازدواج کنید؟ بهتر است که خوتان را ارزان نفروشید. به این دلایل بد برای ازدواج نگاهی بیاندازید:

 

1- ازدواج کردن فقط برای پول

فرض میکنیم فردی که شما شیفته و عاشقش شده اید شخص ثروتمندی باشد که خوش به سعادتان. البته عاقلانه هم نیست که با فردی که کاملا بی پول است و هیچ قصدی هم ندارد که در آینده در تامین هزینه های زندگی سهمی داشته باشد، ازدواج کرد. مگر آن که حاضر باشید 18 ساعت از روز را با کمال رضایت کار کنید تا قادر باشید مخارج سنگین زندگی را تامین کنید. اما ازدواج کردن با فردی تنها به خاطر پول، صرفنظر از احساس شما نسبت به آن فرد، تقریبا همواره اشتباه میباشد.

 

2- ازدواج اجباری

50 سال پیش شما چاره ای جز ازدواج در این شرایط نداشتید ( با فردی که رابطه جنسی داشته اید و منجر به بارداری شما گردیده) اما امروزه خیر. مگر آنکه حقیقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشید و حاظر باشید تا 40 سال با وی زیر یک سقف زندگی کنید. تحت فشار تصمیمی نگیرید که یک عمر پشیمانی و اندوه برایتان به بار بیاورد. اگر مردد و دو دل می باشید صبر کنید تا کودک بدنیا بیاید سپس یک تصمیم عاقلانه و هوشیارانه اتخاذ کنید.

 

3- ازدواچ به خاطر ترک و فرار از خانه والدین

وقتی وضعیت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می شود. و تعجبی ندارد که بسیاری از افراد این راه گریز را انتخاب میکنند. اما معمولا این مسیری است که شما را از چاله در آورده و درون چاه می اندازد. دوام آوردن در خانه پدر و مادر یکی دو سال طولانیتر، کمتر رنج آورتر میباشد تا آنکه با نخستین پیشنهاد ازدواجی که از سوی فردی به شما داده شد ،آن را پذیرفته و تن به ازدواج دهید زیرا آن وقت ممکن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

 

4- والدین شما به آن فرد علاقه دارند

البته جای تعجب دارد که والدین شما واقعا همسر آینده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن این فرد از سوی آنها دلیل کافی برای مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمی باشد. سالهای آینده زمانی که آنها درگذشتند و از میان شما رفتند شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید. فردی که شاید مرد و یا زن رویاهای شما نباشد.

 

5- عادت به رابطه دراز مدت

هنگامی که دو فرد برای مدتی با یکدیگر ارتباط داشته و سپس تصمیم ازدواج با یکدیگر را می گیرند، اشکالی ندارد. اما چه وقت اجبار بدلیل عادت محض خطرناک میشود؟ زمانیکه دو فرد با یکدیگر ازدواج کرده اند و یا از یکدیگر طلاق گرفته اند تصمیم بگیرند که شانس خودشان را مجددا امتحان کنند. مطمئن باشید هرگاه بار نخست کارساز نبوده باشد بار دوم نیز کارساز نخواهد بود.

 

6- خواهان فرزند بودن

بله. صاحب فرزند شدن قویترین نیروی محرک برای بسیاری از افراد برای ازدواج میباشد-اما آیا شما حاضرید که فرزندان خود را در شرایط نه چندان ایده آل پرورش دهید؟ موضوع اینجاست که زمانی که فرزندان بزرگ میشوند و از کنار شما می روند شما مجددا با آن فرد خواهید بود. هیچ فردی کامل نیست. اما حداقل پدر و یا مادری برای فرزندان خود برگزینید که بتواند برای آنان یک پدر و یا مادر خوبی بوده و همچنین شما به وی علاقه داشته و برایش احترام قائل باشید. درغیر این صورت گزینه دیگری را مدنظر قرار دهید مانند تک سرپرستی و یا کودکی را به فرزند خواندگی بپذیرید.

 

7- با فردی که رابطه جنسی داشته اید ازدواج کنید

مواردی وجود دارد که اینگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. اما معمولا این گونه ازدواجها زیاد دوام نخواهد آورد و پایه ای برای یک رابطه دراز مدت نخواهد بود. موضوع رابطه جنسی با ازدواج متفاوت می باشد. این سناریو را در نظر بگیرید: فردی که شخصی را می یابد که حاظر است به همسر و یا نامزد خود خیانت کند و خود آن شخص نیز تردید نمیکند که با فرد دیگری رابطه جنسی برقرار کند، مسلما رابطه آنها رابطه مستحکمی نخواهد داشت. زیرا فردی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.

 

8- برای فرزند خود پدر و یا مادر میخواهید

اگر توانستید فرد مناسبی را بیابید که به شما تبریک میگوییم. اما اگر تردید دارید دست نگاه دارید. این برای فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است که یک نامادری و یا ناپدری بی رحم داشته باشد تا آنکه یک پدر و یا مادر تک اما دلسوز و مهربان.

 

9- فشار اجتماعی

تمام دوستان شما ازدواج کرده اند. اما شما هنوز مجرد هستید...اما مطمئن باشید که یکی دوتای آنها هم اکنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشید. هنگامی که خاله شما در مورد آنکه آیا تصمیم به ازدواج داری یا خیر از شما سوال می کند به وی اعتنا نکنید. بهتر است تنها باشید تا آنکه با شخصی ازدواج کنید که سبب بد بختی شما گردد. هیچگاه تنها بخاطر آنکه متاهل هستید معیارهای خود را پایین نیاورید.

مطالب پیشنهادی:

چگونه می توان جلوی آثار جانبی تشعشع لامپ های کم مصرف بر چشم و پوست را گرفت؟

ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد کدامند؟

چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟

ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت

ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی

مردان در زمینه بهداشت باروری همسران چه نقشی دارند؟

 

http://maktoobshop.com

 

دو شاهراه به قلب همسرتان



ازدواج هدف اصلی زندگی نیست؛ بلکه وسیله ی کارآمد و موثری است که به کمک آن می توان به اهداف رسید.

قلب

بشر به حکم طبیعت و نیازهایش پیوسته با انسان های دیگر در ارتباط است و کیفیت روابط او به حدی مهم است که کیفیت زندگی اش را مشخص می سازد. مشابه رگ ها که وسیله تغذیه و رشد بدن هستند، رابطه انسان نیز ابزار رشد شخصی، شغلی، و اجتماعی او محسوب می شود. اگر همه رابطه هائی که یک فرد از کودکی تا بزرگسالی با دیگران برقرار می کند، در نظر مجسم کنیم، اثر آن ها را بر ترقی و تکامل او روشن تر می بینیم و تردید نمی کنیم که این داد و ستدهای انسانی در ایجاد شادی و پیروزی یا غم و بازماندگی فرد و اجتماع، نقشی بزرگ و اساسی به عهده دارند.

 

اثر و اهمیت رابطه و آگاهی از این که کیفیت رابطه های هر کس، کیفیت زندگی او را تعیین می کند، ما را مشتاق می سازد که بدانیم رابطه سالم، و سازنده، چه ویژگی هائی دارد. علاقه مندی ما به خانواده همسر و اقوام و نزدیکان و مخصوصاً ترس از جدائی های ناخواسته، این دانش را ضروری تر می سازد. داشتن این آگاهی ضروری است چون می دانیم که با به کارگیری آن بهتر می توانیم با مردم و افرادی که دوستشان داریم، ارتباط مطلوب و ثمربخش برقرار سازیم.

 

1- آگاهی از هدف ها

افرادی که با یکدیگر رابطه سالم و سازنده دارند، از هدف های رابطه خود با دیگران، کاملاً مطلع هستند. این افراد به بلوغ فکری لازم رسیده و دریافته اند که هیچ کس با دیگری رابطه ای برقرار نمی کند، مگر این که بخواهد به سودی برسد، این سود می تواند مادی، معنوی یا مجموعه ای از هر دو باشد. افراد قبل از ازدواج فکر می کنند هر که هستند و هر چه که باشند، زندگی شان به تنهائی کامل نیست، بنابراین فردی را برگزیده و با او ازدواج می کنند تا با ایجاد زندگی مشترک به تکاملی بهتر دست یابند. هدف کلی و انتظار ضمنی همسران، این است که زندگی مشترکشان به مراتب رضایت بخش تر از زندگی مجردی آن ها باشد. بنابراین به صورت مداوم، کیفیت دو دوره را با هم می سنجند تا هم خود شاهد رضایت بیشتر بوده و هم همسر خویش را به رضایت آرزو شده برسانند. آن ها بنا به هدف کلی که دارند، پیوسته می کوشند تا در هر شرایطی برای سلامت، خشنودی، شادی و سربلندی همسر برگزیده، یا فرد برتر زندگی خود، تلاش کنند و با او به استقبال آینده بروند.

 

نکته مهم

خیلی از جوانان که به تازگی ازدواج کرده اند باید بدانند که ازدواج هدف اصلی زندگی نیست؛ بلکه وسیله ی کارآمد و موثری است که به کمک آن می توان به اهداف رسید. کسانی که تصور می کنند هدف آنها ازدواج کردن است، مخصوصا دختر خانم های کم سن و سال، همین که چند هفته از ازدواج آنها گذشت و شور و شوقشان خوابید و همسرشان مجبور شد تا دیر وقت برای اداره زندگی کار و فعالیت داشته باشد، به یکباره افسرده شده و کاخ آمال و آرزو هایشان را ویران می بینند و برخی دیگر توقع زیادی از همسر پیدا می کنند، البته نه توقع مالی، توقع رفتاری، مثلا این که هر شب برای آنها گل بخرد، همیشه نقش یک عاشق را بازی کند و ...

شما باید در زندگی اهداف بهتری داشته باشید، کسب مدارج عالی در تحصیل، کار کردن در یک گرایش خاص، سود رسانی به خلق خدا و ...

هیچوقت حتی نزدیک کاری نشوید که اعتماد همسرتان نسبت به شما کم شود، اعتماد چیزی نیست که به راحتی به دست آید

زن و شوهر موفق هر یک هدف خود را آگاهانه و با بصیرت انتخاب می کنند و تمامی راه های رسیدن به آن اهداف را بررسی می کنند و با مشارکت و تحلیل راه حل ها، بهترین و مناسب ترین و کوتاه ترین راه را بر می گزینند. آنان در صورت مواجه با موانع احتمالی که از رسیدن به هدف ها دورشان می سازد، نهراسیده و با بررسی مشکل، مانع یا موانع موجود را مرتفع می سازند. آنها می دانند که رسیدن به اهداف زندگی، همواره فراز و نشیب هایی دارد که بایستی با تفکر و بهره مندی از مجموعه توانایی های موجود خانواده ها، به درستی از تنگناها، به سلامت عبور کنند. همسرتان را از اهدافتان آگاه کنید و از اهداف او هم بپرسید و در رسیدن به اهدافتان، پشت یکدیگر باشید.

 

2- اعتماد

هر نوع رابطه ای برای ادامه یافتن باید از درجه ای از اعتماد برخوردار باشد و طرفین رابطه باید قابل اعتماد بودن خودشان را در عمل نشان دهند. هیچ چیز مثل اعتماد، ادامه رابطه را تضمین نمی کند، هر چه رابطه سالم تر باشد، میزان اعتماد افراد در آن رابطه نسبت به یکدیگر، بیشتر است و هر چه افراد در رابطه ای ریشه بدوانند، احتمال سلامت آن رابطه را افزایش می دهند. معمولاً همسران به دلیل اعتماد فراوان به یکدیگر، از همه اسرار، اطلاعات و خوبی و بدهای یکدیگر باخبرند. باید به یاد داشت اگر چه اعتماد بهترین راه اثبات عشق و دوستی است، سوءاستفاده از آن موجب سستی ارتباط و فقدان آن سبب گسستن آن می شود. در داشتن اعتماد نیز باید تعادل داشت زیرا که اعتماد مطلق می تواند به فریب خوردن و کم اعتمادی می تواند به زجر کشیدن، منجر شود. در این رابطه، اصل اساسی، اعتماد عملی است و صحبت از اعتماد که جنبه شعاری داشته باشد، به بهبود روابط و سلامت آن کمک نمی کند. نکته مهم این که هیچوقت حتی نزدیک کاری نشوید که اعتماد همسرتان نسبت به شما کم شود، اعتماد چیزی نیست که به راحتی به دست آید.

 

مطالب پیشنهادی:

چگونه می توان جلوی آثار جانبی تشعشع لامپ های کم مصرف بر چشم و پوست را گرفت؟

ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد کدامند؟

چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟

ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت

ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی

مردان در زمینه بهداشت باروری همسران چه نقشی دارند؟

 

http://maktoobshop.com

 

 

ازدواج آگاهانه، بهنگام و آسان

 

دکتر علیرضا عصارنیا معاون فرهنگی ـ اجتماعی سازمان ملی جوانان در باره ی تاخیر سنی در ازدواج مشکلات فرهنگی را مهمترین علت افزایش سن ازدواج و حتی عدم ازدواج معرفی می کند و می افزاید : ما به همین دلیل همیشه باید به اصل مساله ازدواج تاکید کنیم و اگرازدواج آگاهانه به هنگام و ساده باشد 50 درصد از مشکلاتی که در نهایت می تواند منجر به پدیده شوم طلاق هم شود کاهش می یابد .

 

وی می گوید : ما به هیچ وجه اعتقاد نداریم جوان ها به این دلیل که ازدواج موضوعی ترسناک برای آنها شده پس به سمت ازدواج نمی روند جوان ها علاقمندترین طبقه برای ازدواج هستند اما شرایط برای آنها مهیا نیست که اگر ما شرایط فکری و فرهنگی را فراهم کنیم ازدواج ها رخ می دهد و مشکلات اقتصادی هم فقط مربوط به امروز و دیروز و کشور ما و... نیست هر نقطه ای در جهان جوانان دلایلی برای مشکلات زندگی دارند اما صرفا به دلایل اقتصادی ازدواج را به تاخیر نمی اندازند یا از آن فاصله نمی گیرند.

 

دکتر عصار نیا با اشاره به اینکه هم اکنون حدود 14 میلیون جوان مجرد در آستانه ازدواج در کشور داریم ادامه می دهد : یکی از عوامل تاخیر در ازدواج جوانان گسترش باورهای غلط است که تقویت مراکز مردمی و گسترش فعالیت مراکز مشاوره و همکاری رسانه های گروهی به ویژه صداوسیما می تواند تا حدود بسیار زیادی با فراهم کردن زمینه ازدواج آگاهانه ساده و پایدار جوانان مجرد را به سمت تاهل تشویق کرد.

 

 متاسفانه در کشور ما بحث وساطت برای همسریابی ضعیف شده است در حالیکه در گذشته بزرگترهای فامیل هم این کار را نه دخالت در امور جوانان بلکه همراهی آنها برای گذر از یک مرحله حساس در زندگی تلقی می کردند که به نظر می رسد این بعد از مسائل اجتماعی هم نیازمند رویکرد دوباره است .

 

وی می افزاید : مساله ازدواج دارای دو بخش فردی و اجتماعی است و جوانان هم نباید پیشنهاد ازدواج از سوی فامیل و آشنا را دخالت به شمار آورند زیرا براساس سفارش های شرعی و دینی جنبه های اجتماعی ازدواج بر عهده همه افراد و حتی دست اندرکاران دولتی است .

 

جوانان چه دختر و چه پسر اگر به موقع ازدواج نکنند دچار اختلالات روحی و روانی می شوند که نیازهای جنسی تنها بخشی از این نیازها محسوب می شود زیرا این همدلی و همدمی زوج های جوان است که سنگ بنای زندگی با دوام و شیرین را فراهم می آورد و زندگی سالم سبب آرامش روانی در جامعه هم می شود که با خود پیشرفت و توسعه فرهنگی اجتماعی اقتصادی و... جامعه را هم بر همراه دارد.

 

 یکی از بخش های مربوط به تربیت را ازدواج می دانستند و تاکید می کردند که تاثیری که ازدواج بر رشد و تکامل آدمی دارد آنقدر منحصر به فرد است که هیچ چیز دیگری جایگزین آن نمی شود .

عدم درک صحیح از ازدواج سبب شده که خواسته های غریزی و جنسی از سوی عده ای ملاک ازدواج مطرح شود که خدای نکرده با انحرافات اخلاقی یا تامین این نیاز به دلیل مشکلاتی که در ازدواج هست هیچگاه به سمت ازدواج نروند .

اگر نیاز نباشد آدمی تلاش نخواهد کرد و تجربه نشان داده که اگر جوانان احساس بی نیازی کنند به سمت انحرافات می روند و خوشی و تجملات بی انتها آن ها را به بی راهه خواهد کشاند که یکی از عیش و نوش های بی ریشه و اساس اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی است که بشر قرن معاصر گرفتار آن شده است .

وی یکی دیگر از موانع ازدواج را ادامه تحصیل معرفی می کند و می افزاید : این در حالیست که تحقیقات انجام شده نشان می دهد دانشجویان متاهل در تحصیل و تحقیقات علمی موفق تر هستند.

 

 محدود کردن شرط ازدواج با داشتن مسکن و ماشین با آموزه های دینی هماهنگ نیست زیرا در روایت هست که جوانی خدمت پیامبر(ص ) رسید و از فقر و نداری گله و شکایت کرد پیامبر(ص ) فرمود برو ازدواج کن ! آن جوان تعجب کرد و گفت که من ندارم که خودم را اداره کنم اما پیامبر دوباره می فرمایند برو ازدواج کن ! بعد آن جوان به خودش نهیب زد که پیامبر حکیمانه سخن می گوید و به توصیه پیامبر عمل کرد و اتفاقا موفق هم شد و خدمت رسول اکرم (ص ) رفت و پس از شکر خدا اعلام کرد به سفارش شما عمل کردم و هم زن خوبی نصیب من شد و هم از فقر و نداری نجات پیدا کردم !

 

متاسفانه مدت هاست در کشور ما ملاک های واقعی ازدواج از مسیر اصلی خود منحرف شده است . برای مقابله با این انحراف عزم مردمی ـ دولتی می خواهد که آب رفته را به جوی بازگردانیم در غیر اینصورت شرایط ازدواج روز به روز سخت تر خواهد شد.

ستار هدایت خواه مخبر کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی : محدود کردن شرایط ازدواج به مسایل مادی و جنسی دوری از فضل پروردگار است زیرا خداوند ازدواج را امری مقدس دانسته است و کسی را که به دلیل فقر و نداری از ازدواج سر باز زند از فضل و رحمت خدا بی بهره خواهد شد.

 

هم اکنون خودخواهی ها به جای خداخواهی. تجمل گرایی به جای زندگی آسان ساده و صمیمی فرزند سالاری به جای حق سالاری و شایسته سالاری فاصله گرفتن اعضای خانواده با هم به دلیل استفاده غیر صحیح از کامپیوتر تلویزیون ماهواره و... نداشتن مسکن و شغل مناسب رسوخ فرهنگ غربی و برخی روابط خارج از چارچوب خانواده بین دختران و پسران از عوامل اصلی کاهش ازدواج و افزایش طلاق است .

دکتر علیرضا عصارنیا معاون فرهنگی ـ اجتماعی سازمان ملی جوانان : اگر ازدواج آگاهانه به هنگام و ساده باشد 50 درصد از مشکلاتی که ممکن است در زندگی منجر به بروز پدیده شوم طلاق شود کاهش می یابد.


مطالب پیشنهادی:

مشکلات نظام سلامت در کشور ایران

مشکلات موجود در سیستم واردات وصادرات

نحوه ارائه خدمات بهداشتی درمانی در برخی کشورهای دنیا

نقش سازمانهای بیمه گر اجتماعی و خصوصی در اقتصاد سلامت

دسترسی به تمامی این مطالب در سایت

http://maktoobshop.com



 همسر ایده ال من:ازدواج هوشیارانه 


همسانی که به راحتی پیدا نمی شود


ازدواج هوشیارانه؛ زندگی عاشقانه ! 

ارتباط دختر و پسر به قصد ازدواج


وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است که ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می کند. بخصوص دخترها که معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.

اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت کشی، عشق یا ...؟

روان شناسان معتقدند، میل و کشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یک نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و کشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می کنند. اما مرز این کشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شکلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در کشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما

رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟

در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شکل وسیع نبود، از این رو کنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است که بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فکر نمی کنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن که مبتنی بر ارزشهای دینی نیست،  احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار کرده است.

یک صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست که با نکات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه که جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می کند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است که  در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فکر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور که بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تکلیف کنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممکن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بکشد.

اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی  و ... محدود باشد؟ یک صاحبنظر در این باره می گوید:

«از آنجا که در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی که کنار یکدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی که می توان به جوانها آموزش داد که مباحثه و مکالمه با یک غیر همجنس در صورتی که بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.»

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یکدیگر و به نیت ازدواج یا ...

چرا ارتباط ناسالم

برخی کارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفکرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند که وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می کند چیزهایی را که طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممکن حتی با هنجارشکنی به دست آورد.

عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشکیل خانواده شانه خالی کنند. یک روان شناس در این باره می گوید:

«متأسفانه مشکلات مالی و تصویب قوانینی که به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می کند از عواملی است که موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا که زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امکان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.»

این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید:

«از آنجا که در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی کنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند که به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.»

وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید:

«اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا کانون خانواده شکل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شکل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست که نقش کارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی که مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشکارتر می شود.

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یکدیگر و به نیت ازدواج یا ...

دیدگاه اسلام

به طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیکره جامعه انسانی به زندگی مشترک با یکدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می کند و هر نوع رابطه (جنسی) که خارج از قانون ازدواج باشد، مشکلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد.

در جوامع غربی که پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می کند . به طوری که ارتباط آزاد دختران و پسران به شکل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست که ریشه های فساد اخلاقی شکل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می کند.

اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟

خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاک برای مردان پاک هستند و مردان پاک برای زنان پاک . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند برکنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیکو خواهد بود. ( نور / 26)

از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشارکت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می کند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فکری ، معنوی و عقلی هم بشود.

اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید کرد؟

خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنها پاکیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو که دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31 )

و در ادامه می فرماید : کسانی که وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 )

اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشکل این است که ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم که این مورد موجب بسیاری از ناکامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی که اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یک جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یک اصل رهایی بخش است که نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد کنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی کند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یک کلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم.


مطالب پیشنهادی:

مشکلات نظام سلامت در کشور ایران

مشکلات موجود در سیستم واردات وصادرات

نحوه ارائه خدمات بهداشتی درمانی در برخی کشورهای دنیا

نقش سازمانهای بیمه گر اجتماعی و خصوصی در اقتصاد سلامت

دسترسی به تمامی این مطالب در سایت

http://maktoobshop.com

 

سوالات بسیار مهمی که باید قبل از ازدواج پرسیده شود

 

1- مسائل اخلاقی و شخصیتی ، روحی و روانی :

2-  مسائل فرهنگی و خانواده :

3- مسائل اقتصادی و مالی :

4- مسائل مذهبی :

5- تحصیلات ( ادامه و ایجاد شغل ) :

6- علایق و انتظارات :

7- فیزیک و اندام :

8- مسائل جنسی :



١- مسائل اخلاقی و شخصیتی ، روحی و روانی :

 

- آیا از نظر سنی و فکر تا حدی رسیده اید که بتوانید مستقل برای زندگی آینده خودتان تصمیم بگیرید ؟

- آیا به اندازه کافی  از خصوصیات فردی و شخصیتی خود آگاه هستید ؟

- آیا انتظاراتتان را از همسر آینده می دانید ؟

- چند درصد این احتمال می رود که در آینده خصوصیات فردی و یا انتظاراتتان از همسر آینده تغییر یابد و در صورت تغییر چه انتظاری از همسرتان  دارید ؟ آیا تغییرات را به شریک زندگی تحمیل می کنید یا خیر ؟

- آیا فرد خوش اخلاقی هستید یا بد اخلاق ؟

- به نظر خودتان و دیگران شما فرد عصبانی هستید یا آرام ؟

- چه مسائلی بیشتر شما را ناراحت و عصبانی می کند ؟

- چه مسائلی باعث خوشحالی بیش از حد شما می شود ؟

- آیا در زمان عصبانیت می توانید خودتان رو کنترل کنید ؟

- در زمان عصبانیت شدید چه رفتاری از خودتان نشان می دهید ؟

- آیا فرد شوخ طبعی هستید یا جدی ؟

- در چه حدی شوخی کردن را دوست دارید ؟

- در اکثر اوقات شاد هستید یا افسرده و غمگین ؟

- وقتی استرس دارید یا از موضوعی ناراحت هستید یا درگیری ذهنی شدیدی دارید

  بهترین راه کمک کردن به شما چیست ؟

- بعد از ازدواج چقدر مایل به انجام کارهای قبل از ازدواج هستید ؟(ارتباط با دوستان

  سابق ، مسافرت و تفریح با خانواده و دوستان و ..)

- آیا فرد انتقاد پذیری هستید ؟ در مقابل انتقادات دیگران چه عکس العملی نشان

 می دهید ؟

- به چه نحوی دوست دارید از شما انتقاد شود ؟

- چگونه از دیگران انتقاد می کنید ؟

- آیا فرد خجالتی و کم روی هستید یا بلعکس ؟

- آیا شما سربسته صحبت می کنید یا روک حرفهایتان را می زنید ؟ 

- در چه مسائلی سختگیر هستید ؟

- آرزوهای بزرگ شما چیست ؟

- در زمان برخورد با مشکلات چگونه با آنها برخورد می کنید و تا چه حدی آنها را می توانید  تحمل کنید؟

- آیا شما آمادگی انجام وظایف تان را به عنوان همسر دارید ؟

- آیا مسئله ای در ذهنتان وجود دارد که اگر در زندگی مشترک آینده رخ دهد از طرف

شما غیر قابل بخشش باشد ؟

- دلایل اصلی شما از ازدواج چیست ؟

- از چه نوع افرادی نفرت دارید و چرا ؟

- از نوع افرادی خوشتان می آید و چرا ؟

- اجتماعی بود از نظر شما یعنی چه و چقدر خودتان را اجتماعی می دانید ؟

- آیا فرد واقع بینی هستید یا خیال پرداز و رویائی ؟

- بیشتر در زندگی تاثیر گذار هستید یا تاثیر پذیر ؟

- آیا در زندگی آینده شما چیزی وجود دارد که مانع تعهدات شما در زندگی مشترک شود؟

- چه سرگرمیهای را بیشتر دوست دارید ؟

- چه نوع آرایشی را دوست دارید و آرایشتان در محیط داخل و خارج از خانه چگونه است؟

- آیا فرد شکاکی هستید ؟

- چقدر به دیگران اعتماد می کنید ؟

- به مسائل زندگی خوش بینانه نگاه می کنید یا بدبینانه ؟

- نظر شخصی شما در مورد فریب و چاپلوسی و موزیانه رفتار کردن چیست ؟

- نظرتان در مورد زن سالاری و مرد سالاری چیست ؟

- چقدر روی حرفهایتان پافشاری می کنید ؟

- زمانیکه دیگران به حرفهای شما اهمیت نمی دهند عکس العمل شما چگونه می باشد؟

- آیا شما اهل قهر کردن هستید ؟ اگه بله به چه مدتی ؟

- اگر از دست کسی ناراحت شوید آیا او را می بخشید ؟ چقدر زمان برای بخشیدن

  او نیاز دارید ؟

- در زمان مشاجره با دیگران چه می کنید؟ ( آیا سریع آن محل را ترک می کنید و به مشاجره ادامه نمی دهید یا اینکه یا باید حرف شما را قبول کند و ...  )

- آیا شما احساسی تصمیم می گیرید یا بیشتر تصمیمات شما بر پایه عقل است ؟ 

- آیا فرد ترسوی هستید یا شجاع ؟ ( در چه مسائلی شجاع و در چه مسائلی ترسو هستید؟

- آیا فرد منطقی هستید یا غیر منطقی ( در زمان برخورد با مشکلات و حرفهای

  دیگران و ... )

- آیا فرد راز داری هستید یا اینکه نمی توانید حرفی پیش خودتان نگه دارید ؟

- آیا فرد کینه ای هستید ؟

- آیا فردی هستید که در مواقع هیجانی شدن احساساتتان را بروز می دهید یا خیر ؟

- نظر شما در مورد تعهد به خانواده و همسر چیست ؟

- نظر شما در مورد بچه دار شدن چیست ؟ ( اصلا بچه دوست دارید ، زمان تولدش کی باشد ، چند تا بچه دوست دارید داشته باشید ، پسر دوست دارید یا دختر و ... )

- در کل مادر شدن یا ( پدر) شدن را دوست دارید ؟

- آیا تجملات و مدگرایی را دوست دارید ( خرید وسائل منزل – لباس و ... )

- آیا فرد قانع ای هستید یا اینکه افسوس چیزهائیکه ندارید می خورید ؟

- کدام زمانها برای شما در زندگی مهمتر می باشد ( گذشته ، حال ، آینده )

- آیا فرد خسیسی هستید یا دستو دلباز ؟

- چه نوع زندگی را بیشتر دوست دارید ؟ (مدرن و پیشرفته یا  قدیمی و سنتی )

- آیا گردش و تفریح را دوست دارید ؟ و بیشتر از چه نقاط تفریحی لذت می برید ؟

- قدرت و تصمیم گیری شما در چه حد می باشد ؟ آیا می توانید مستقل برای زندگی خودتان تصمیم بگیرید؟

- آیا در تصمیم گیری اهل مشورت کردن هستید ؟ یا اینکه فقط تصمیم خودتان را ملاک قرار می دهید؟

- آیا خانواده به تصمیمات و خواسته های شما برای مسائل زندگیتان اهمیتی قائل است یا اینکه همیشه باید تصمیمات خانواده را گوش دهید ؟

- حرف مردم چقدر در زندگی شما تاثیر دارد  ؟

- آیا شما به خرافات اعتقاد دارید ؟( فال گرفتن ، استخاره کردن ، دعا نوشتن ، خواب دیدن و .. )

- رفتارتان اصولا با دیگران چگونه است ؟

- چقدر رفتار دیگران برای شما اهمیت دارد ؟

- چه چیزهای را در زندگی دوست دارید ؟

- چه نوع فیلم های را دوست دارید ؟

- چه نوع موسیقی های بیشتر دوست دارید ؟

- چه نوع زندگی را بیشتر دوست دارید ؟

- آیا فرد حرف گوش کنی هستید یا خیر ؟

- چقدر خواسته های دیگران برای شما اهمیت دارد ؟

-  آیا حسادت در شما زیاد می باشد ؟ و بیشتر به چه کسانی و در چه زمینه های به دیگران حسادت می کنید ؟

- آیا وسواس یه چیز خاصی دارید ؟ ( ظرف شستن ، حمام کردن ، خانه تکونی و... )

- چقدر حساس به مسائل و اتفاقات دورور خود هستید ؟ ( آن پشت سر من حرف زد،

 من رو به جشن دعوت نکرد – آن فرد منظورش از این فرد این بود ، نگاهش یه طوری

بود و ... )

- آیا انسان بدبینی هستید یا خوش بین ؟

- چشمو هم چشمی در خصوصیات فردی شما چقدر می باشد ؟ و بیشتر روی چه مسائلی چشمو هم چشمی دارید ؟

- صبر و حوصله شما چقدر است ؟ ( شلوغ کردن بچه ها و ... )

- وجه شخصیتی خود را چگونه می بینید ؟ ( شاد ، غمگین ، تو خود بودن و گوشه گیر ،  شیطون، سرو سنگین ، خشک و ...)

- رفتارتان با دیگر اعضای خانواده چگونه است و بالعگس ؟

- دوستان شما اصولا چه نوع افرادی هستند و برای انتخاب دوست چه فاکتورهای مد نظر شماست ؟ و دوست خوب از دیدگاه شما چه دوستی است ؟

- آیا شما فرد خونسرد و آرومی هستید یا حول و عجول ؟

- چه نوع لحن صحبتی را دوست دارید ؟

- آیا فرد بخشنده ای هستید ؟ و بیشتر از چه راههای  به دیگران کمک می کنید ؟

- آیا شما اعتیاد به سیگار یا مواد مخدر دارید ؟ نظرتان در این رابطه چیست ؟

- آیا شما مشروبات الکلی هم مصرف می کنید ؟ نظرتان در این رابطه چیست ؟

- آیا دوستان نزدیک شما رفتار پرخطری از این قبیل کارها می کنند ؟

- نظر شما در مورد وفادار ماندن زن و مرد به یکدیگر چیست ؟

- چه عواملی می تواند این مشکل را به وجود آورد ؟

- نوع مدیریت شما در خانه یا محل کار چگونه است ؟

- آیا باید همه در خانه یا محل کار طبق قوانین شما رفتار کنند و اگر کسی نسب به این

   قوانین بی اهمیت بود شما چه برخوردی با آن می کنید  ؟



٢- مسائل فرهنگی و خانواده :

 

- خانواده شما از نظر فرهنگی چگونه است ؟ (سطح تحصیلات ، نحوه صحبت ،

 نوع برخورد و ...)

- رابطه شما با فامیلها چگونه است ؟

- بیشتر با چه فامیلهای رفت آمد دارید؟ بیشتر از کدام فامیلها خوشتان می آید و چرا؟

- آیا با خانواده به مسافرت می روی ؟ بیشتر به کجاها سفر می کنید ؟

- آیا با دوستان خودبه مسافرت می روی ؟

- آزادیت در خانواده چقدراست ؟ ( پوشش ظاهری ، بیرون رفتن ،

  فیلم و موسیقی دیدن و ... )

- آیا پدر و مادر شما در نوع پوشش شما نظر می دهند ؟

- اخلاق پدر و مادرت چگونه است ؟ برخورد آنها با دیگر اعضای خانواده چگونه است؟

- آیا خانواده شما در زندگی مشترک آینده شما دخالت خواهد کرد و عکس العمل

   شما نسبت دخالت آنها چیست ؟

- دلبستگی شما به پدر و مادرتان چقدر می باشد ؟

- آیا شما تحمل دوری از آنها را دارید ؟ مثل زندگی کردن در شهر یا کشور دیگر؟

- چقدر در خانواده و فامیل محبوبیت دارید و دلیل این محبوبیت چیست ؟

- عکس العمل والدین شما در مقابل شکستهای و اشتباهات شما چگونه است؟

 ( درس و کنکور و ... )

- آیا خانواده ای شادی دارید یا غمگین ؟

- خانواده شما مرد سالاریست یا زن سالاری ؟

- چند درصد مسائل حاشیه ای و تشنج و نا آرامی در خانواده شما وجود دارد؟

  برخورد شما و پدر و مادر تان با اینگونه مسائل چگونه است ؟ ( دعوای فامیلی و

  بحث و مشاجره کردن در خانواده و ....  )

- وضع مالی خانواده شما و دیگر فامیلها چگونه است ؟ 

- چه اندازه نیازهای مادی و عاطفی شما در خانواده فراهم شده است ؟


٣- مسائل اقتصادی و مالی :

 

- آیا فرد خسیسی هستید یا دستو دل باز ؟ بیشتر دوست دارید پولهایتان رو چگونه و در چه راههای خرج کنید ؟

- آیا علاقمند به صرفه جویی و پس انداز هستید ؟

- نظرتان در مورد محل زندگی چیست ؟ ( کنار خانواده زندگی کردن مشکلی ندارد؟

 ، منطقه سکونت ؟ ، در شرایط بحران مالی تغییر محل سکونت به مناطق پائینتر مانعی ندارد؟ ، اندازه واحد آپارتمان ، دوست دارید دکوراسیون خانه چه شکلی و دارای چه وسائلی زندگی باشد؟)

- نظر شما در مورد نحوه برگزاری عقد و عروسی چیه ؟

- نظر شما در مورد شیربها و مهریه ؟

- نظر شما در مورد خرید وسائل عقد و عروسی چیه ؟ ( لباس ، طلا و جواهرات ،

جهیزیه ، و... )

- از نظر مالی چقدر شریک زندگی را درک می کنید ؟

- آیا تحمل کمبودها و مشکلات زندگی مشترک را دارید ؟

- آیا برای شما مهم است که پولهای که وارد زندگی می شود از چه راهی کسب شده باشد ؟



 

۴- مسائل مذهبی:

 

- از نظر برخورد و صحبت با پسرهای قریبه یا (دخترهای قریبه) چطور هستید ؟ 

 با آنها گرم و آزادنه صحبت می کنید یا بسته ؟

- پوشش ظاهری شما در داخل خانه و بیرون از خانه چگونه است ؟

- نظرتان در مورد رفاقت دخترها و پسرها چیست ؟

- در جشن های عروسی دوست دارید چه نوع پوششی داشته باشید ؟

- موسیقی دوست دارید ؟ چه نوع آهنگ و خواننده های را دوست دارید ؟

- نظرتان در مورد ماهواره چیست ؟

- حجاب خوب از نظر شما باید چگونه باشه ؟حجاب خودتان را چگونه می بینید ؟

- شما پوشش چادر را دوست دارید یا مانتو ؟

- آیا با فامیلهای درجه یک خود آزاد هستید ؟ مثل باز کردن موی سر و گشتن با لباس آزاد

 در خانه در زمان حضور آنها ؟ و نحوه برخورد شما با آنها چگونه است ؟

- آیا مکانهای زیارتی را دوست دارید ؟ بیشتر کدام محل زیارتی را دوست دارید ؟

- آیا شما پایبند به مسائل مذهبی و دینی هستید ؟ اعتقادتان به خدا چگونه است ؟

- آیا شما نماز می خوانید ؟ روزه می گیرد ؟ هیئت می روید ؟ و ....

 

ازدواج و معیارهای انتخاب همسر ( بخش اول)


با چه کسی ازدواج کنیم ؟‌ چگونه همسرآینده امان را بشناسیم؟ چه شرایطی برای همسر در نظر بگیریم ؟ در چه سنی باید ازدواج کرد؟ چه شرایطی باید داشته باشیم تا ازدواج کنیم ؟

و هزاران سئوال از این دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور می کنند و به دنبال جواب هستند. در این یادداشت و چندین یادداشت بعدی ، سعی ما بر این است که به این مهم بپردازیم و سئوالاتی که مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسی کاربردی پاسخ دهیم.

در مورد ازدواج باید بگوئیم که : این رابطه تنها به منظور ارضای تمایلات آنی نیست . بلکه زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و کودکان آنها بر اساس این پیوند قرار گرفته است و چنانکه در بحث تربیت کودک نیز شرح دادیم یکی از علل عمده اختلالات روانی در کودکان ، گسسته شدن رابطه خانواده و یا اختلافات خانوادگی است.

ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی دارد که خیلی از آنها را باید در دوران نامزدی ( قبل از ازدواج ) ارزیابی کرد. عوامل دیگری نیز در موفقیت زندگی زناشویی موثر است که می توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.

در ازدواج ، سازش دائمی و از خودگذشتگی فراوان لازم است ، ولی اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند ، امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود.

مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :

1 - رشد عاطفی و فکری

2 - تشابه علایق و طرز تفکر

3 - تشابه مذهبی ( مسائل عینی مذهبی مد نظر است نه کلیات )

4 - تشابه تحصیلی و طبقاتی

5 - تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی

6 - تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها

7 - رابطه با خانواده زن و شوهر

سعی ما بر این است که در این یادداشت و یادداشت های بعدی موارد هفتگانه فوق را شرح دهیم و در این یادداشت معیار اول را بحث می کنیم.

1 - رشد عاطفی و فکری

مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی ، رشد عاطفی و فکری است. البته واضح است که درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد ، بلکه سن روانی ، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر روشنفکری است. اگر این عوامل فراهم باشد ، بهترین سن برای ازدواج 25 سالگی برای مرد و 22 سالگی برای زن است.

در این سن یک فرد عادی به اندازه کافی رشد و ثبات فکری و عاطفی دارد و امکان تغییر ناگهانی در رفتار او کم است ، اگر چه در این سن عادات مختلف در فرد به صورت محکمی در آمده ، ولی هنوز قابلیت تطبیق و سازش در او موجود است. البته باید اضافه کرد که این سن را تنها از لحاظ کلی انتخاب کردیم ، بدین معنی که خیلی ازدواجهای مقرون به خوشبختی وجود دارد که زن و مرد در موقع ازدواج بسیار مسن تر یا جوان تر از سن مذکور بوده اند.

رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی برای ازدواج است. اگر چه در اجتماع کنونی ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت می گیرد ،‌ معهذا باید گفت که روان شناسان ، زناشویی کودکان تازه بالغ را که آمادگی وارد شدن به زندگی پر مسئولیت زناشویی را ندارد ، صلاح نمی بینند.

مسئله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر ؟ تحقیقاتی که در این زمینه موجود است نشان می دهد که مردان تمایل دارند که با زنان کم هوش تر از خود ازدواج کنند و اغلب زنهای خیلی با هوش مجرد می مانند. از لحاظ خوشبختی زناشویی ، صلاح است که مرد از لحاظ هوش ، کمی برتر از زن باشد ، زیرا محیط ما چنین اقتضاء می کند. ولی تفاوت زیادی در این مورد نباید وجود داشته باشد‌ ، زیرا در غیر این صورت علایق و طرز تفکر آنان با یکدیگر توافق نخواهد داشت. البته امکان دارد ازدواج موفقیت آمیزی که در آن زن با هوش و فعالی شریک است ، وجود داشته باشد ، ولی خطرات ناشی از آن زیاد است . در واقع هوش یک معیاری است که علایق و طرز تفکر خاصی را تولید می کند و درصورت اختلاف هوشی زیاد انطباق و توافق طرفین به شدت کاهش می یابد.

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری دارد ، زیرا شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است ، روابط اجتماعی را بهتر درک می کند . او می داند چگونه با دیگران ، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند . او درک می کند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسئولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.

یکی از مهمترین عوامل رشد ، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است . مثلا شخص ممکن است سی یا چهل سال عمر کرده باشد ، ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود . چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل می شود.

شخصی که رشد عاطفی کرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند . او به پیشرفت های فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود ، هر چند هم با شکوه بوده باشد ، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی ،‌ عشق ، ازدواج و تربیت کودک با روشنفکری می نگرد.

ادامه دارد...


مطالب پیشنهادی:

فست فود زیر ذره بین کارشناسان حوزه سلامت
ویژگی های ظروف آشپزی و اثر آن در پخت غذا

ظروف یک ‌بار مصرف ومشکلات آن بر سلامت
کنترل آلاینده ها از طریق فن اوری نانو تکنولوژی

 

 

 

دسترسی به تمامی این مطالب در سایت

http://maktoobshop.com

 

رابط های بی سر انجام


10 نوع رابطه ای که سرانجامی نخواهد داشت



۱-رابطه ای که در آن بیش از آنچه به شما عشق می ورزند , عشق می ورزید. 


در این رابطه یکی از طرفین در اکثر اوقات از لحاظ روحی تعقیب کننده و دیگری تعقیب شونده می باشد. 


نتیجه بیشتر  عشق ورزیدن: 


احساس خواهید کرد که شما را کنترل می کنند 

خود را تشنه عشق خواهید یافت 

از اینکه عشق کافی به شما نمی ورزند ،عصبانی خواهید شد 

احساس خواهید کرد به شما خیانت می کنند 

احساس درماندگی می کنید 


2- رابطه که در آن بیش از آنچه که شما عشق می ورزید, به شما عشق بورزند. 


در چنین رابطه ای که قلبتان را به طور کامل در طبق اخلاص نگذاشته اید, هیچ گاه احساس رضایت نخواهید داشت. 


3- رابطه ای که در آن شیفته توانایی های بالقوه نامزد یا همسر خود می باشید. 


داشتن یک رابطه سالم با همسرتان به معنی عشق ورزیدن به او به خاطر کسی که هست ، می باشد. نه عشق ورزیدن به او علی رغم کسی که هست و یا به امید کسی خواهد بود. 

در واقع شما عاشق همسرتان نیستید ،عاشق فردی هستید که امیدوارید همسرتان به آن بدل شود 


4- رابطه ای که در آن ماموریت نجات همسرتان را به عهده دارید. 


معتادین به نجات دیگران نه از آن رو که با همسرشان تفاهم دارند, بلکه به این دلیل که احساس می کنند مجبورند به او کمک کنند, به روابط وارد می شوند. کسانی که ماموریت نجات دیگران را به عهده دارند, غالبا حس ترحم را باعشق اشتباه می گیرند. 


5- رابطه که در آن به نامزد یا همسرتان به عنوان یک الگو و آموزگار چشم دوخته اید. 


وقتی عاشق کسی می شوید که الگوی شما ست, مشکل است رابطه ای طبیعی داشته باشید. ممکن است رفتار یا گفتارهایتان به گونه ای باشد که گویی برابرید, اما ذهنتان برای او مرتبه و مقام افزوده ای قائل است که این به نوبه خود هر گونه احساس اختیار و قدرت را از شما سلب می کند.




6- رابطه ای که در آن به دلایل بیرونی شیفته نامزد یا همسر خود شده اید. 


هر گاه شیفته یک ویژگی شخصیتی در ابعاد و صورت های مختلف کسی شدید از خود بپرسید اگر این فرد ویژگی را نداشت آیا همچنان برایم جذاب بود و می خواستم با او ازدواج کنم؟ 


7 – رابطه ای که تفاهم جزیی با همسر یا نامزدتان دارید 


رابطه می تواند بسیار فریبنده باشد، مخصوصا هنگامی که همان یک زمینه ای که در آن ازتفاهم برخوردارهستید برای شما اهمیت زیادی داشته باشد و به راحتی آن را با پیوندی عاشقانه و قوی اشتباه بگیرید. 


8- رابطه ای که در آن نامزد یا همسر را از روی سرکشی و عصیان انتخاب می کنید. 


گاهی افراد کسانی را برای ازدواج انتخاب می کنند که خصوصیات شخصیتی آنها متضاد با آنچه که مورد نظروالدینشان است می باشد در این صورت این امکان وجود دارد که از رابطه خود به عنوان روشی به منظور سرپیچی وعصیان در مقابل والدین خود استفاده کنید. نه از آن روکه فرد مناسب را یافته اید..... 


9- رابطه ای که در آن نامزد  یا همسر را به عنوان عکس العملی در قبال نامزد یا همسر قبلی خود انتخاب کرده اید. 


در این رابطه شما فردی را انتخاب می کنید که در او فقط به دنبال آن دسته از ویژگی هایی هستید که رابطه قبلی تان فاقد آنها بوده است. 


10- رابطه ای که در آن نامزد یا همسرتان از نظر روحی و عاطفی در دسترس شما نیست. 


این نوع رابطه روابطی را در بر می گیرد که نامزد یا، همسر از نظر عاطفی و روانی با کسی دیگر درگیر است و به طور کامل نتوانسته است درگیری عاطفی خود را با شخصی سوم حل کند 


در دسترس بودن یعنی: 


کسی که منعی برای ازدواج با شما نداشته باشد 

با هیچ کس دیگری درگیر نباشد 

متاهل نباشد 

نامزد نداشته باشد 

به طور ثابت با کسی نباشد(از جنس مخالف) 

با کس دیگری همبستر نشود 

تنها باشد 

مجرد باشد و تماما مال شما باشد 


وقتی با کسی درگیر رابطه می شوید که با شخص دیگری رابطه دارد در واقع پس مانده های آن شخص را قبول کرده اید. 

استحقاق شما بیش از این است 


مطالب پیشنهادی:

ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها چیست؟
چالش اصلی تامین مالی در نظام سلامت
 چیست؟

ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد کدامند؟
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
 کدامند؟

دیابت از شناخت علائم تا درمان و راههای پیشگیری

دسترسی به تمامی این مطالب در سایت

http://maktoobshop.com

خودآزمایی دوستی با همسر


آیا با همسر خود دوست هستید؟



همیشه، حتی از دوران کودکی ، وقتی می دیدم که خیلی ها ادعا می کنند که بهترین دوستشان پدر و مادرشان و یا همسرشان است، به آنها غبطه می خوردم ، آرزو می کردم که ای کاش من هم بتوانم در آینده با همسری ازدواج کنم که بهترین دوستم باشد. یکی از بزرگ ترین لذت ها در زندگی، داشتن دوست خوب است و چه خوشبخت است انسانی که همسرش، دوست خوبش باشد، همسری که بتوان به او اعتماد کرد و افکار خنده دار، مکنونات قلبی، احساسات هر چند کودکانه و سطحی و خلاصه همه چیزها را بدون ترس از قضاوت، سوء تفاهم و ... با او در میان گذاشت.


آزمون زیر ارزیابی دوستی با همسر نام دارد، این تمرین به شما کمک خواهد کرد که راجع به دوستی با همسرتان بیندیشید، و سپس به هر یک از سوالات درست/ غلط زیر پاسخ دهید: ( لازم به ذکر است که هیچ کدام از تست های روانشناسی ، وحی منزل و 100درصد نمی باشد.)


1- همسرم می داند چگونه رازداری کند؟ درست  غلط


2- ما ممکن است بر سر مسائل مختلف با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشیم ولی بدون ادامه دلخوری آن را حل می کنیم. درست  غلط


3- من و او تقریباً همیشه برای همدیگر وقت داریم. درست  غلط


4- وقتی که او برای من چاره جویی می کند به دیدگاه او احترام می گذارم، زیرا او از مهم ترین مکنونات قلبی من با اطلاع است و احساسات من را از درست و غلط می داند. درست  غلط


5- در کنار او می توانم خودم باشم و احتیاجی به نقش بازی کردن ندارم. درست  غلط


6- او شنونده خوبی است. درست  غلط


7- همسرم به هنگام سختی به کمک من می آید و مشتاق است برای من فداکاری کند. درست  غلط


8- او از عیوب من آگاه است و با این همه مراقب من است و به من اهمیت می دهد. درست غلط


9- رابطه ما در دادن و گرفتن (داد و ستد) دارای تعادل است و به طور مساوی نسبت به یکدیگر باز و مراقب هستیم. درست  غلط


10- در صورت لزوم می توانم میان خودم و او مرزهایی بگذارم و او نیز به این مرزها احترام می گذارد. درست  غلط


11- هیچ موضوعی در مکالمات ما مشمول محدودیت نیست. درست غلط


12- همیشه می توانم روی همسرم حساب کنم. درست  غلط


یکی از بزرگ ترین لذت ها در زندگی، داشتن دوست خوب است و چه خوشبخت است انسانی که همسرش، دوست خوبش باشد، همسری که بتوان به او اعتماد کرد و افکار خنده دار، مکنونات قلبی، احساسات هر چند کودکانه و سطحی و خلاصه همه چیزها را بدون ترس از قضاوت، سوء تفاهم و ... با او در میان گذاشت

نمره گذاری


پاسخ های درست ارزیابی را جمع بزنید. جمع کل گزینه ها 12 است. برای تفسیر نمرات از راهنمای زیر استفاده کنید.


- نمرات بین 10- 12 به شما تبریک می گویم، در رابطه با دوستیتان با همسر، هیچ مشکلی وجود ندارد، همسر شما دوست خوبی است که ارزش همه نوع تلاش، اهمیت ، سرمایه گذاری و حتی فداکاری را دارد.قدرش را بدانید و خوش به حالتان که همسرتان بهترین دوستتان است.


- نمرات بین 9- 6 گرچه همسرتان نمی تواند نسبت به نیازهای شما حساس تر شود و پتانسیل بیشتری را نشان دهد، اما همین قدر هم خوب است ، درست است که شاید همسر شما بهترین دوستتان نیست، اما بازهم از دوستان خوبتان است، مراقب باشید، بیندیشید و چنانچه همسرتان همه انتظارات شما را بر آورده نکرده، ناامید نشوید. با او در این زمینه صحبت کنید، اصلا این برگه تست را بدهید او هم نسبت به شما انجام دهد، شاید اشکال از خودتان است!


- نمرات 5- 0 مطمئنید که درست حساب کرده اید؟ یکبار دیگر تست را با دقت بیشتری انجام دهید، تمام دورانی که با همسرتان نامزد ، عقدکرده و ازدواج کرده اید را به یاد آورید، اگر عصبانی و کلافه هستید، انجام آزمون را به زمان دیگری موکول کنید، آیا واقعا او برای شما وقت نمی گذارد؟ شما چی؟ شما برای او وقت می گذارید؟ این تست را به همسرتان بدهید تا او هم نظرش را در مورد شما بگوید، اگر بازهم این نمره را کسب کردید، مراجعه به مشاور و یا راهنمایی از بزرگان خانواده را فراموش نکنید، مطمئن باشید با کمی وقت گذاری بیشتر، مطالعه و تلاش شاید دفعه دیگر بتوانید نمره حداکثر را کسب کنید.


به نظر می رسد، قدرتمند ترین روابط عاشقانه ریشه در دوستی دارند، زن و شوهر خوشبخت، بهترین دوستان یکدیگرند که از باهم بودن لذت می برند.


مطالب پیشنهادی

ظروف یک ‌بار مصرف ومشکلات آن بر سلامت
اثرات امواج تلفن همراه بر سلامت افراد
کنترل آلاینده ها از طریق فن اوری نانو تکنولوژی

تصمیم گیری اشتباه در ازدواج

وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است


http://maktoobshop.com/

6 سبک تصمیم گیری اشتباه در ازدواج


پیش از اینکه وارد زندگی مشترک شوید باید آموخته باشید که چطور فکر کنید، چطور احساس کنید و چطور به جمع بندی جوانب مختلف برسید. بنابراین در این مطلب شما را با انواغ تصمیم گیری آشنا می کنیم تا بدانید چطور باید به شیوه ای درست تصمیم به ازدواج بگیرید.




تصمیم گیری


ما با توجه به ویژگی‌های شخصیتی و موقعیتی متفاوتی که داریم از سبک‌ها و روش‌های مختلفی برای تصمیم گرفتن استفاده می‌کیم. گاهی وقت ها از روی احساسات تصمیم می گیریم، گاهی اوقات از روی شرایط اضطراری و اورژانسی ای که برایمان پیش آمده و گاهی برای جلب رضایت دیگران.



وقتی احساس همه کاره است


وقتی تصمیم احساسی می گیریم، هیجان‌ها و حالات درونی مان برای ما تعیین تکلیف می کنند. یعنی فکرمان را تعطیل می‌کنیم و به دل‌مان گوش می‌دهیم. در این مدل تصمیم‌گیری از آینده‌نگری و منطق خبری نیست و مبنای انتخاب احساسات درونی فرد است، مثل فردی که می‌گوید «به دلم افتاده این کار را انجام بدهم.» یا وقتی که دوری از یک فرد، آشفته تان می کند و حاضرید برای آن که بیشتر با او باشید، یک تصمیم سطحی و سرسری بگیرید و با وجود تفاوت هایتان او را کنار خود نگه دارید.



تصمیم‌های عجله‌ای


فکر می کنید ازدواج تان دیر شده، همه نگران هستید که بالاخره چه کسی با شما خانه آینده تان را می سازد. هر روز می پرسند چی شد؟ کی ازدواج می کنی؟ در نتیجه شما فکر می کنید باید هرچه زودتر وضعیت تان را سر و سامان دهید و با اولین مورد ازدواجی که به شما معرفی شد، به خانه بخت بروید. در حین چنین تصمیم گیری هایی اضطراب خواهید داشت. در واقع شما برای فرار از یک اضطراب بزرگ، یک تصمیم دم دستی و نسنجیده می گیرید. ممکن است فشارهای محیط روی شما آنقدر زیاد باشد که در نهایت بگویید: حالا جلو می رویم ببینیم چه می شود. این تصمیم برای فرار از تعارض و اضطراب گرفته شده و به احتمال خیلی زیاد اگر برخی اضطراب های شما را کاهش دهد، دردسرهای بیشتر و اضطراب های بزرگتری برایتان در پی خواهد داشت.



تصمیم‌گیری اجتنابی


می خواهید از مسئله فرار کنید، خود را ضعیف‌تر از آن می‌بینید که بتوانید تصمیم درستی بگیرید. مدام امروز و فردا می‌کنید، یا خودتان را با گفتن این جمله که «بی خیال همه‌چیز درست می‌شه» به یک آرامش کاذب و زودگذر می‌رسانید. اینجا زنگ خطر یک تصمیم گیری اجتنابی به گوش می رسد. شما برای فرار از حل مساله، فرار از مواجهه و فرار از فکر کردن، یک تصمیم سرسری گرفته اید.



تصمیم‌گیری هیجانی


گاهی وقت ها تصمیم گیری های ما بر اساس هیجان‌های زودگذر و شدیدی است که پیدا می کنیم. مثل وقتی که با یک حراج بزرگ مواجه می شوید و دست و پایتان را گم می کنید که هر طور شده از این حراج چند تکه جنس بردارید اما وقتی به خانه برمی گردید می بینید خریدتان آنقدرها هم که برایش ذوق داشتید جالب نبوده. تصمیم های هیجانی شما را به یک اقدام سریع و بدون فکر وامی دارد. یعنی بی‌خیال سبک و سنگین کردن مسائل می‌شوید و کمی بعد، وقتی منطق بر شما غلبه کرد از کار خود تعجب می کنید. چنین تصمیم گیری هایی بی برو برگرد پشیمانی در پی دارد. بنابراین هر وقت هیجان زده شدید و خواستید خیلی سریع یک تصمیم مهم بگیرید، دست نگه دارید و خودتان را آرام کنید بعد درباره موضوع فکر کنید.


می خواهید از مسئله فرار کنید، خود را ضعیف‌تر از آن می‌بینید که بتوانید تصمیم درستی بگیرید. مدام امروز و فردا می‌کنید، یا خودتان را با گفتن این جمله که «بی خیال همه‌چیز درست می‌شه» به یک آرامش کاذب و زودگذر می‌رسانید. اینجا زنگ خطر یک تصمیم گیری اجتنابی به گوش می رسد



به خاطر دیگران


وقتی می خواهید با تصمیمی که می گیرید، دیگران را راضی نگه دارید یا تایید آنها را جلب کنید، در نقش یک مطیع محض فرو می روید و تصمیم های مطیعانه می گیرید. با این کار اهداف و شرایط و تمایلات خود را نادیده گرفته و صرفا بر اساس خواست دیگران تصمیم می گیرید. مثلا می گویید: اگر شما معتقدید این خواستگار خوب است من حرفی ندارم. گاهی با این شکل تصمیم گیری می خواهیم عواقب و مسئولیت تصمیم را به عهده دیگران بیندازیم و از بار مسئولیت آن شانه خالی کنیم.



هر چه پیش آید خوش آید


وقتی افراد مهارتی برای تصمیم‌گیری ندارند و خود را در جایگاه تصمیم گیرنده نمی بینند، به تقدیر روی می آورند و همه چیز را به قسمت و قضا و قدر مرتبط می کنند. این ها همان کسانی هستند که برای تصمیم گیری فال می گیرند و به پیشگوها مراجعه می کنند. در نظر آنها همه شکست‌ها و موفقیت‌های دیگران وابسته به شانس و بخت و اقبال است.




منبع:افکارنیوز


مطالب پیشنهادی


ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان


توقعات همسران جوان

وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است


http://maktoobshop.com/




اینکه چرا برخی از همسران به دنبال توقعاتی هستندودر صورت بر آورده نشدن آن به درگیری واختلاف می‌پردازند پاسخ های متعددی دارد

 علل توقعات :

اینکه چرا برخی از همسران به دنبال توقعاتی هستند و در صورت بر آورده نشدن آن به درگیری و اختلاف می‌پردازند پاسخ های متعددی دارد که برخی از آنها بدین قرارند:

 تحریک ها و دو بهم زنی ها :

 ما درمواردی شاهد تحریک ها ودو بهم زنی ها از سوی افرادی هستیم که با سخنان گزاف سعی می‌کنند زنی را نسبت به شوهرش متوقع ویا در شوهر حالت تنوع وفزون خواهی پدیدآورند؛ مثلاً به او می‌گویند حیف از وجود تو نیست که باچنین همسری زندگی می‌کنی توچه چیزازدیگران کمترداری همه مایل به زندگی با توهستند تونیازبه همسری داری که قدر تو را بداند و...

 بااین حرف ها او را نسبت به همسرخود بدبین کرده وسطح توقعش را بالا می‌برند وبا عدم برآوردن توقعات، کشمکش ودرگیری صورت می‌گیرد.

 وعده های قبل از ازدواج :

 گاهی زنان و شوهران جوان را می‌بینیم که با هم در حال نزاع هستند. اینکه علت آن چیست باید گفت علت آشکاری دراین رابطه وجود ندارد، گاهی اوقات وعده های قبلی آنان دروغ ازآب درآمده،بنابراین باعث بهانه گیری از یکدیگر می‌شود.

 باید یاد آور شد وعده های پوچ و دروغین همه آنچه را که محکم به نظر می‌رسد پاره می‌کند ومعلوم نیست که بتوانند راحت در کنار هم زندگی کنند.

 اینکه انسانی بکوشد با لباس عاریتی مردم ،خود را زیبا جلوه دهد وبا وعده های دروغین دیگران را به خود متمایل کند باید آگاه بود که این امر پایدارنیست.

 عدم آشنایی با مشکلات هم:

 همسری را درنظر آورید که بیمار ودلتنگ است. توقع دارد شریک زندگیش در کنار او بنشیند وبه درد دلهایش گوش دهد ومحبت خود را نثار او کند . غافل از اینکه او گرفتاری ها و مشغولیت های زیادی دارد و به این کارها نمی‌رسد . پس همسر متوقع بر اساس عادت خود خواهانه اش کینه او را به دل می‌گیرد و منتظر فرصتی برای درگیری است. 

 توقع و آزمایش:

 درمواردی پرتوقعی ها مربوط به آزمایش است.همسر جوانی می‌خواهد بداند که شریک زندگی اوتا چه حد برایش ارزش واعتبار قائل است. به این منظور از او در زمینه خاصی توقعی دارد. برآورده نشدن آن توقع سبب می‌شود که او دراصل به محبت و صفای همسر شک کند و بگومگوهایی رخ بدهد وکار به درگیری بکشد. حال اگر طرف مقابل بتواند به او تفهیم کند که توان برآوردن آن توقع را ندارد شاید مسائل تا حدودی حل شود.

 عدم درک و اطمینان به هم:

 یکی دیگر از عوامل و انگیزه های مهم درگیری ها عدم درک هم و در نتیجه توقع های بیجا از یکدیگر است که ممکن است این موضوع گاهی ناشی از تفاوت های سنی و حتی علمی‌ باشد . یکی از زوجین به تناسب سن و مقتضای اندیشه اش در وضع و موقعیتی خاص است و آن دیگری در وضع و موقعیتی دیگر. یکی به دنبال تفریح و گشت و گذار است و آن دیگری به دنبال تحقیق و بررسی. نتیجه این دو گانگی در درک زمینه را برای جدایی فکری و بعد درگیری فراهم می‌کند. از مسائل دیگر در این زمینه وجود حالت کودکانه،عدم اطمینان به زندگی، جستجوی یک زندگی اتکالی، قدرت طلبی، عقده تکانی، عدم درک ریزه کاری ، ظرافت ها و...است که برای رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می‌کنیم. 

 خودخواهی ها:

 چه بسیارند کسانی که در اثر تربیت غلط و افراط در نازکشی لوس و خودخواه بارآمده اند،آنان گمان می‌کنند که صاحب رتبه و مقامی‌هستند و همه افراد حتی همسر و فرزندانشان می‌بایست درخدمت بی چون و چرای آنها باشند،غرور بی جا،این افراد را وا می‌دارد که اگر امری خلاف مصلحت و توقع خویش یافتند در برابر ش بایستند و یا موضع خشونت باربگیرند. طبعاً طرف مقابل نیز تسلیم این جریان نمی‌شود و همین امر سبب پیدایش درگیری می‌شود. 

 خستگی های ناشی از کار:

 زن و شوهری با هم درگیری پیدا می‌کنند که هر کدام بدین حساب که از کار روزانه خسته شده ونیاز به حمایت دارند می‌خواهند تملقی و تحسینی از آنها مطرح شود تا میزانی از خستگی شان کاسته گردد ولی هیچ واسطه ای وجود ندارد که زبان این دو را برای هم ترجمه کند، در نتیجه عقده یکدیگر را در دل می‌گیرند و به اندک بهانه ای با هم به درگیری می‌پردازند .

 عوامل افزایش توقع :

 عوامل بسیاری باعث افزایش توقع و میزان طلب در افراد می شود .دیدن رفتار دیگران ،به ویژه آنها که در راحتی و تنعمند، زندگی توأم با عصیان و سرکشی دیگران، بی توجهی به آینده ، بی غمی‌ و عدم پذیرش مسئولیت بر این درد آنان دامن می‌زنند. 

 بررسی توقعات:

 اینکه زن و شوهر در سایه ازدواج توقعاتی از هم دارند جای بحث نیست و بسیار به جاست که تا حد امکان توقعات یکدیگر را در چارچوب ضوابط شرع بر آورده کنند. اما آنچه مهم است رعایت این مسئله است که توقعات باید به گونه ای باشد که طرف مقابل بتواند آن را برآورده سازد و درخواست های خارج از اندازه باعث می‌شود که امکان برآورده شدن آن نباشد، در نتیجه موجبات بدبینی نسبت به هم فراهم می شود و کار به درگیری می‌کشد و این خود علت بسیاری از مسائل و مشکلات بعدی است . توقع به میزانی خوب است که تمایلات عادی و طبیعی یکدیگر را برآورده سازند. البته زن وشوهر باید به میزانی نقش پدر و مادری را درباره یکدیگر ایفا کنند ولی مسئله نباید به گونه ای باشد که رؤیاهای یکدیگر را هم کاملاً محقق نمایند.

 ضرورت مهار هوس ها:

 این ضرورت حیات خانوادگی است که زن و شوهر به میزانی از خواسته ها و توقعات خویش بکاهند و حتی بر هوس های خود فائق آیند و عزت نفس خود را در بی توقعی از همسر بدانند.

 اگر سطح توقعات از یکدیگر را پایین آورند مسائل و دشواری ها سبکتر شده و مشکلات از میان خواهد رفت. این امر بخصوص باید مورد توجه زنان باشد . از آن جهت که عشق مرد رمنده است و در مواردی که توان رفع دشواری ها و برآورده ساختن توقعات را نداشته باشد از زندگی وشرمساری های آن خود را فارغ خواهد ساخت .تمتع از زندگی زناشویی در سایه توقعات بی حساب و رنگارنگ کردن زندگی و در خواست های متنوع نیست .این امر زندگی را دشوار خواهد کرد و حتی موجب وارد آمدن صدمه روحی بر دیگری خواهد شد و این سبب تیرگی زندگی است .

 در برابر آنچه که می‌خواهید بدان برسید حلیم و بردبار باشید،ملایمت و احساس شما زندگی را شیرین و زندگی مشترک را محکمتر خواهد کرد . برای وصول به چنین  هدفی بکوشید. 

 

مطالب پیشنهادی

ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها
ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان

چه جوری بگم دوستت دارم؟


 

آدمی با احساس خود زنده است. اگر انسانی نتواند بخندد، نتواند گریه کند، نتواند لذت ببرد، نتواند از تماشای شبنم صبحگاهی بر گلبرگ شقایق احساس شعف کند، چگونه انسانی است؟ اگر انسانی معنای لبخند و شادمانی یک کودک را در لحظه نوازش مادر درک نکند، اگر اندوه دیگران را نفهمد، اگر احساسات دیگران را درک نکند تا هنگام نیاز کمکی بر درد آنها باشد، چگونه انسانی است؟ با دکتر میرعمادالدین فریور، روان‌شناس، درباره احساسات و هیجانات و نحوه بروز آنها گفتگو کرده‌ایم…
چرا احساسات و بروز آنها اهمیت دارند؟

بیش از هر چیز باید گفت که موضوع جالبی را انتخاب کرده‌اید زیرا در فرهنگ ما کمتر به احساسات و هیجانات اهمیت داده می‌شود. واقعیت این است که ما نیاز داریم احساسات خود را بشناسیم. نیاز داریم تا بدانیم چه چیزهایی این احساسات را در ما به وجود می‌آورد؟ نیاز داریم تا بدانیم انسان‌های پیرامون ما چه احساسی دارند و چه چیزهایی آنها را خوشحال یا ناراحت می‌کند و ما در قبال آن باید چگونه رفتاری داشته باشیم؟ همچنین ما نیاز داریم تا هیجانات شدید خود را به گونه‌ای کنترل کنیم تا کمترین آسیب را به خود و پیرامونمان وارد کنیم. ما نیاز داریم بیاموزیم تا چگونه در موقع لزوم از دیگران کمک بگیریم و چگونه به دیگران هنگام نیاز آنها کمک کنیم زیرا ما انسانیم.

آیا می‌توانید به برخی از احساسات شایع انسان‌ها اشاره کنید؟

احساسات بخشی از زندگی هر انسان را تشکیل می‌دهد. همه ما زمانی بوده که غمگین بوده‌ایم، خشمگین بوده‌ایم، از چیزی متنفر و بیزار بوده‌ایم، حسادت کرده‌ایم، لذت برده‌ایم، شاد بوده‌ایم، ترسیده‌ایم، مضطرب بوده‌ایم و دلتنگ بوده‌ایم. همه اینها احساسات ما انسان‌هاست که از راه‌های مختلف کلامی و غیرکلامی آنها را بروز می‌دهیم بنابراین باید با حالات هیجانی و احساسی خود آشنا شویم و همچنین احساسات انسان‌های پیرامون خود را بشناسیم و از حالت‌های کلامی و غیرکلامی دیگران به احساسات آنها پی ببریم زیرا وقتی با حالات هیجانی و احساسی دیگران آشنا شویم، می‌توانیم پاسخ و واکنش‌‌ مناسبی را نشان دهیم.

آیا چیزهایی که افراد می‌گویند یا انجام می‌دهند روی احساسات دیگران تاثیرگذار است؟

بله. همین‌طور است. به طور کلی فهمیدن اینکه احساساتی که توسط ما تجربه می‌شود توسط دیگران هم تجربه می‌شود و سایر افراد هم احساساتی مشابه ما دارند، به سلامت روان ما کمک می‌کند. البته احساساتی مثل شادی، اندوه، حسادت و خشم نیز برای دیگران قابل تجربه است اما ممکن است نحوه بروز این احساسات و شدت آن در افراد مختلف متفاوت باشد.

نظرتان در خصوص احساسات شدید انسان‌ها چیست؟

مدیریت و مدارا بهترین شیوه برخورد با احساسات شدید است. تشخیص و پذیرفتن اینکه همه افراد حدودی از احساسات و هیجانات شدید را در زمان‌های مختلف تجربه می‌کنند و شناختن راه‌هایی که به وسیله آنها می‌توان با احساسات و هیجانات شدید به طور موثری مدارا کرد از دیگر ویژگی‌های سلامت روان است. همیشه در پیرامون ما وقایعی روی می‌دهد که ما را عصبانی و خشمگین کند. زمان‌هایی بوده که کلمات در بیان احساس، غم و اندوه ما ناتوان بوده‌اند، زمانی تمام وجودمان از نفرت و انزجار غوطه‌ خورده و زمانی نیز غبطه خورده‌ایم، رشک برده‌ایم یا در آتش حسادت سوخته‌ایم اما ما باید یاد بگیریم با این احساسات مدارا کنیم.

اگر بخواهیم عشق و احساس خود را در زندگی زناشویی ابراز کنیم، چه نکاتی را باید رعایت کنیم؟

من برای شما چند جمله طلایی را مثال می‌زنم تا بتوانم عشق و احساس عشق خود را به همسرتان ابراز کنید. اینها عباراتی هستند که همسر شما دوست دارد بیشتر آنها را بشنود: «من به تو اعتقاد دارم»، «مایه افتخار منی»، «تو عشق منی»، «دوستت دارم»، «همواره برایم عزیز و محترمی و من در کنار تو آرامش دارم»، «تو تکیه‌گاه منی»، «کارت عالی بود» و «نمی‌توانم ناراحتی‌ات را ببینیم»، «متشکرم»، ‌«عزیزم»، «دلبر و سرورم». هر چه عشق و محبت بیشتری ابراز کنید مطمئن باشید که عشق و محبت بیشتری دریافت خواهید کرد. اگر می‌توانید گاهی اوقات در طول روز با او تماس بگیرید فقط برای اینکه به او بگویید «دوستت دارم». وقتی صحبت می‌کند، به او توجه کرده، سخنان مثبتی به زبان بیاورید و او را تایید کنید. شکسپیر می‌گوید: «آن چه در زن قلب مرا تسخیر می‌کند مهربانی اوست نه روی زیبایش، من زنی را دوست دارم که مهربا‌ن‌تر باشد.»

دین اسلام نیز به بروز احساسات اهمیت ویژه‌ای می‌دهد.

بله. دقیقا همین‌طور است. خدای متعادل در قرآن کریم محبت و علاقه‌ای که بین زن و شوهر وجود دارد را از نشانه‌های قدرت خویش شمرده است. امام رضا زنانی را که به شوهرانشان اظهار عشق و محبت می‌کنند را بهترین غنیمت برای شوهرانشان معرفی می‌نمایند و پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز بهترین زنان را زنانی که دارای عشق و محبت باشند می‌داند حتی گاهی اوقات بغل کردن همسر یا فرزند و اظهار محبت کردن در تحکیم روابط بسیار موثر است. گرچه محبت وقتی اثرگذار است که از صمیم قلب باشد ولی محبت قلبی تنها کافی نیست و لازم است که آشکارا اظهار شود و آثار آن در بروز احساسات زبانی، افعال و رفتار نمایان شود بنابراین اظهار عشق و علاقه به همسرتان باید آشکارا و بدون احتیاط باشد و در حضور و غیاب از او تعریف کنید و محبت خود را برسانید. برای بروز احساسات مثبت در زندگی این دو کلمه «دوستت دارم» را که هیچ کس از شنیدن آن خسته نمی‌شود در روابط با همسر خود زیاد تکرار کنید.


مطالب پیشنهادی

ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها
ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان

ازدواج ایده آل

وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است


http://maktoobshop.com/



با ازدواج کردن ما تنها صاحب یک همسر نمی شویم، بلکه صاحب دنیایی جدید می شویم ! از این زمان ، او یار، هم صحبت و بهترین دوست ما خواهد بود.

او شریک لحظه ها، روزها و سال های ما است و در خوشی و ناخوشی ، شکست و پیروزی در کنار ما می ماند. همچنین او در رویاها و ترس های مان با ما شریک است . وقتی بیمار هستیم ، از ما مراقبت می کند . وقتی به کمک نیاز داریم ، تمام تلاش خود را به کار می برد و هر کاری که بتواند انجام می دهد . وقتی رازی داشته باشیم ، آن را نگاه خواهد داشت . صبح که چشم های مان را باز می کنیم ، اولین کسی که می بینیم اوست . حتی اگر در کنارمان نباشد ، به ما می اندیشد و با تمام قلب و روح و ذهنش برای ما دعا خواهد کرد. خلاصه او تمام دنیای ما و ما تمام دنیای او خواهیم شد.

شریک زندگی ما با حمایت های بی دریغش ، احتیاچات مان را برطرف می کند و احساس امنیت ، راحتی و آسودگی را برای ما به ارمغان می آورد.

رابطه میان زن و شوهر ، شگفت انگیز ترین رابطه بشری است . این مقدار عشق ، محبت ، نزدیکی ، فداکاری و آرامشی که قلب ها را لبریز می کند ، توصیف ناپذیر است . تنها خداوند بخشنده ، با قدرت و رحمت بیکران خود و دانایی بی انتهایش می تواند چنین احساس لطیف و چنین رابطه مبارکی را میان همسران به وجود آورد و آن را ریشه دار کند .

همسر همان فردی است که از جانب خداوند مامور شده تا در کنار ما باشد. کسی که عیب های مان را از نزدیک می بیند و آن ها را به ما گوشزد می کند . کسی که به ما عشق ، حمایت ، فرزند و امید می دهد . کسی که در برابر دیگران پشتوانه ما است.

برای اینکه شریک خوبی برای زندگی یکدیگر باشید باید ابتدا به تمرین زندگی بپردازید

تمرین زندگی

1 -همه ما درزندگی شخصی مشکلاتی با همسرمان داریم. مشکل شما چیست ؟ فرزند؟ پول؟ خانواده .... مشکل شما هر چیزی که هست قهر نکنید . بدترین و بچه گانه ترین کار ، قهر کردن است . البته منظور من این نیست که ناراحتی خود را نشان ندهید ، اما قهر نکید.

2 – به راحتی از کنار احتلافات اساسی خود نگذرید . مردی را می شناختم که بر سر رفت و آمد با والدین همسرش مشکل داست . بعد از هر رفت یا آمدی مدتی با همسرش قهر می کرد، و یعد از مدتی آشتی می کردند و دوباره این چرخه ادامه پیدا می کرد.

3 – با یکدیگر بر سر مسائل ایجاد شده صحبت کنید. حتی اگر شده شب را تا نیمه های شب بیدار بمانید با همسرتان حرف بزنید، راه حل های مختلف ارائه بدهید و نظر او را جویا شوید . مانند دوست من ، که بالاخره متقاعد شد به جای قهر کردن با همسرش صحبت کند . آن ها پس از دو روز بحث و گفتگو عامل اصلی ناراحتی را پیدا کردند .

4 – نخواهید که یکدیگر را محکوم کنید و مقصر را پیدا کنید. به دنبال راه حل اختلاف باشید نه ضربه زدن به شخصیت یکدیگر. او همسر شماست . حتی اگر مقصر هم جلوه کند باز گوشه ای از این ناراحتی دامن شما را می گیرد.

5 – در زندگی مشترک ، غرور بی معنی ترین واژه است. عذرخواهی کردن از ابهت شما کم نمی کند. بدون این که خود را کوچک جلوه دهید یا با عجز و لابه درخواست بخشش کنید ، با منطق قاطعیت عذرخواهی کنید.

6 – سعی کنید هیچ لحظه ای را برای ابراز احساسات صمیمانه از دست ندهید. اجازه دهید نزدیک ترین کسان شما بدانند که برایتان مهم هستند.

7 – قبل از ازدواج به شغل همسر خود توجه کنید و بدانید حرفه او همان کاری است که او هر روز انجام می دهد و شخصیتش بر مبنای آن شغل ساخته شده است.

8 – به شما خانم های عزیز توصیه می کنم با کلماتی واضح ، بدون کنایه زدن صحبت کنید. یادتان باشد که یک ازدواج موفق هیچ گاه به سرعت صورت نمی گیرد و تنها بستگی به شانس یا پیدا کردن فردی خاص ندارد ، بلکه نیازمند گذشت و سختکوشی است.

9 – نیروی شتاب دهنده به موتور هر ازدواجی باید از عشق و احساس باشد وگرنه در نیمه های راه باز می ماند . آن چه باعث پذیرفتن اشتباهات ، گذشت ، همدردی و همدلی می شود ، علاقه و احساس است . در غیر این صورت ، محیط خانواده گرم و رضایت بخش نخواهد بود.

10 – ازدواجی موفق است که بر پایه عقل و عاطفه بنا شود . عقل مواردی را که باید در نظر گرفته شوند بدون دخالت عشق یررسی کند و سپس به عشق اجازه دهد تا آن ها را رنگ آمیزی کرده و تابلوی زیبای خوشبختی را تکمیل نماید . عشق ، احساس و دوراندیشی در ازدواج را تواما با هم درنظر یگیرید . هیچ گاه از روی اجبار ، هیجان یا حسابگری ازدواج نکنید.

و در آخر

11 – اگر می خواهید عشق و علاقه خود و همسرتان را مادام العمر کنید . اول باید زمان کافی برای با هم بودن و ابراز محبت کردن داشته باشید . هر از گاهی رابطه صمیمانه اول ازدواج را تجدید کنید . به انگیزه عشق و ازدواج تان بیندیشید. خاطرات گذشته را مرور کنید . با یکدیگر صادق باشید . صداقت و اظهار پشیمانی از اشتباهات باعث می شود تا شما بیش از حد به یکدیگر نزدیک شوید.

طوری زندگی کنید که منتظر خوشبختی در آینده نباشید .


مطالب پیشنهادی

ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها
ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان

اشتباهات روز های اول ازدواج

وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است


http://maktoobshop.com/

 


زوج‏های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک هستند. آنها انسان هستند و دچار اشتباه می‏شوند. اما آگاهی از اشتباهات معمول می‏تواند به شما کمک کند که مانع بروز آنها شوید.

1- به دوران پس از ازدواج فکر نمی‏کنید.

بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج می شوند که متوجه نمی شوند در گیر چه مسایلی شده اند. شما متاهل شده اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچار هستید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامه های جشن و بازتاب آن -از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان- لذت ببرید ، اما تمام مدت تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.
شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده اید که دوستش داشتید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید.

2- سعی می‏کنید همسرتان را تغییر دهید.

به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده اید که عاشقش بوده اید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرزی چشمگیر تغییر نمی کنند پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هایی که با دیگران دارد و نه علی رغم آنها، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می کند.

3- با خانواه همسرتان رابطه بدی را آغاز می‏کنید.

اگر تا این لحظه به رابطه ی شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را  بهبود بخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می کند ، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می شود همسرتان است که احساس می کند بین شما گیر افتاده است.

4- در مشاجرات اجازه می‏دهید احساسات شما پیروز شوند.

پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی کند. گفت و گوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید ، زندگی تان را به مخاطره می اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است – از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش های درمانی – انجام دهید.

زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ تر را داشته باشید.

5- از بحث های سنگین اجتناب می‏کنید.

هیچ کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راه های ممکن در صورت بچه دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش بینی نشده ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده اید، چاره ای جز صحبت درباه این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نا دیده نگیرید. زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ تر را داشته باشید.
ازدواج

6- بر سر مسایلی بیهوده دعوا می‏کنید.

هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می کند – از باز گذاشتن سر خمیر دندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در- که در نظر دیگران بی معنی است. بحث های خود را برای مسایل مهم تری نگه دارید. این دلخوری ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش شانس بدانید.

همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود که تصور می کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.

7- حسادت می‏ورزید.

همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود که تصور می کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.

8-  مثل دوران تجرد خود رفتار می‏کنید.

اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بوده اید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبوده است. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما می دانید درست و غلط چیست. پس کار درست را انجام دهید.

زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمی‏دهد.

9- غرور را به زندگی مشترک خود راه می‏دهید.

زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمی‏دهد. او اجازه می دهد غرور و روش های حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کنید و رابطه شما به نتیجه برسد. باید ملایم تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

10-  اوقات بسیار کمی را در کنار یکدیگر سپری می‏کنید.

باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.


بیشتر بدانیم....\



ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها
ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

ژن درمانی از درمان بیماری ها تا بهسازی نژادی و استفاده بعنوان یک سلاح

دیابت از شناخت علائم تا درمان و راههای پیشگیری

حقایقی در باره ایدز و لزوم آموش جنسی

ایجاد تعادل در بیماران مبتلا به ام اس

سرطان سینه و تمامی گفتنی های آن

نقش نانو تکنولوژی در پزشکی وسلامت عمومی

نقش مردان در زمینه بهداشت باروری همسران
تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان
کاهش مرگ و میر زنان باردار با برنامه مادری ایمن
مادران شاغل و نگهداری کودکان
بررسی اثرات کافئین بر بدن
عوارض شیرین کنندههای بدون کالری
فست فود زیر ذره بین کارشناسان حوزه سلامت
ویژگی های ظروف آشپزی و اثر آن در پخت غذا

ظروف یک ‌بار مصرف ومشکلات آن بر سلامت
اثرات امواج تلفن همراه بر سلامت افراد
کنترل آلاینده ها از طریق فن اوری نانو تکنولوژی
اثر شن‌های روان یا غبار غلیظ بر سلامت انسان

آثار جانبی تشعشع لامپ های کم مصرف بر چشم و پوست

پیامدها و راهکارهای جلوگیری از تخلفات موتورسواران

آمادگی سازمانهای غیر دولتی در حوادث و بلایا

آمادگی ملی و سازمانی در مقابله با زلزله و مدیریت بحران

آمادگی ملی در مقابله با زلزله

راهکارهای پیشگیری از پیامد های سیل

سلامت روان کودکان در بلایا طبیعی


                                              http://maktoobshop.com

همیشه عاشق و معشوق هم باشید

وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است


http://maktoobshop.com/


تنها از هم صحبتی با نامزدتان لذت ببریداین موضوع قاعده ای اساسی در روابط عاشقانه است
همیشه عاشق و معشوق هم باشید
در عوض اینکه تصور کنید هر آنچه شما فکر می کنید عاشقانه است بیاموزید که تصور کنید آنچه همسرتان در ذهن می پروراند عقاید عاشقانه هستند


صبح زود از خواب برخیزید و در کنار هم نظاره گر طلوع خورشید باشید

*
تمای یادگاری های عشق قدیمی تان را از بین ببرید و از این مهمتر این که همه عشقهای گذشته تان را بدست فراموشی بسپارید

*
بهترین لباسهایتان را در منزل و برای همسرتان بپوشید

*
در مقابل مادر, خواهر و دوستان و همکاران همسرتان از او تعریف کنید چون او بخاطر اینکه شما را بیشتر دوست خواهد داشت

*
شبها در گوش همسرتان آوای عشق را نجوا کنید

*
در کتابخانه بدنبال کتابها و مجلاتی که در مورد راههای بهبود روابط عاشقانه نوشته شده است بگردید

*
هنر خوب صحبت کردن را فرا بگیرید

*
درباره زندگی عاشقانه تان از هیچ تلاشی دریغ نورزید

*
برای اینکه در روابط عاشقانه خالقانه عمل کنید, روی توسعه دادن نیم کره راست مغزتان کار کنید

*
نظریه احمقانه (( زن سالاری)) یا ((مرد سالاری)) را دور بیاندازید چون این نظریه رابطه شما را تحت تاثیر فشار زیادی قرار می دهد

*
فقط باید در نظر داشته باشدی که همه ما انسان هستیم

*
صبح را با یکدیگر آغاز کنید و در ابتدای روز به روی یکدیگر لبخند بزنید. این روش بسیار خوبی برای اغاز روز است

*
عشق واقعی در چیزهای کوچک نهفته است..پس چرا چیزهایی که خاطرات خوش کودکی را بیاد همسرتان می آورند را به او هدیه نمی دهید؟

*!وقتی با هم به گردش می روید بذله گو و بشاش باشید

*
همین حالا هر چه دستتان است زمین بگذارید نزد همسرتان بروید و به او بگوئید دوستت دارم

*
با چهره ای خندان و شاداب بهمراه هدیه کوچک به محل کار نامزدتان بروید

*
عاشق پیشه بودن را به روزهای آخر هفته موکول نکنید بلکه بکوشید در تمام طول هفته عاشقانه برخورد کنید

*
به خودتان این جرات را بدهید که متفاوت از عشاق دیگر باشید و رفتارتان منحصر بفرد باشد

*
به او تعهد بدهید که برای همیشه با او و در کنارش خواهید بود و عاشقانه دوستش خواهید داشت

*
کسی که عاشق می شود باید برای تحمل و چشم پوشی از خطاهایی که می بیند اما نمی تواند در مقابل آنها کاری بکند صبور و آرام باشد

*
عاشقی باشید که طبق سنن قدیمی و کهن جانش را فدای معشوق می کند

*
باهمدیگر و برای همدیگر دعا کنید

*
پس از مدتی که از ازدواجتان می گذرد به هتل ماه عسلتان بازگردید و در همان اتاقی که ساکن بودید اقامت کنید

*
وقتی همسرتان در بیمارستان بستری است هر روز برایش گل ببرید

*
 
در زمانهای زیر به سراغ همسرتان بروید:خوشی............عشق.............ناخوشی

*
از خودتان شخصیت بزرگی به او نشان بدهید

*
به هنگام تماشای تلویزیون همسرتان را در آغوش بگیرید

*
از عشقتان دفاع کنید

*
هیچ وقت از یک هدیه بعنوان رشوه استفاده نکنید

*
بهترین راه حل برای برخورداری از یک زندگی راحت و ایده ال این است که ازدواج کنید

*
توسط یک بالن پیام عاشقانه برایش بفرستید

*
وقتی نامزدتان را ملاقات می کنید در طول دیدارتان شادابی خود را حفظ کنید

*
این موضوع را بخاطر بسپارید که اول باید خودتان را دوست بدارید تا بتوانید براستی همسرتان را دوست داشته باشید

*
برای بقیه عمر دادگاه و محکمه یکدیگر باشید

*
سبد گل گرانقیمتی از گلهای مورد علاقه اش برایش سفارش بدهید

*
هرگاه همسرتان چندان عاشق پیشه نیست مستقیما این مطلب را به او گوشزد نکنید. به او بگوئید که از نظر احساسی تغییر کرده است

*
عشق انبوهی از بزرگ نمایی ها و تفاوتهای بین یک شخص و دیگران است

*
اجازه ندهید روزهای بارانی مانع از بیان احساسات شما باشند.بلکه در زیر باران در کنار هم قدم بزنید, آواز بخوانید و برقصید

*
یکبار دیگر به ماه عسل بروید و اغلب این کار را تکرار کنید

*
به همسرتان کتابهایی که دوست دارید هدیه کنید تا متوجه بشود که شما از علائق دیگر او نیز خبر دارید

*
با بوسه صبحگاهی همسرتان را از خواب بیدار کنید

*
درباره چیزهایی که در زندگی برایتان اهمیت دارد برایش صحبت کنید

*
همیشه در همه چیز پیش قدم باشید

*
پس از هر جر و بحث و دعوا غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان معذرت خواهی کنید

*
سعی کنید احساساتش را متحول بسازید باید همچون محرکی برای قلبش باشید نه مانند یک نوشیدنی آرام بخش

*
سنگ صبور و محرم راز یکدیگر باشید

*
در مواقع لزوم قوانین روزمره و عرفهای اجتماعی را زیر پا بگذارید

*
تا پایان عمر همچون زوجهای جوان بیاندیشید

*
در آغاز هر فصل یک سرویس جواهر به او بدهید

*
با همسرتان طوری رفتار کنید که در چشم او جذابتر شادتر و دلنشین تر بنظر برسید

*
کلمات غیر رمانتیکی که باید حتما از آنها بپرهیز شود را بکار نبرید و همواره از جملات احساسی بهره بگیرید

*
فقط برای بانوان : هرگز همسرتان را مسخره نکنید

*
همواره بکوشید همسرتان را جذب دلبریها و محبتهای خودتان بکنید

*
از اطمینان و اعتماد در قلب همسرتان سرمایه ای جاودانه جمع کنید

*
با هم درباره نظریه تان در مورد عشق به بحث بنشینید

*
فقط برای آقایان: عشق بازی کنید, جنگ نکنید

*
هنر مذاکره کردن را یاد بگیرید چون اینکار کلیدی برای بازکردن درهای عشقی دیرپاست

*


در ذهنتان افکار عاشقانه بپرورانید.هر چه بیشتر این کار را انجام دهید احساسات رمانتیک شما بیشتر رشد خواهد کرد و به بار می نشینند

*
لباسهایتان را به او قرض بدهید

*
بگذارید زمان بگذرد صمیمیت با گذشت زمان زیادتر می شود

*
به معجزات بخصوص نوع عاشقانه ان معتقد باشید

*
هر شخص بر اساس آنچه اهدا می کند ثروتمند شناخته می شود نه آنچه که دارد

*
به همسرتان بگوئید که جذابترین شخص برای شماست

*
به خودتان نیز یادآوری کنید که جذابترین شخص برای او هستید

*
ازدواج کنید..! ما این کار را کردیم و دیدیم که ارزشش را داشت و موجب پیشرفت روابط عاشقانه شد

*
همواره عاشق همسرتان بشید

*
اتاق خوابتان را به بهترین و جذابترین وجه بیارائید

*
روزهای سخت زندگی را هم در کنار همدیگر آسان کنید

*
همیشه به همسرتان بگویید که چقدر دوستش دارید

*
روزی را به قدردانی از همسرتان اختصاص دهید

*
قلبتان را طوری بسازید که درون آن بین شما و عشقتان نوعی توازن ایده آل وجود بیاورید

*
همسرتان را به آرامی و با اشتیاق ببوسید شاید این هنری باشد که برای انجام آن به تمرین نیامند باشید

*
در گوش او نجوا کنید


بیشتر بدانیم....\



ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها
ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

ژن درمانی از درمان بیماری ها تا بهسازی نژادی و استفاده بعنوان یک سلاح

دیابت از شناخت علائم تا درمان و راههای پیشگیری

حقایقی در باره ایدز و لزوم آموش جنسی

ایجاد تعادل در بیماران مبتلا به ام اس

سرطان سینه و تمامی گفتنی های آن

نقش نانو تکنولوژی در پزشکی وسلامت عمومی

نقش مردان در زمینه بهداشت باروری همسران
تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان
کاهش مرگ و میر زنان باردار با برنامه مادری ایمن
مادران شاغل و نگهداری کودکان
بررسی اثرات کافئین بر بدن
عوارض شیرین کنندههای بدون کالری
فست فود زیر ذره بین کارشناسان حوزه سلامت
ویژگی های ظروف آشپزی و اثر آن در پخت غذا

ظروف یک ‌بار مصرف ومشکلات آن بر سلامت
اثرات امواج تلفن همراه بر سلامت افراد
کنترل آلاینده ها از طریق فن اوری نانو تکنولوژی
اثر شن‌های روان یا غبار غلیظ بر سلامت انسان

آثار جانبی تشعشع لامپ های کم مصرف بر چشم و پوست

پیامدها و راهکارهای جلوگیری از تخلفات موتورسواران

آمادگی سازمانهای غیر دولتی در حوادث و بلایا

آمادگی ملی و سازمانی در مقابله با زلزله و مدیریت بحران

آمادگی ملی در مقابله با زلزله

راهکارهای پیشگیری از پیامد های سیل

سلامت روان کودکان در بلایا طبیعی


                                              http://maktoobshop.com

محبت و دوستی با همسر

وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است


http://maktoobshop.com/


محبت و دوستی
● اگر می خواهید دوستتان بدارند، دوست بدارید و دوست داشتنی هم باشید.
● ما نمی توانیم فقط برای خودمان زندگی کنیم ؛ هزاران رشته ما را به همنوعانمان پیوند می دهد. به یاری همین رشته های حساس است که اعمال ما منتقل می شود وبه صورت واکنش به ما باز می گردد.
● در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن ، بیش از نیاز به نان است .
● دوست داشتن نیز نظیر عبادت کردن، همچنان که عمل است یک نیروی شفا دهنده و خلاّق نیز به شمار می آید.
● شما می توانید با علاقه مند شدن به مردم در طی دو ماه آن قدر دوست پیدا کنید که درعرض دو سال نمی توانید همان تعداد را به خود علاقه مند سازید.
● با زبان خوش و مهربانی می توانید فیلی را با مویی بکشید.
● روش و دستورالعملی وجود ندارد، شما دوست داشتن را فقط با دوست داشتن یاد می گیرید.
● تا زمانی که انسان بتواند ستایش کند و دوست بدارد جوان می ماند.
● جای تأسف است که کسی ما را دوست نداشته باشد. ولی تأسف بالاتر از آن ، این است که قادر نباشیم دوست بداریم.
● با نیکی کردن به دشمنانت آنها را به دوست تبدیل کن.
● خوشرویی و چهره ی گشاده وسیله کسب محبت است.
● بین خود و خویشانتان تجدید محبت کنید ، اگر چه با سلام کردن باشد.
● خردمندان کسانی هستند که بدی ها را با خوبی رفع می کنند و به این ترتیب نفرت ها را به دوستی تبدیل می کنند.
● دین عین محبت و محبت عین دین است .
● صمیمیت راستین تنها در صورتی نیرویی مثبت است که آمیزه قدرت ها و نیروهای شخصی با دیگران و به منظور رشد و کمال مدام هر یک از آنها باشد.
● گر مردم یکدیگر را دوست می داشتند تمام مسائل انسانیت حل می شد.
● آن که همواره به حقیقت توجه دارد، با همنوع خود به مهربانی رفتار می کند.
● محبت را به هیچ چیز تشبیه نتوان کرد. زیرا هیچ چیز لطیف تر از محبت نیست.
● یک هدیه با ارزش که هرگز فراموش نمی شود مهربانی و محبت است.
● قایق محبت حتی بر کوه صعود می کند.
● در جهان ، یگانه مایه نیکبختیِ انسان ، محبت است.
● زندگی اگر با عاطفه و محبت درآمیخته نباشد گوارا و زنده نخواهد بود.
● کلمات مهرانگیز ممکن است کوتاه باشند، اما طنین رسایی دارند.
● بهترین وسیله برای دفع دشمنان ازدیاد دوستان است.
● ایجاد حس دوستی و صمیمیت ، زمینه ساز امنیت است.
● برای برقراری رابطه دوستانه و رسیدن به حسن تفاهم ، طرح و حل اختلافات ، مفیدتر از سرپوش گذاشتن بر روی آنهاست.
۲۷) خنده صادق ترین واکنش انسان است که تحت اختیار او نیست، خنده هدیه بهشت و مهربانی خداوند است و سبب ایجاد و تقویت دوستی می شود.
● اگر با دوستی و محبت زندگی کنید زندگی در دنیای امن را می آموزید.
● اگر با توافق زندگی کنید دوست داشتن خود را می آموزید.
● برای دوست داشتن ، فرصت های نامحدودی وجود دارد و همه ما نیز استعداد ابراز آن را داریم.
● ین تصور که شاید زمان بهتر و مناسب تری برای دوست داشتن وجود داشته باشد، برای بسیاری از مردم به بهای عمری تأسف خوردن تمام شده است.
● غلب ما با خود بیگانه ایم؛ نمی دانیم که هستیم و از سایر بیگانگانی که نمی دانند چه کسی هستیم می خواهیم که ما را دوست بدارند.
۳۳) در زندگی فقط یک سعادت وجود دارد: محبت کردن و مورد محبت واقع شدن .
● هر خرد و مذهب کهن چیزی مشابه را به شما می گوید ؛ فقط برای خودتان زندگی نکنید، برای دیگران نیز زندگی کنید. به درون خود فرو نروید، زیرا خود به زندانی گرفتار خواهید شد که رهایی ندارد.
● راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد هر لحظه آن چیز از دست برود.
● ما مردم را به اندازه کارهای خوبی که برای ما کرده اند دوست نمی داریم، بیشتر برای کارهای خوبی که برای آنها کرده ایم دوست داریم.
● دوست داشتن را از دست می دهند.
● با دقت گوش کردن به دیگران باعث می شود بفهمند که شما آنها را دوست دارید و این کار باعث ایجاد اطمینان می شود، یعنی همان چیزی که اساس یک ارتباط دوستانه است.
● هر چه بیشتر سعی کنید که عزت نفس را در دیگران افزایش دهید ، خودتان را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و برای خودتان احترام بیشتری قائل خواهید شد.
● برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید.
● حساسیت بیش از حد یا شخصی کردن مسائل یکی از دلایل اصلی بروز مشکل در برقراری روابط با دیگران است.
● هر چه بیشتر تلاش کنید که به زور رابطه خوبی با دیگران ایجاد کنید کمتر موفق خواهید شد.
● برای ایجاد یکی رابطه خوب کافی است فقط راحت باشید، خودتان باشید و از لحظاتی که با دیگران هستید لذت ببرید.
● کلیدِ داشتن روابط خوب با دیگران پذیرش آنها به همان صورتی است که هستند.
● هر چقدر خودتان را بیشتر دوست داشته باشید ، بهترعمل می کنید و هر چقدر بهترعمل کنید خودتان را بیشتر دوست خواهید داشت.
● وست داشتن بدین معناست که خوشبختی خودمان را در خوشبختی دیگران بدانیم .
● سی به حساب می آید که دیگران را به حساب آورد.
● مهمترین ارزش های زندگی در وجود کسانی است که دوستشان دارید و کسانی که دوستتان دارند.
● دوست داشتن بدین معناست که خوشبختی خودمان را خوشبختی دیگران بدانیم.
● دوست آن است که با تو راست گوید، نه آن که دروغ تو را راست انگارد.
● دوستان را در خلوت توبیخ کنید و در ملاء عام تحسین .
● دوست از در بیرون کنند، اما از دل بیرون نکنند.
● دوست را دشمن توان کرد، ولی دشمن را دوست گردانیدن دشوار بود.
● دوست واقعی آن است که پشت سر دوست هم صدیق باشد.
● دوستِ همه کس ، دوست هیچ کس نیست .
● دوستی بی سبب می شود، دشمنی بی سبب نمی شود.
● دوستی معلول نیازمندی های بشر است .
● محبت دیده را کور و گوش را کر می کند.
● میوه درخت تواضع ، دوستی و ثمره کشت تکبر ، دشمنی است.
● بدترین دوستان آن است که هنگام آسایش با تو پیوسته و روز سختی از تو گسسته باشد.
● رای یکدیگر هدیه فرستید تا محبت ها زیاد شود .
● فاداری نشانه صفا و محبت است .
● شرط مصاحبت و دوستی ، کم کردن مخالفت است .
● محبت دیده را کور و گوش را کر می سازد .
● بکوشید هر روز بیش از روز دیگر شکاف های موجود میان دیگران و خود را به پیوند دوستی و الفت مبدل سازید .
● شما می توانید با اطرافیان خود بر اساس وجوه مشترکی که دارند پیوند دوستی برقرار کنید .
● نگذار اختلافی کوچک با یک دوست ، به دوستی عمیقت با او لطمه بزند.
● قبل از همه خود را دوست داشته باشید تا بتوانید محبت خود را به دیگران اشاعه دهید چون از چیزی که ندارید نمی توانید ایثار کنید .
● با برقراری صمیمیت و دوستی ، دنیای بزرگتری برای خود می سازید . شما در کنار هم رشد می کنید و شکوفا می شوید ولی هرگز در هم مستهلک نمی گردید .
● ابراز مهر و دوستی کار آسانی است ، این در واقع ما هستیم که مشکل و پیچیده می باشیم.
● اگر دو ماه مجذوب دیگران باشید ، دوستان بیشتری به دست خواهید آورد تا این که دو سال بکوشید دیگران را مجذوب خود کنید .
● مهربانی که به کلام در آید ، پدید آورنده اطمینان خواهد بود .
● مهربانی که به بخشش بینجامد ، پدید آورنده عشق خواهد بود .
● دوست یابی با علاقه مند شدن به دیگران تحقق می پذیرد ، نه با جلب علاقه دیگران .
● دوستی واقعی گیاهی است که به آرامی رشد می کند
● ادت باشد زمانی که صرف عمیق تر کردن دوستی با یک نفر می شود ، هرگز هدر نمی رود.
● نگامی که مهربانی می کنیم ، بر شأن دیگران می افزاییم ، و این اساس دوست داشتن است.
● دوست وفادار داروی شفا بخش زندگی است.
● از بین دوستان آنانی را برگزینید که دیدگاه متفاوتی با شما دارند اما خوش بین و مثبت اندیش هستند.
● آنچه که به پروردگار مدیونیم دوست داشتن دیگران است.
● وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم یک دوست واقعی باشد.
● آن که نمی تواند با خودش دوست و هم صحبت باشد در این دنیا غریب است.
● دشمنی کسی را در دل راه مده که تو را همیشه غمگین دارد.
● دل دوستان آزردن، مراد دشمنان برآوردن است.
● دوست تو کسی است که هرگاه کلمه حق از تو بشنود خشمناک نشود.
● دوستی و دشمنی اشخاص احساساتی قابل دوام نیست.
● غریب در دنیا کسی است که دوست ندارد.
● از دوست نباید بیش از آن خواست که از نسیم صبح و بوی گل توقع داریم.
● اگر دوست تو مرتکب خطایی شد از دوستی او صرف نظر مکن زیرا که انسان در معرض خطا است. تا می توانی دوست برای خودت آماده کن نه از برای مالت.
● اگر به دوستی علاقه مندی او را آزار نرسان که از چشم او می افتی .
● انسان قبل از این که بتواند دیگران را دوست بدارد باید قدری به خودش علاقه داشته باشد.
● رای برقراری روابط دوستانه طرح و حل اختلافات ، مفیدتر از سرپوش گذاردن بر روی آنهاست.
● ترس بیش از یک ثانیه کارگر نیست، دوستی یک عمر پایدار است.
● چون دوستی اختیار کنی در حال غضب وی را امتحان کن ، اگر با انصاف باشد دوستی را شاید و اگر نه از وی برحذر باش.
● دوست داشتن بدون امید بازهم خوشبختی است .
● دل دوستان آزردن مراد دشمنان برآوردن است.
● دوستی با افراد بد مانند سایه بامدادی است که در هر ساعت رو به کاهش می گذارد، دوستی با افراد نیک مانند سایه عصر است که تا غروب آفتاب رو به افزایش می گذارد.
● دوستان عبارت از خانواده هایی هستند که انسان اعضای آن را به اختیار انتخاب کرده است.
● دوستان دو گونه اند : یکی آنان که همیشه شما را می خندانند ، از ایشان خیری نخواهید دید . دیگر آنان که عیب شما را می گویند و شما را به تفکر وا می دارند ، قدر ایشان را بدانید.
● دوست صادق آن است که در غم و شادی ما شریک باشد . خوشبختی ما را دو برابر کند و یک نیمه از رنجمان را به دوش کشد.
● دوست واقعی ضعف شما را ستایش نمی کند بلکه می کوشد قدرت و نیروی شما را بیدار سازد.
● دوستی اگر به خاطر جلب نفع باشد دوستی نیست بلکه تجارت است.
● دوستی مانند اسناد کهنه است ، قدمت تاریخ آن را قیمتی می کند.
● دوستی کیفیتی است روحی که دو جسم را به هم می پیوندد . برای بقای دوستی ، باید فضیلت و ارزش یکدیگر را بشناسیم و به یکدیگر به دیده احترام بنگریم.
● دوستی ازدواج دو روح است و در آن طلاق جایز نیست.
● ستان واقعی در خدمتگذاری و فداکاری رقیب و حریف اند و هیچ پاداشی نمی خواهند.
● ستانت باید مانند کتاب هایی که می خوانی کم باشند و برگزیده.
● دوست آن است که در مصیبت از کنار نرود.
● کسی که صدقه می دهد دوستی و رفاقت درو می نماید.
● اگر دوستانی نتوانند گناهان کوچک یکدیگر را اغماض کنند نخواهند توانست دوستی خود را به جایی برسانند.
● محبت بزرگتر از قانون است.
● با محبت می توان دنیا را تسخیر کرد.
● بیهوده از دیگران انتظار محبت نداشته باشید . این محبت را شما باید در دل دیگران ایجاد کنید.
● در هیچ جا و هیچ موقع دشمن نمی تواند به محبت غلبه کند.
● شادی حقیقی نصیب کسانی است که قلبی مالامال از محبت دارند.
● قایق محبت حتی بر کوه صعود می کند.
● کسی که برای محبت حدودی قائل می شود اصلاً معنای محبت را نفهمیده است.
● کلیدی که همه دشواری ها را در زندگی خواهد گشود محبت است.
● محبت تلخکامی ها را شیرین و یأس را به امید و غم را به شادی و بدبختی را به خوشبختی تبدیل می کند.
● محبت پژمردگان را شاداب، ناتوان را توانا، گمراهان را هدایت، مأیوسان را امیدوار و خسته دلان را جان می بخشد.
● محبت را فراموش نکنید و آن را ناچیز نشمارید.
● محبت داروی شفا بخش قلب های شکسته و روان های ناتوان است.
● مهربانی رشته زرینی است که افراد اجتماع با آن به یکدیگر پیوسته می شوند.
● مهربانی زمانی است که لال می تواند با آن سخن گوید و کر می توان آن را بشنود و بفهمد.
● وقتی شما نسبت به دیگران مهربان هستید، یعنی به خودتان مهربانترید.
● به خاطر یک گل سرخ ، باغبان نوکر هزار خار می شود.
● تمام تعقلات اندیشه های مرد به یک محبت زن نمی ارزد.
● گوهر، بی مالش صیقل نمی پذیرد و آدمی بی محبت .
● یک کلمه محبت آمیز می تواند فصل زمستان انسان را گرم کند.
● فلک با تابش خورشید پاداش مهربانی را می دهد.
● شمشیری علیه محبت و مهربانی وجود ندارد.
● وقتی شما نسبت به دیگران مهربان هستید ، یعنی به خودتان مهربانترید.
● مهربانی همچون عسلی است که نیش نامهربانی را در دیگری کند می کند.
● وقتی مقصد دوستان جداست ، رفاقت آنها برفناست.
● در هیچ جا و هیچ موقع دشمن نمی تواند بر محبت غلبه کند.
● فایده همکاری و دوستی این است که توانایی های شما را دو یا چند برابر می کند .
● با کارهای کوچک هم می توانید محبت خود را نشان دهید و لزومی ندارد قدم های بزرگ بردارید .
● برخورد محبت آمیز است که اوضاع را روبه راه می کند ، بدون اظهار لطف و یا نوازش ، شاید مانند حیوان می شدیم .
● قدر آدمی نسبت به جبر زمانه اش جدی باشد، همیشه نیاز به دوستی دارد که بتواند بدون تکلف و ساده لوحانه با او برخورد کند.
● درِ ظاهر سرسخت هر انسانی فردی نهفته است که خواهان تمجید و دوست داشتن است.
● اگر خواهی کم دوست نباشی، کینه دار مباش .
● دوستی ، ناگسسته ترین پیوندها ، و دانش برترین افتخارات است.
● دوست آن است که در نبودن انسان حق دوستی را رعایت کند .

● غریب کسی است که دوست نداشته باشد.


مطالب پیشنهادی

ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها
ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان

ازدواج چشم بسته یا آگاهانه؟

وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است


http://maktoobshop.com/


ازدواج و زندگی مشترک، ‌پیچیده ترین، عمیق ترین، طبیعی ترین و اجتماعی ترین روابط انسانی است که به تجربه و آگاهی فزاینده نیاز دارد. وقتی به پدیده ای با این پیچیدگی که پیامدهایش تا آخر عمر بر زندگی انسان تأثیر می گذارد با چشم بسته و بی هیچ آگاهی و آشنایی برخورد شود معلوم است که آخر و عاقبت چندان خوشی نخواهد داشت. ازدواج و زندگی زناشویی هنگامی با خوبی و خوشی و سعادت همراه می شود که بر پایه عشق و محبت دو جانبه شکل بگیرد و با احترام،، تفاهم، همدلی، هماهنگی و توافق مادی، معنوی، اخلاقی، جسمانی، ظاهری و باطنی همراه باشد.

از آنجا که ازدواج مسئله ساده ای نیست، به شرایط و صفات یک همسر خوب بطور خلاصه اشاره می کنیم:

 

صفات همسر خوب 

 1- ایمان و دینداری :

به خاطر داشته باشید دینداری و ایمان فقط در ظاهر افراد و تقید آنها به اعمال مذهبی مشخص نمی شود بلکه دینداری افراد در معاشرت و در صورت امکان در معامله مشخص می شود. در این باره می توانید از دوستان ، خویشان و معاشرین او تحقیق کنید.

 2- عقل و هوش: 

همسر احمق و نادان نمی تواند  همراه خوبی برای تمام عمر باشد؛ پس لازم است دختر و پسر با هم گفتگو کنند تا به مقدار عقل و شعور یکدیگر پی ببرند. در این گفتگو خجالت را کنار بگذارید و از هدف ازدواج، وظایف زن و شوهر نسبت به یکدیگر، انتظارات و توقعات، برنامه آینده زندگی، مشکلات احتمالی و راه حل آنها، حتی مسائل سیاسی، اجتماعی سئوال کنید؛ به این ترتیب خواهید فهمید که او به دنیای اطراف خود چگونه نگاه می کند و چه برنامه ای برای آینده خود دارد. برای اینکار می توانید از عقل و فهم پدر و مادر و سایر اعضای خانواده به عقل و شعور او پی برید. (البته این اصل کلی نیست و موارد خلاف فراوانی مشاهده می شود).

3 – اخلاق

زن و شوهر باید یک عمر با هم زندگی کنند. اگر خوش اخلاق باشند ، زندگی آنها شیرین ، دلپذیر، گرم و با صفا خواهد بود و با وجود تمام مشکلاتی که بر سر راه هر کسی وجود دارد، زندگی را حل و فصل خواهند کرد و بر عکس اگر یکی از آنها بدخلق باشند، زندگی برای هر دو نفر سخت و دشوار بوده و هیچ چیز نمی تواند تلخی آن را شیرین سازد. و اما راه های کشف اخلاق عبارتند از :‌الف- تحقیق از دوستان ب- بررسی اخلاق خانواده ج- گفتگو معاشرت

4- عفت و نجابت

زندگی زناشویی بر پایه انحصار و اعتماد بر پا می شود. زن و شوهر قصد دارند تمام وجود یکدیگر را تصاحب کنند و شخص دیگری در این کانون انحصاری راه نداشته باشد. مرد از همسرش انتظار دارد که چشم طمع از مردان دیگر قطع کند و تمام وجودش را در اختیار او قرار دهد، به مردان بیگانه نگاه نکند، محبت دیگری در دلش نباشد، زیبائی هایش را در معرض دید دیگران قرار ندهد، با آنها شوخی و مزاح نکند و بالاخره عفیف و پاکدامن باشد.

5- جمال و زیبایی

جمال و زیبایی در همسر یک مزیت واقعی است و نمی توان آن را نادیده گرفت. طبعاً مرد دوست دارد با زنی زیبا و دلربا ازدواج کند و همچنین زن نیز دوست دارد با مردی خوش تیپ و خوش قیافه ازدواج کند. در اینجا به احتزار دو نکته لازم است:


الف) هنگام انتخاب همسر باید ابتدا دنبال ایمان، اخلاق و عمل رفت و سپس با دنبال همسری زیبا بود. انتخاب همسری که زیبا بوده ولی فاقد دینداری، اخلاق نیک یا عقل باشد، به صلاح نیست. به خاطر داشته باشید که زیبایی صرف را میزان انتخاب خود قرار ندهید که از دست رفتنی است.

ب) نکته دوم اینکه گرچه زیبایی امری مطلوب است و در گزینش همسر باید مورد توجه قرار گیرد ولی نباید از حد معمول تجاوز کند و به صورت مشکل پسندی و وسواس درآید که عاقبت خوبی ندارد و منجر به بازداشتن از ازدواج خواهد شد.


بطور کلی افراد را می توان به سه دسته تقسیم کرد: اول در کمال زیبایی، دوم بدقیافه و زشت و سوم متوسط؛ دسته اول و دوم چندان زیاد نیستند و اکثر افراد در حد متوسط هستند. بنابراین اکثر افراد از زیبایی نسبی برخوردارند و قابل زندگی می باشند، اگر چه در حد اعلای زیبایی نباشند.

6- شرافت خانوادگی

ازدواج با دختری که دارای شرافت خانوادگی است سبب خواهد شد که اولاً آن همسر خود نیز شریف و بزرگوار شود، دوماً به رفتار خانواده های شریف با عروس و دامادشان غالباً بهتر و مؤدبانه تر است؛ سوماً مراوده و معاشرت با خانواده همسر و امری اجتناب ناپذیر است، اثرات منفی به بار خواهد آورد. البته چنین نیست که همه فرزندانی که در خانواده های فرومایه رشد می کنند،‌ حتماً شرور و یا همه فرزندانی که ثمره خانواده های شریفند، ‌حتماً ‌شریف باشند.

7- سواد

حداقل سواد مورد نیاز در شرایط کنونی اجتماع دیپلم است. البته برای دختر و پسر هر چه بیشتر باشد بهتر است. درباره سطح سواد توصیه های زیر می تواند راهگشا باشد:

الف) آقایان همسری با سطح سواد بالاتر از خود انتخاب نکنند؛ بلکه حداکثر باید طرفین در یک سطح باشند.

ب)‌ آقایان پزشک لازم نیست حتماً با همسر پزشک ازدواج کنند چون به دلایل متعددی ممکن است با مشکل مواجه شوند؛ چرا که هر دو سخت گرفتارند و طبیعتاً نمی توانند نیازهای یکدیگر و حتی فرزندانشان را برآورده سازند.

8- مال و ثروت

مال و ثروت چیز بدی نیست ولی نباید در انتخاب همسر به عنوان هدف و انگیزه محسوب شود؛ در ضمن بهتر است خانواده زن و شوهر تقریباً از جهت امور اقتصادی در یک سطح باشند تا سازگاری بیشتری میان آن دو وجود داشته باشد؛ ‌چرا که معمولاً‌ سطح متفاوت سبب توقعاتی می شود که مشکل ساز خواهد بود.

9- تناسب در سن

زن و مرد اگر تناسب سنی داشته باشند، بهتر می توانند با هم زندگی کنند چرا که تمایلات جنسی آنها یکسان بوده است بهتر می توانند به خواسته های طبیعی یکدیگر پاسخ مثبت دهند. در تناسب سنی لازم نیست زن و شوهر در یک سن و سال باشند، بلکه بهتر است زن چند سالی از مرد کوچکتر باشد. البته تفاوت به این جهت است که زن ها در اثر بارداری و زایمان و شیر دادن زودتر از مردها شکسته می شوند و طراوت خود را از دست می دهند. اگر زن چند سالی از شوهرش کوچکتر باشد، مدت بیشتری می تواند نظر شوهر را جلب کرده و تمایلات او را ارضاء نماید. در نتیجه از محبت و صفای بیشتری برخوردار خواهند بود.

10- شغل داماد

قبل از هر چیز باید گفت حرفه ها متفاوت و هر کدام خصوصیات خاص خود را دارند. بنابراین دختر خانم ها باید در شغل خواستگار و تبعات شغلی او خوب فکر کرده و تحقیق کنند. اگر دیدند می توانند با لوازم و آثار شغلی او بسازند، که ازدواج را بپذیرند و تصمیم بگیرند خود را با وضع موجود تطبیق دهند ولی اگر چنین قدرتی را ندارند، بهتر است ازهمان اول این ازدواج را نپذیرفته و طرفین را درگیر عمری پشیمانی نکنند.


مطالب پیشنهادی

ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها
ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان