وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
معمولا تمام هم و غم افراد در دوران عقد این است که نامزد خود را بهتر و کامل تر بشناسند. در این راستا بسیاری از خانم ها در مورد رابطه نامزدشان با مادرش نیز کنجکاو و حساس می باشند. آنچه در این راستا جالب توجه می باشد آن است که دقت به نحوه رفتار همسر با مادرش در شناخت شخصیت و ویژگی های اخلاقی او به فرد مقابل (نامزد) کمک شایانی کرده و او را نسبت به اخلاق و روحیات همسرش آگاه تر می سازد.
در ذیل به برخی از رفتارهای پسران با مادرشان و شناخت حاصل از آن اشاره می شود.
برخی از پسران در همه شرایط به مشورت با مادرشان نیاز دارند
رفتار مرد بالغی که حتی بعد از ازدواج به مشورت با مادرش نیازمند است و نمی تواند بدون دانستن نظر مادر خود تصمیم بگیرد کمی ناامیدکننده به نظر می رسد. وابستگی شدید بعضی پسر ها به مادرشان خوب نیست. زیرا وابستگی لطمه می زند. وابستگی یعنی اینکه ذهن انسان تعطیل بشود و از کار بیفتد و دیگری بجای انسان مدیریت کند. مثلا آقایی بدون اجازهٔ مادرش آب نمی خورد. خانم نمی تواند این کار مرد را تحمل کند زیرا زن بدنبال تکیه گاه می گردد و این مرد نمی تواند تکیه گاه خوبی باشد. اینکار به خود آقا هم لطمه می زند زیرا اراده و خودباروی خودش را از دست می دهد. اگر روزی این آقا پدر ومادرش را از دست بدهد خیلی لطمه می خورد.
منظور بی توجهی فرزندان به پدر و مادر نیست، صد البته که احترام به نظرات مادر و پدر ضروری است، ولی وقتی این احترام به صورت یک وابستگی و نیاز در آمده باشد می تواند نشانه عدم اعتماد به نفس یک مرد باشد. اگر مردی نتواند به تصمیمات خود اعتماد کند در جلب اعتماد همسر خود نیز موفق نخواهد بود. این افراد به دلیل اینکه از مستقل زندگی کردن می ترسند، مرتب از جمله «مادرم می گوید، مادرم معتقد است و...» استفاده می کنند.
برخی مدام در حال تماس با مادرشان و صحبت با وی هستند
مردی که هر روز با مادرش صحبت می کند احتمالا همه چیز از جمله جزئیات رابطه خود با همسرش را به او می گوید. این کار به مادر او فرصت و شرایطی برای قضاوت راجع به رابطه پسر و عروسش، و همین طور فرصتی برای سبک سنگین کردن همه اختلاف نظر ها و چالش های یک رابطه می دهد... و زمینه دخالت خانواده پسر در زندگی زوجین را فراهم می سازد.
برخی قدردان زحمات مادرشان نیستند
اگر مردی قدر مادرش را نداند، یقینا قدردان همسرش نیز نخواهد بود. چنین افرادی معمولا خودمحور هستند و همیشه خود را محق می دانند. از نظر این افراد دیگران به آن ها لطف نمی کنند، بلکه صرفا وظیفه خود را انجام می دهند. آن ها هرگز از کسی تشکر نمی کنند. خواه از همسرشان، خواه از مادرشان، و خواه از دوستانشان.
عده ای از مردان با مادرشان صمیمی نیستند
بعضی از مردان عجول هستند یا وقت و حوصله ای برای بودن با مادرشان ندارند. اگر مردی برای رابطه خود با اولین زنی که دوستش داشته است، یعنی مادرش، ارزش قائل نباشد احتمالا با همسر خود نیز صمیمی و نزدیک نخواهد بود. این امر به احتمال زیاد در مورد رابطه او با فرزندانش نیز صادق خواهد بود.
بعضی از پسران، برای زن بودن مادرشان ارزش قائل نمی شوند
به رفتار او در ارتباط با خانم ها دقت کنید. آیا او با احترام با خانم ها رفتارمی کند؟ رفتاری که همسر شما با مادرش دارد، راه خوبی برای پی بردن به شخصیت اصلی او می باشد. آیا اوعقاید آن ها را به صرف اینکه از طرف یک زن ابراز می شود، رد می کند و آن ها را مجبور می کند که حرف او را قبول کنند یا اینکه برعکس با نرمی و با جوانمردی و نیز محترمانه با آن ها و نظراتشان برخورد می کند. شاید ازدواج کردن با کسی که برای «زن بودن شما» ارزشی قائل نیست، مناسب نباشد.
برخی مدام در حال ملامت مادرشان هستند
مسلما ممکن است بعضی از زنان، مادران چندان خوبی نباشند. اما وقتی مردی زنی را که او را به دنیا آورده است سرزنش می کند یا او را با لحن تند و توهین آمیز مورد خطاب قرار می دهد، باید در مورد شخصیت او بیشتر فکر کنیم. البته عصبانیت های آنی و زودگذر اگر از حد خاصی تجاوز نکنند طبیعی هستند، ولی وقتی حالت توهین یا کنایه به خود بگیرند و بیشتر از حد خاصی تکرار شوند نشان دهنده عدم احترام به زنان می باشد. مردی که حتی در سن جوانی همچنان مسئولیت های خود را به گردن دیگران می اندازد نمی تواند قابل اعتماد باشد چرا که تنبل و نابالغ است.
بعضی از پسران به مادرشان احترام نمی گذارند
درست است که بسیاری از مردان و زنان از رفتار مادر خود راضی نیستند، ولی مردی که در برابر شما یا سایر افراد به مادرش بی احترامی کند، احتمالا فردی گستاخ و تند است. چنین فردی پتانسیل آن را دارد که در مقابل دیگران به همسر خود نیز بی احترامی کند.
مردانی که با مادرشان مثل یک خدمتکار رفتار می کنند
بعضی از مردان حتی در سنین بزرگسالی از مادر خود انتظارات عجیب دارند، مثلا انتظار دارند که مادرشان اتاقشان را تمیز کند، برایشان غذا بیاورد و.... مردی که حتی در سن جوانی همچنان مسئولیت های خود را به گردن دیگران می اندازد نمی تواند قابل اعتماد باشد چرا که تنبل و نابالغ است.
درست است که از قدیم گفتهاند ازدواج مثل یک هندوانه سربسته است و نمیتوانی بفهمی داخلش چه خبر است ولی آنطور هم نیست که اگر مثلا کمی سفید یا بیمزه باشد دیگر نشود کاری کرد...
روابط بین همسران یک جریان پویاست و مدام تغییر میکند. ضمن اینکه حتی بهترین رابطهها هم به مراقبت و پرستاری نیاز دارد. دکتر جان و دکتر جولی گاتمن (Drs John & Julie Gottman) که از پیشگامان علم مشاوره ازدواج، در سطح جهانی هستند، دریافتهاند یکی از مهمترین عوامل موفقیت بین زوجها، کیفیت روابط دوستانه و میزان شناختی است که از هم دارند، بنابراین، سوال مهمی که باید از خودتان بپرسید این است که تا چه حد نسبت به همسرتان و روحیات درونیاش شناخت دارید؟ آیا او را خیلی خوب میشناسید و حتی میتوانید ادعا کنید بهتر از خودش او را میشناسید؟ یا شناختی در کار نیست و مثل دو غریبه کنار هم زندگی میکنید؟ این تست به شما خواهد گفت شناخت شما از همسرتان چقدر است. به همه سوالات با بله یا خیر جواب بدهید.
میتوانم به نامزدم لقب بهترین دوست را بدهم.
بله خیر
دقیقا میدانم نامزدم در حال حاضر با چه مشکلاتی روبرو است و چه مسائلی باعث ایجاد اضطراب و استرس در او شده است.
بله خیر
اسم بعضی از کسانی را که این اواخر باعث ناراحتی همسرم شدهاند، میدانم.
بله خیر
میتوانم چند تا از آرزوهای بزرگ همسرم را خیلی شفاف توضیح بدهم.
بله خیر
میتوانم در مورد اینکه فلسفه او از زندگی چیست و چه دیدگاههایی دارد، صحبت کنم.
بله خیر
میتوانم اقوامی را که همسرم کمتر از آنها خوشش میآید و تمایل کمتری به رفت و آمد با آنها دارد، نام ببرم.
بله خیر
احساس میکنم همسرم مرا تقریبا خوب میشناسد.
بله خیر
وقتی از همدیگر دور هستیم، اغلب خوشبینانه و عاشقانه راجع به او فکر میکنم.
بله خیر
او واقعا به من احترام میگذارد.
بله خیر
هنوز هم ارتباطمان سرشار از شوق و شور و هیجان است.
بله خیر
ابراز عشق، محبت و تمایل نسبت به یکدیگر، یقینا بخش مهمی از ارتباطمان را تشکیل میدهد.
بله خیر
همسرم به خاطر کارهایی که برای بهبود زندگیمان انجام میدهم، از من قدردانی میکند.
بله خیر
همسرم در مجموع، شخصیت مرا دوست دارد و اخلاقهایم را میپسندد.
بله خیر
زندگیمان در حوزه روابط زناشویی اکثرا بیمشکل و رضایتبخش است.
بله خیر
در پایان یک روز کاری، وقتی همدیگر را میبینیم، با تمام وجود از دیدن هم خوشحال میشویم.
بله خیر
همسرم یکی از بهترین مشاوران من برای تصمیمگیریهای مختلف است.
بله خیر
ما عاشق صحبت کردن با یکدیگر هستیم و واقعا از این کار لذت میبریم.
بله خیر
در بحثهایمان کاملا بده و بستان وجود دارد؛ یعنی هر دو هم میگوییم و هم میشنویم. همچنین هر دو روی هم تاثیر میگذاریم.
بله خیر
همسرم حتی زمانی که کاملا با آنچه من میگویم مخالف است با احترام و صبر و حوصله به حرفها و نظرات من گوش میکند.
بله خیر
همسرم معمولا یکی از بزرگترین گرهگشاهای زندگی من است.
بله خیر
ما اغلب در مورد مسائل اساسی و اهداف کلی زندگی، با هم تفاهم داریم. به عبارت دیگر کاملا باهم جفت و جور هستیم.
بله خیر
چطور بود؟
اگر امتیازتان کم شده وحشتزده یا ناامید نشوید. تحقیقات نشان دادهاند آنچه باعث موفقیت یک رابطه میشود، انجام کارهای در ظاهر خیلی کوچک و جزئی است. اینها در حقیقت جملات و اعمالی است که نشان میدهد در روابط بسیار عالی و ایدهآل همسران با هم چطور رفتار میکنند که البته برای یاد گرفتن بسیار ساده و برای امتحان کردن بسیار لذتبخش هستند. این آزمون فقط قصد دارد بر عناصری که دکتر جان و جولی گاتمن، «نقشه عشق برای رسیدن به خوشبختی» مینامند، تاکید کند و این یکی از گامهایی است که میتوانید برای استحکام بخشیدن به رابطهتان بردارید. این کار اعتماد مقابل شور و هیجان حس قدردانی و تحسین را بین شما و همسرتان افزایش میدهد.
نتیجهگیری
۱۵پاسخ بله یا بیشتر
تبریک! رابطه شما از عمق و استحکام زیادی برخوردار است. این تست به شما یادآور میشود قدر این هدیه الهی را بدانید و از آن مراقبت کنید.
۸ تا ۱۴ پاسخ بله
این یک دوران حیاتی و سرنوشتساز در رابطه شماست. نقاط قوت زیادی در رابطهتان وجود دارد که قابلتغذیه کردن است ولی همچنین در نقطه مقابل ضعفهایی وجود دارد که توجه و هوشیاری زیاد شما را میطلبد. پس حسابی حواستان را جمع کنید و چشمانتان را باز نگه دارید!
۷پاسخ بله یا کمتر
احتمالا رابطه شما در معرض یک مشکل و خطر جدی است. اگر این موضوع شما را نگران میکند، این حس نگرانی به این معناست که شما هنوز هم به این رابطه اهمیت میدهید و به ادامه آن امیدوارید. پس احتمالا حفظ آن آنقدر برایتان با ارزش هست که بخواهید برای بهبود آن تلاش کنید. اگر اینطور است، پیشنهاد میکنیم برای کمک به بازسازی رابطهتان در جلسات مربوط به خانواده و روابط زناشویی شرکت یا با یک مشاور در خصوص مسائل و مشکلاتتان صحبت کنید و از او راهنمایی بخواهید.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
ازدواج بعد از متولد شدن انسان مهمترین واقعه زندگی محسوب میشود . در عین حال ازدواج بدون انتخاب و شناختن فرد مورد نظر غیر ممکن است و به همین لحاظ تحقیق کردن و شناخت طرف مقابل از مهترین مراحل و مقدمات انتخاب همسر و ازدواج میباشد .
گروهی از جوانان جامعه ما در این زمانه خصوصیات مادی را بیشتر مورد توجه قرار میدهند و از توجه کافی به مسائل مهمتر که روح زندگی مشترک از آن نشاط میابد غافل میشوند .
همیشه برای داشتن یک زندگی سالم و پویا و پرعاطفه و آرامش بخش، تلاش کردن شایسته بنظر میرسد و بدیهیست وقتی میتوان با دقت کردن در انتخاب اولیه تا حدود زیادی در مورد آینده زندگی مطمئن شد این امر جدی تر از همیشه بنظر میرسد .
با هم بودن و در کنار هم بودن روزی اتفاق خواهد افتاد رسیدن به زیبایی و موقعیتهای مالی مناسب هم بدست آوردنیست ، اما آرامش و وجود روحیه تفاهمی که زمینه ساز آرامش است گوهری گرانبها و بسیار با ارزش است که به سادگی و با ساده انگاری بدست نمیآید .
این مساله را در زندگی افرادی که همسرانی زیبا و یا موقعیتهای مالی مناسب دارند ولی بدنبال آرامش میگردند میتوان جستجو کرد .انسان وقتی از آرامش و سلامت روحی و روانی خود دور میشود حاضر است در دورافتاده ترین جزایر متروکه با حداقل امکانات زندگی قرار بگیرد ولی آرامش داشته باشد ،این رفتار را در عکس العمل افرادی که در تنگنا دست به خودکشی میزنند بسادگی مشاهده میکنیم .
بنابر این باید دقت داشت هدف بزرگ و اصلی زندگی داشتن آرامش در کنار همسر است و رسیدن به این نقطه متعالی در زندگی مستلزم شناخت خود و طرف مقابل است .
اینکه بگوئیم زیبایی و یا پولدار بودن بالفطره خوب یا بد است یک اشتباه میباشد .
بلکه بدی موضوع جایی خودش را نشان میدهد که انسان رشد نیافته در مقابل موقعیتهای ظاهری اغوا میشود و شناخت خود و طرف مقابل را با بهانه هایی که برای خود میتراشد کنار میگذارد . و در واقع این قسمت بد موقعیتهای ظاهری و مادیست .
عواملی که باعث شکوفائی و پایندگی زندگی مشترک میشود ریشه در تفکرات فردی و تربیتهای اجتماعی و خانوادگی فرد دارد و در واقع خوشبختی در جان انسانها ریشه دارد و آنرا نمیتوان بیرون از خود جستجو کرد .
میتوان نتیجه گرفت قدمهای اساسی(مهمتر)در تشکیل زندگی مشترک مواردی مثل خود شناسی و شناختن زندگی مشترک و اهداف و انگیزه های زندگی مشترک و همچنین شناخت طرف مقابل و همگونی و سازگاری او با آرمانها و اهداف زندگی مشترک است .
در این میان اقدام به شناخت طرف مقابل بدون آگاهی کافی از مفهوم و انگیزه های زندگی مشترک و بدون شناخت صحیح از شخصیت خود وقت تلف کردن بنظر میرسد .
افرادی که عنوان میکنند در کوچه و خیابان به تحقیق پرداخته اند و در نهایت در زندگی مشترکشان شکست خورده اند باید به نحوه شناختشان شک کنند .
گذشته از شناختی که باید از خود و زندگی در فرد ایجاد شود و مقدمه شناخت طرف مقابل میباشد، شناخت طرف مقابل هم نیاز به علم و آگاهی کافی دارد که سعی میکنیم به این مورد بپردازیم .
یکی از مهمترین مسائلی که در هنگام آشنایی بمنظور ازدواج ممکن است اتفاق بیفتد تغییرات رفتاریست که بعدها آسیبهای فراوانی به رابطه زناشوئی وارد میکند .
دختری که کمتر لبخند به لب دارد با خنده های ملیحانه در هنگام صحبت و آشنایی سعی میکند خود را در دل طرف مقابل جا کند و یا پسری که تا بحال یک خط شعر نو ننوشته ادعای شاعر بودن میکند .
اما فردای روزگار طرفین خواستار ادامه شرایطی هستند که بر اساس آن همسرشان را انتخاب کرده اند .
غیر از این رفتار تعارف گونه ما ایرانیها اصرار و تاکید بر مسائلی مثل کم بودن رابطه بین دختر و پسر تا اینکه به طرف مقابل القاء شود دختر در خانواده خود آفتاب و مهتاب ندیده است و متعاقب آن آشکارشدن روحیات و واقعیتهای زندگی گذشته دختر و پسر عواملی مخرب میباشند .
از اینجهت اشاره من به شناخت عواملی غیر از شناخت مستقیم میباشد ، در حالی که فرد موردنظر در تصور و مورد توجه و تحقیق ماست بررسی عوامل ریشه ای تربیت فرد خیلی ساده تر از شخصیت او پرده بر میدارد .
در تعالیم دینی داریم دختر را از دائی و برادرهایش میتوان شناخت و این اشاره ای بر ابزار شناخت غیر مستقیم است که بنظر میرسد کاربردی تر باشد . رفتن به کوچه ها و خیابانها شاید اگر مشکلات شخصیتی و اجتماعی در طرف مقابل وجود داشته باشد بتواند روشن کننده باشد اما در شناخت واقعی که لازم است از فرد در خانواده بدست آید کمتر موثر است .
بنابر این شایسته است شناخت بیرونی و درونی همراه هم اتفاق بیفتد .
موضوعی که در شناخت درون خانواده همسر آینده مهم میباشد این است که پی بردن به حسنهای خانوادگی هر چند باعث خوش آیند ما میشود ولی شناخت صحیح معمولا با پی بردن به عوامل آزاد دهنده و ریشه های ناسازگاری و کجروی کامل میشود .
شما زمانی میتوانید بگوئید طرفتان را خوب شناخته اید که به نکات منفی شخصیت طرف مقابلتان خوب پی برده باشید و این کار براحتی محقق نمیشود .
شاید بخاطر همین باشد که در هر کدام از راهنمائیهای انجام شده به عواملی اشاره میشود و شناخت کامل را نمیشود هرگز براحتی و قبل از زندگی مشترک کسب کرد و هدف ما از تحقیقات و اشنائیها بالابردن درصد شناختمان میباشد نه صد در صدکامل کردن آن.
اشاره ای که در این مقوله میگنجد در نظر گرفتن شرایط منفی خانواده های ناسالم میباشد ، چرا که فرزندان با روحیات ناسالم از این خانواده ها شکل میگیرند .و پیشنهاد میشود وقت کافی برای شناخت خانواده همسر آینده صرف شود که این روش وسیله ای برای شناخت غیر مستقیم خود فرد هم میباشد .
بعضی از مشخصه های خانواده ناسالم بشرح زیر است .این علائم به منزله تابلوی احتیاط است و نه ورود اکیداً ممنوع .
اول اینکه خانواده های ناسالم سعی در طبیعی جلوه دادن وضعیت خود میکنند و برای آن تلاش میکنند چون این کمبود زندگی آنهاست .
از بزرگترین مشخصه های خانواده های نا همگون اقدام به ظاهر سازی و مردم فریبی و تظاهر به خوب بودن است ولی این امکانات با ابزاری غیر از دروغ و فریب برایشان محقق نمیشود .
معمولا زن سالاری و یا مرد سالاری افراد خانواده را بسوی پیروی بی قید و شرط از خواسته های آنها پیش میبرد و احترامی برای عقاید افراد خانواده وجود ندارد .(طبیعیست افرادی ترسو و ضعیف النفس و یا متکبر و خودخواه در این خانواده ها رشد خواهند کرد که آینده ای مثل والدین خود خواهند داشت)
در این خانواده ها شادی کم و غصه و ناراحتی زیاد است .
آرمانگرائی در اینکه خانواده ما از همه بی عیب و نقصتر است و اشاعه این تفکر که دیگران در مقابل ما ضعیفتر و ناقصتر و حقیرترند .
نبودن گذشت در مقابل اشتباهات دیگران(کینه شدید) و همیشه بر کرسی قضاوت نشستن و در مقابل بی توجهی به حقوق دیگران .
تفاخر و تعریف از خود چه به صورت جلوه دادن موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی و یا اصل و نسب و پیشینه نشان دهنده این است که افرادی که به این شکل رفتار میکنند در درون خود دلایل کافی برای بزرگ بودن ندارند و شخصیت کوچکی دارند .
توقع زیاد از دیگران و لجبازی و یکدندگی افراطی و . . .
با توجه به این شرایط خانواده ای میتواند مورد توجه شما باشد که کمتر درگیر مشکلات مذکور باشد در کنار این بررسیها، توجه به خوش آیند بودن ظاهر و موقعیت اجتماعی و مسائل مادی دیگر اگر بجا باشد بد نیست و در هر صورت همگونی و همانندیهای اعتقادی و فرهنگی و اقتصادی کمک زیادی به پا بر جایی زندگی مشترک میکند.
۱) سوالات کافی نمیپرسیم
ما چنان به دنبال این هستیم که باید کسی را دوست داشته باشیم که وقت کافی برای پرداختن به این که چرا نباید او را دوست داشته باشیم پیدا نمیکنیم .
۲) نشانه های هشدار که حاکی از مشکلات بالقوه است را نادیده میگیریم
روابط یک شبه از هم نمیپاشد .ماهها و سالها تیرگی و وخامت انباشته شده لازم است تا عشق نهایتاً بمیرد .
۳) سازشکاریهای ناپخته و زود هنگام مرتکب میشویم
خطر سازش عجولانه و زود هنگام در این است که حس خود باوری تان را در همان ابتدای رابطه از دست میدهید و آن را با احساس تفاهم قلابی جایگزین میکنید .و همینطور وقتی برای اجتناب از درگیری و برخورد سازش میکنید مرتکب اشتباه شده اید
۴) تسلیم کوری شهوانی میشویم
وقتی که دیگران را با شهوت میبینید کسانی را جذب میکنید که با شما صرفاً کنار می آیند .
۵) گول مادیات را میخوریم
وقتی همسرتان را صرفاً بر اساس مادیات و نه بر اساس معنویات انتخاب میکنید ، به رابطه ای نادرست وارد میشوید .
۶) تعهد را بر تفاهم مقدم میداریم
احتمال این که مرتکب اشتباه آخر بشوید زمانی زیاد میشود که :
بیشتر تمایل به متاهل بودن دارید تا مجرد بودن .از خواستگاریها خسته شده و خواستار سامان گرفتن هستید .هنگامی که بچه بودید شما را دوست نداشتند. برای ازدواج تحت فشارید .زن هستید و فکر می کنید بزودی امکان باروری شما از بین میرود .شدیدا نیازمند احساس دوست داشته شدن هستید .در هر کسی براحتی چیزی برای دوست داشتن او پیدا میکنید
نقد ازدواج های غیرهمسن در گفتگو با جامعه شناسان
مرد فروشنده، جعبه های رنگارنگ کوچک و بزرگی را که حاوی خریدهای زن و مرد بود، به کارگرش می دهد تا آنها را به دقت در خودروی شیک و آخرین مدل شان جا بدهد و بعدش با چرب زبانی خاص خودش رو به زن می گوید: «مبارک باشد؛ یک میلیون و سیصد هزار تومان، البته اصلا قابل تان را ندارد!» زن در حالی که چک پول های خود را می شمارد، صدای فروشنده را می شنود که رو به مرد جوان می گوید: «واقعا مادر دست ودل بازی دارید؛ قدرشان را بدانید !» مرد جوان که دیگر مدت هاست دیدن نگاه های متعجب و پچ پچ های درگوشی برایش عادی شده، ترجیح می دهد به روی خودش نیاورد و سکوت کند اما باز هم این زن است که بلافاصله با گفتن این که: «ایشان همسرم هستند، نه پسرم»؛ فروشنده را از اشتباه درمی آورد. برای لحظاتی سکوت بر فضا حاکم می شود. فروشنده در حالی که به سختی تعجب خود را پشت لبخند تصنعی اش مخفی کرده و نمی داند چطور باید سر و ته قضیه را هم بیاورد، می گوید: «حالا چه فرقی می کند؟ مهم این است که آدم در ازدواج شانس بیاورد.» زن و مرد مغازه را ترک می کنند. فروشنده همچنان با نگاهی متعجب بدرقه شان می کند و آنها در حالی دور می شوند که ذهن هر کدام شان پر از هزاران اما و اگر ریز و درشت است که همگی در نهایت به این پرسش می رسد: «آیا ما واقعا خوشبختیم؟» ...
در چند سال اخیر، روند همسریابی و ازدواج جوانان، تغییرات قابل توجهی داشته است که بالاتر بودن سن زوجه نسبت به زوج در ازدواج یکی از این موارد است؛ طوری که در حال حاضر تعداد ازدواج هایی که سن زوجه، ۱۰تا ۲۰سال بیشتر از زوج است، در ۳ماهه اول سال ۸۶ ، ۱۰۵۹ مورد بوده که این رقم در مدت مشابه سال ۸۷ به ۱۰۴۹ مورد رسیده است. آخرین آمار رسمی سازمان ثبت احوال از افزایش ازدواج دختران با پسرانی که چند سال از آنها کوچک ترند، حکایت می کند. در ۰۸/۲ درصد ازدواج های ثبت شده در ۳ماهه اول سال ۸۶، سن زوجه ۲ سال بیشتر از زوج بوده که این رقم در ۳ ماهه اول سال جاری به ۱۷/۲ درصد رسیده است. این در حالی است که درصد طلاق همین گروه سنی در ۳ ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته ۱۷/۰ درصد افزایش داشته است.
تفاوت های زندگی های دیروزی و امروزی و شرایط مادی، اجتماعی و روحی و روانی مردمی که در این دوره ها زندگی می کنند، سنت های حاکم بر مقوله ازدواج در هریک از این دوره ها را تحت تاثیر قرار می دهد که ازدواج دختران با پسران کم سن و سال تر از خودشان یا به عبارت دیگر، ازدواج پسران با دخترانی بزرگ تر از خودشان از جمله این پدیده های نوظهور در جامعه است که اگرچه هنوز عمومیت پیدا نکرده؛ اما آمارهای به دست آمده از مراجع قانونی همچون سازمان ثبت احوال، گویای این واقعیت است که طی سال های اخیر چنین ازدواج هایی هرچند با حرکتی آرام؛ اما از روند روبه رشدی در جامعه برخوردار بوده است. امروزه کم نیستند دخترانی که در جوانی، تب رفتن به دانشگاه و مستقل شدن در آنها داغ بوده و احساس می کردند ازدواج، مانعی بر سر راه پیشرفت شان است و در نتیجه پیشنهادهای ازدواج را رد کرده یا جواب منفی می دادند؛ اما اکنون به سنی رسیده اند که تنهایی آزارشان می دهد و مردان کمتری خواهان ازدواج با آنها هستند، درنتیجه برخی از این دختران حاضرند برای خلاص شدن از حرف و حدیث های اطرافیان و نگاه جامعه، با پسرانی کوچک تر از خودشان ازدواج کنند.
گفتگو با برخی از زوج هایی که به این شیوه با یکدیگر ازدواج کرده اند، گویای این است که شرایط مناسب مالی و برخورداری از رفاه اقتصادی دختران یا زنان مطلقه، یکی از مهم ترین دلایلی است که پسران را به ازدواج با چنین دخترانی ترغیب می کند و در واقع موجب می شود با وجودی که شرایط سنی چنین مردانی، این امکان را به آنها می دهد تا با دخترانی به مراتب کم سن و سال تر از خودشان نیز ازدواج کنند؛ اما عدم برخورداری از شرایط مالی و شغلی مناسب در پسران موجب می شود که به رغم تمام مشکلات و نگرش منفی خانواده و جامعه به چنین ازدواج هایی تن دهند، اگرچه نمی توان با قاطعیت گفت که عشق و علاقه در چنین ازدواج هایی جایگاهی ندارد یا هیچ گاه عشق و علاقه نمی تواند دلیل اصلی چنین پیوندهایی باشد؛ اما نباید تاثیر برخورداری از شرایط و امکانات مناسب مالی و اقتصادی در ازدواج پسران با دخترانی بزرگ تر از خودشان را نادیده گرفت.
زنانی که با مردان کوچک تر از خود ازدواج می کنند، در حقیقت نه تنها نقش همسر بلکه نقش یک مادر را برای همسر جوان خود ایفا می کنند و شوهران خود را مانند یک فرزند حمایت و تر و خشک می کنند؛ تنها به این قیمت که در مقابل از حمایت روحی و روانی این مردان به عنوان یک همسر برخوردار شوند؛ این در حالی است که به دلیل سابقه فرهنگی و کلیشه های سنتی در مورد این نوع ازدواج ها، گاهی زنان مجبور به تحمل فشارها، مشکلات ریز و درشت، حرف و حدیث ها و گوشه و کنایه های اطرافیان و دوستان شده و به دلیل نوع ازدواجشان مورد اتهام و حتی تمسخر قرار می گیرند.
این که عرف شکنی های سنی در ازدواج به ویژه از این منظر که مردان از زنان کوچک تر باشند، آیا می تواند به یک بحران نگران کننده تبدیل شود و این که آیا چنین ازدواج هایی موانع ازدواج بر سر راه دختران و پسران مجرد را برطرف می کند؟ آیا افزایش تمایل پسران مجرد به ازدواج با دختران یا زنان مجرد یا مطلقه سن بالا، راه ازدواج را برای دسته دیگری از دختران در آستانه ازدواج که در گروه سنی خود به دنبال همسر مناسبی می گردند، می بندد؟ این پرسش ها و هزاران اما و اگر دیگر احتمال هایی است که هنوز از نگاه کارشناسان و صاحب نظران از حد یک فرضیه به مرحله اثبات قطعی نرسیده؛ اما واقعیت این است که نمی توان و نباید از بحث تفاوت سنی که به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی در ازدواج های ناهمسان همواره از سوی کارشناسان و مشاوران خانواده روی آن تاکید شده و می تواند زمینه بروز اختلاف خانوادگی و در نهایت طلاق و فروپاشی زندگی های مشترک را فراهم کند، غافل شد.
دکتر سیدهادی معتمدی، پژوهشگر مسایل اجتماعی و مدرس دانشگاه، شیوع پدیده ازدواج دختران با پسران کوچک تر از خود را به حدی نمی داند که موجب نگرانی متولیان بحث ازدواج و ایجاد احساس خطر در این زمینه شود؛ چرا که جامعه را همانند موجودی زنده و پویا می داند که با قابلیت درک صحیح خلأهای موجود می تواند خود را با شرایط خاص تطبیق دهد و چه بسا در شرایط امروز که برخی دختران به هر دلیل امکان پیدا کردن زوج مناسب خود را نداشته اند، پذیرش این امر از سوی جامعه مردان که با دخترانی بزرگ تر از خودشان ازدواج می کنند، برای جلوگیری از افزایش آمار دختران مجرد در سنین بالا بد نیست؛ اما به شرطی که به درستی مدیریت شود.
فاطمه تارمیغ
مطالب پیشنهادی
سرطان سینه و تمامی گفتنی های آن
نقش مردان در زمینه بهداشت باروری همسران
کاهش مرگ و میر زنان باردار با برنامه مادری ایمن
مادران شاغل و نگهداری کودکان
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
![]() چالش از آن جهت که آیا افکار، علاقهمندیها و عقاید شخص مورد نظر با عقاید، علاقهمندیها و افکار شخص مقابل همسو و همجهت بوده یا تناسب دارد. به عبارت سادهتر آیا آنها یکدیگر را میفهمند. به اعتقاد کارشناسان مسائل خانواده، ورود به دنیای زندگی مشترک از سه مرحله آشنایی، شناخت و تفاهم تشکیل شده و میشود. مراحلی که هر کدام از آنها زمینهساز مرحله بعدی است. با توجه به این مراحل، مرحله اول را میتوان مرحلهای عنوان کرد که در آن جرقههای دلبستگی و علاقهمندی بر مبنای احساسات زده میشود. مرحله دوم نیز مرحلهای است که دو طرف دوست دارند از یکدیگر پیدا کنند تا زمینه را برای ایجاد مرحله سوم یعنی تفاهم فراهم آورند. مرحله سوم مرحلهای است که در آن امکان شکلگیری زندگی مشترک فراهم میآید؛ یعنی بودن با یکدیگر در زیر یک سقف با قبول تمام مشخصههای فکری، روحی و روانی مشترک و گاه متضاد. با این همه آنچه در میان این سه عامل نقشی پررنگتر و اساسیتر را بازی میکند مرحله شناخت است چرا که عبور از این مرحله امکان به وجود آمدن یا نیامدن یک زندگی مشترک را روشن میسازد. ● ارزیابی و داوری ازدواج پیریزی زندگی جدیدی است که دو نفر را با یکدیگر همراه میکند و آنچه در این همراهی مهم است درک و شناخت و داشتن تفاهم با یکدیگر است به گونهای که هر چه این شناخت و آگاهی بیشتر باشد زن و شوهر بهتر میتوانند موانع و مشکلات پیش آمده را در زندگی پشت سر بگذارند. علیرضا دهقانی فیروزآبادی استاد دانشگاه امام صادق (ع) با اعتقاد به این نکته که گزینش همسر یک نوع داوری و ارزیابی است در مورد ملاکهای این داوری با توجه به آنچه که در کتابهای اخلاقی برگرفته از مبانی دینی ذکر شده است، میگوید: «ازدواج کنید با همتای خود و متمرکز نشوید روی جمال و زیبایی و ثروت و مال بدون آنکه در نظر نگیرید اصالت و عصمت را» و در جایی دیگر نیز پیامبر فرمودهاند «بپرهیزید از سبزهای که روی فضولات روییده است.» یعنی اگر زیبایی باشد و عصمت وجود نداشته باشد از آن دوری کنید. این کارشناس دینی در ادامه ملاکهایی را به نقل از شیخ مفید در مورد شناختهای اساسی قبل از ازدواج و شناخت زوجین از یکدیگر مطرح میکند و میگوید: «یکی از ملاکها همطراز و همپایه بودن در ازدواج است و شناخت این عوامل را میتوان در تشکیل خانواده به لحاظ اقتصادی، جسمانی و عقلانی عنوان کرد.» دهقانی این ملاکها را به عنوان ملاکهای اصلی عنوان میکند و در ادامه ملاکهای فرعی را نیز مورد توجه قرار میدهد و میگوید: «دیندار بودن و اصیل بودن یعنی از پدر و مادری مؤمن باشد نیز از جمله مواردی است که میتواند در کیفیت ارزیابی و قضاوت مورد توجه قرار گیرد.» ● نداشتن شناخت در رتبه اول کارشناسان و دستاندرکاران امور مدنی و قضایی عوامل گوناگونی را برای فروپاشی خانواده عنوان میکنند. به اعتقاد آنها اولین و مهمترین علت از هم پاشیدگی خانوادهها، نداشتن شناخت کافی زن و شوهر هنگام خواستگاری از یکدیگر است. به گونهای که به اعتقاد یکی از رؤسای دادگاههای مدنی خاص، براساس جدولهای آمار طلاق، علتهای مادی همچون مسکن، هزینه زندگی، فقر و بسیاری از موارد دیگر هیچ کدام در ردیف اول جداییها قرار ندارند بلکه علتهایی در ردیفهای ابتدایی واقع شدهاند که ریشه در حالتهای روحی، خلق و خوی، ظاهر و رفتار قرار دارند و همگی آنها با بررسی دقیق قبل از ازدواج قابل شناسایی و پیشگیری هستند. به گفته این رئیس دادگاه راهکارهایی عقلانی برای ازدواج پایدار را میتوان در دو منظر مورد توجه قرار داد. نخستین محور مربوط به قبل از خواستگاری است که دو طرف باید با بررسی دقیق نسبت به همدیگر شناخت لازم را کسب کنند. محور دوم آن است که دو طرف قبل از ازدواج با آموزش کامل از حقوق، وظایف، آداب و اخلاق زناشویی آگاه شوند. ● تفاهم با این همه ازدواج یک قرارداد طولانیمدت یا به تعبیری مادامالعمر است به گونهای که دو نفر با خواستهها و نیازهای انسانی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. نیازهایی که در تمام انسانها وجود دارد و هر کدام از این نیازها متناسب با الگوی شخصیتی و رشد متفاوت است. دکتر مهرداد کاظمزاده عطوفی، روانشناس بالینی در مورد ورود به این دنیا معتقد است شخص در مرحله اول باید از مقوله ازدواج شناخت داشته باشد، در مرحله دوم هدف از ازدواج را بداند یعنی اینکه برای چه میخواهد ازدواج کند و سومین مرحله که مهمترین آن است، این پرسش است، «من که هستم» یعنی خود از خود شناخت کافی داشته باشد. این روانشناس در ادامه میگوید: «زمانی که فرد مجموع و حاصل این سه مرحله را با یکدیگر جمعبندی کرد میتواند بفهمد با چه کسی میتواند ازدواج کند یعنی این جمعبندی را مقابل جمعبندی که از شناخت طرف مقابل خود به دست آورده، قرار میدهد. اگر این دو جمعبندی با یکدیگر متناسب بودند و نه صرفاً هماهنگ و همپوشان، آن زمان است که فرد میتواند دست به انتخاب بهترین گزینه بزند.» به هر حال آشنایی قبل از ازدواج حاصل بستر مناسبی است که از سوی دو نفر به وجود میآید. هر چقدر این آشنایی بهتر و مناسبتر باشد و دو طرف قصد و نیتشان را مورد ارزیابی قرار دهند بهتر میتوانند با فاکتورهای اخلاقی و رفتاری ارتباط برقرار کنند. کاظمزاده عرف جامعه و قواعد خانوادگی را برای این شناخت مورد توجه قرار میدهد و معتقد است اگر مسئله شناخت از این راه دنبال شود یعنی از طریق عرفها و قواعد خانوادگی روابط ایجاد شود دو طرف به شناخت و هدف ازدواج بهتر و کاملتر میرسند چرا که اگر براساس ضوابط صورت نگیرد ارزیابی دقیق و کامل ایجاد نمیشود و تمام شناخت در یک سطح باقی میماند. ● ورود بدون شناخت با توجه به موارد مورد بررسی زمانی نیز وجود دارد که زوجین بدون شناخت کامل یا حتی در مواردی بدون هیچ شناختی در روند زندگی قرار میگیرند بدون آنکه مراحل یاد شده را طی کرده باشند. کاظمزاده با توجه به شایع بودن اینگونه ازدواجها و راهکارهای مقابله با آن معتقد است هر کدام از زوجین باید به عنوان یک فرد با دیدگاه مستقل که اکنون در یک مشارکت به نام زندگی قرار گرفتهاند، رفتار کنند سپس به بررسی نقاط ضعف و قوت خود بپردازند که در نتیجه این شناخت و بررسی میتوانند نقاط ضعف و قوت خود و دیگری را پوشش دهند. این روانشناس در ادامه لازمه ایجاد چنین شرایطی را در انعطافپذیری زوجین عنوان میکند و میگوید: «این انعطافپذیری به معنای گذشت نیست چرا که در گذشت، شخص از خودگذشتگی انجام میدهد و موقعیتی را تحمل میکند که آن را دوست ندارد. در نتیجه شخص در درازمدت دچار آسیبهایی میشود اما در انعطافپذیر بودن، شخص با روش تغییر خود یا محیط با مسئله و مشکل روبهرو میشود که آسیبها در این روش بسیار کمتر از گذشت و تحمل شرایط است.» |
آوید مهرورز مطالب پیشنهادی:
|
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
از جمله افرادی که ازدواج با آن ها صحیح نیست، افرادی هستند که هنوز کودک مانده و از لحاظ رفتاری بالغ نشده اند.
ازدواج با کودک مانده ها، بی احساس ها و سلطه گرها ممنوع!
«برای ازدواج چقدر به معیارهای تان توجه می کنید؟»،
«آیا چشم بسته پای سفره عقد می نشینید، بدون این که از خصوصیات اخلاقی و باطنی طرف مقابل چندان آگاه باشید؟» یا این که به دست آوردن «شناخت به نسبت کامل از همسر آینده برای شما یک اصل اساسی است؟»
این ها سوال هایی بود که در مطالب گذشته بخش ازدواج میگنا طرح کردیم و در ادامه آن به معرفی برخی افرادی پرداختیم که ازدواج با آن ها صحیح نیست و توسط هیچ مشاوری توصیه نمی شود.
اگر خاطرتان باشد در هفته گذشته بررسی کردیم که چرا ازدواج با افراد معتاد و خشمگین مناسب نیست و این هفته نیز برخی دیگر از افرادی را که برای ازدواج مناسب نیستند معرفی می کنیم، البته دلیل آن را نیز خواهیم گفت.
بنویس همسر، بخوان والد!
از جمله افرادی که ازدواج با آن ها صحیح نیست، افرادی هستند که هنوز کودک مانده و از لحاظ رفتاری بالغ نشده اند. این افراد از رفتار مسئولانه و سنجیده طفره می روند و شرایطی را فراهم می آورند که همسر آن ها برایشان نقش «والد» را ایفا کند.
چطور بشناسیم:
چند صفت ویژه برای شناسایی این افراد در ادامه ذکر می شود:
الف- توانایی نداشتن در پذیرش مسئولیت های مالی و حل مشکلات اقتصادی
ب- غیر قابل اعتماد بودن
ج- بی هدفی و بی انگیزگی
چرا؟: حال سوال این است که چرا این افراد برای ازدواج مناسب نیستند.
باید گفت که این افراد نسبت به بخش اقتصادی زندگی خود بی توجه هستند و درباره آن کوتاهی می کنند به این دلیل که نمی خواهند بزرگ شوند و مسئولیت زندگی را به دست بگیرند. همچنین از فردی که هنوز کودک مانده است انتظار نمی رود که به حرف هایش عمل کند و از رسم و رسومات اجتماعی به طور کامل باخبر باشد. وقتی یک فرد می خواهد ازدواج کند از او انتظار می رود که مسئولیت پذیر و وظیفه شناس باشد تا بتوان به او اعتماد کرد. فردی که هنوز از لحاظ فکری و اخلاقی بالغ نشده است برای زندگی نه هدف خاصی دارد و نه انگیزه ویژه ای. او باری به هر جهت زندگی را خواهد گذراند و بار زندگی را بر دوش همسرش خواهد گذاشت.
«نه» به آن هایی که می خواهند پادشاهی کنند!
«افرادی که دیگران را کنترل می کنند»؛ این افراد نیز چندان گزینه مناسبی برای ازدواج نیستند، آن ها درست مقابل افرادی هستند که مسئولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند. افرادی که دیگران را کنترل می کنند می خواهند همه تصمیم ها را خودشان بگیرند، هرگز درخواست کمک نمی کنند و به دیگران امر و نهی می کنند که چه کار بکنند و چه کار نکنند، آن ها برای دیگران تعیین تکلیف می کنند چرا که می خواهند کنترل همه چیز در دست خودشان باشد و هر کاری خواهند کرد تا مبادا احساس کنند که چیزی تحت تسلط و کنترل آن ها نیست.
چطور بشناسیم: این افراد از لحاظ عاطفی محدود و بسته هستند آن ها به سادگی احساسات و عواطف خود را بروز نمی دهند، بسیار حسودند، به راحتی وقتی چیزی مطابق میل آن ها نیست عصبانی می شوند، معمولا دارای عادت های وسواسی هستند و اصلا خوش ندارند که کسی برای آن ها تعیین تکلیف کند.
چرا؟ : افراد کنترل کننده معمولا کمتر برای درمان اقدام می کنند چرا که در طی درمان احساس غلط تسلط مشاور آن ها را رنج می دهد و نمی توانند کنترل درمانگر را بر زندگی خود بپذیرند، چنین افرادی مطمئنا تسلط و کنترل همسر را در زندگی نمی پذیرند. لازم است که همه چیز در کنترل آن ها باشد. این افراد معمولا بر همسر و فرزندان بیشترین کنترل را اعمال می کنند.
ازدواج با چنین افرادی به معنای پذیرش سلطه و کنترل آن ها بر زندگی است.البته این افراد معمولا والدینی سلطه جو و انتقادگر نیز می شوند.
زندگی زیر سقف بی احساس ها
دسته دیگر از افرادی که ازدواج با آن ها توصیه نمی شود، افرادی هستند که نمی توانند احساسات خود را بروز دهند. این افراد هرگونه عاطفه و احساسی را مسخره می کنند و بیان احساسات را کاری عبث و بیهوده می دانند. این افراد به راحتی می توانند زندگی مشترک را با مشکل مواجه کنند.
همانطور که می دانید بخش عمده ازدواج ارتباط عاطفی است و افرادی که نمی توانند عواطف خود را بروز دهند زندگی مشترک شان دچار اختلال می شود.
چطور بشناسیم: این افراد نمی توانند احساسات و عواطف خود را نشان دهند و نمی توانند یا نمی خواهند درباره احساسات خود صحبت کنند.
چرا؟: چنان چه فردی نتواند احساسات خود را با شما در میان گذارد رابطه با او سطحی و در نهایت مایوس کننده خواهد شد. این حق مسلم ماست که از همسر خود انتظار داشته باشیم که احساسات و عواطف اصلی و بنیادین نظیر شادی، غم، یأس و عشق خود را بروز دهد. چنانچه او این توانمندی را نداشته باشد زندگی را به مسیر دشواری هدایت خواهد کرد. وقتی همسر ما از احساسات خود حرف نمی زند به این معنی است که رابطه ای وجود ندارد. تنها چیزی که در زندگی با این افراد وجود دارد یک قرار داد زندگی مشترک است نه یک ارتباط.
ازدواج با یک شکست خورده!
ازدواج با فردی که شکست عشقی را تجربه کرده است و هنوز نتوانسته روح و روان خود را التیام دهد نیز از جمله مواردی است که از سوی کارشناسان و مشاوران توصیه نمی شود؛ چرا که چنین ازدواجی یأس آور است و موجب دلشکستگی خواهد بود.
چطور بشناسیم : این افراد ممکن است هنوز علاقه و یا خشم و انزجار شدیدی نسبت به معشوق قبلی خود در دل داشته باشند، ممکن است هنوز به خاطر ارتباط پیشین خود احساس گناه کنند و خود را مسئول بدانند و یا هنوز رنجش خاطر و آزار و اذیتی را که از رابطه قبلی دیده اند فراموش نکرده باشند و در شوک روحی به سر ببرند.
چرا؟ : هر چه قدر خشم و عصبانیت بیشتری از گذشته در دل مانده باشد به همان میزان توانایی فرد برای عشق ورزیدن در روابط فعلی کاهش پیدا می کند. البته برخی وسوسه می شوند که با این افراد ازدواج کنند تا آن ها را نجات دهند، غافل از این که التیام این افراد به زمان و کمک تخصصی نیاز دارد. اگر کسی تا به این حد آسیب دیده است باید به او وقت داد تا خود را به کمک مشاور متخصص التیام دهد.
بیشتر بدانیم...
رسانه ها در الگوی مصرف جامعه چه نقشی دارند؟
ارتقای کیفیت خدمات سلامت از منابع مالی یارانه ها
اصلاح ساختار نظام جامع مدیریتی اقتصادی بیمارستان
اقدامات اساسی در تخصیص منابع در نظام سلامت
بررسی مشکلات برنامه پزشک خانواده
بیمه سلامت و نقش بیمه های مکمل بر آن
تاثیر بیمه های مکمل بر قشرهای آسیب پذیر
توزیع عادلانه خدمات بهداشتی در ﺳﻴـﺴﺘﻢ ﻧﻈـﺎم ﺳـﻼﻣﺖ ﻛﺸﻮر
دریافت پول از بیمار بصورت مستقیم (یک خطای پزشکی)
راهکارهای اجرایی جهت اصلاح الگوی مصرف در بیمارستانها
راهکارهای قانونی و فرهنگی در مدیریت مصرف انرژی در سازمانها ، ادارات و مراکز پزشکی
عوامل مؤثر بر قاچاق کالا
مدیریت انرژی در مراکز بیمارستانی
مشکلات موجود در سیستم واردات وصادرات
مشکلات نظام سلامت در کشور ایران
مصرف کالاهای خارجی و قاچاق و تاثیر آن بر اشتغال و تولید
نحوه ارائه خدمات بهداشتی درمانی در برخی کشورهای دنیا
نقش سازمانهای بیمه گر اجتماعی و خصوصی در اقتصاد سلامت
وظایف دولت در بهبود شاخصهای سلامتی و نابرابری های اجتماعی
پیامد های هدفمند کردن یارانه ها در حوزه سلامت
چالش اصلی تامین مالی در نظام سلامت
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
بیشتر از ۹۰ درصد مردم جهان حداقل یک بار در طول زندگی شان ازدواج می کنند و ۵۰ درصد ازدواج ها بعد از ۳ سال به یک چیز ختم می شود: «طلاق». این در حالی است که به عقیده روان شناسان، چیزی که می تواند به موفقیت یک ازدواج منجر شود به طور باورنکردنی ساده است؛ زوج های خوشبخت باهوش تر، پول دارتر و از لحاظ روان شناختی خارق العاده نیستند؛ آن ها صرفاً قبل از ازدواج به یک کلید طلایی و جادویی دست پیدا کرده اند: کلیدی به نام «شناخت».
ذره بینی در دستان شما
شناخت مهم ترین عامل برای یک ازدواج موفق است و از طریق تجربه به دست می آید نه صرفاً از طریق گفت وگو. حتی اگر در هر جلسه خواستگاری ساعت ها پای صحبت یکدیگر بنشینید، حتی اگر به روش های مختلف، تحقیق و پرس وجو کنید باز هم پس از تمام این مراحل، نمی توانید ادعا کنید که طرف مقابل تان را کاملاً شناخته اید. همیشه پنهان ترین زوایای شخصیت آدم ها یک جایی پشت حرف ها، نگاه ها و رفتارها پنهان می ماند و گاهی لازم است یک ذره بین بزرگ بردارید و شخصیت ها را از زیر آن تماشا کنید؛ دوران عقد مانند همان ذره بین است؛ لازم است شریک آینده زندگی تان را در جمع خانواده، دوستان و آشنایان ارزیابی کنید، از دور بایستید و نگاهش کنید، گاهی با او از فراز و فرود کوهی بالا و پایین بروید و قدرت اراده اش را بسنجید یا در یک مسافرت چند روزه میزان بردباری و خلاقیتش را محک بزنید. دوران عقد فرصتی برای شناخت کامل از همسر است.
چرا دوران عقد مهم است؟
دوران عقد به ۱۰ دلیل یک مرحله خیلی ضروری در ازدواج محسوب می شود.
* در آغاز آشنایی، آدم ها تلاش می کنند که خصوصیات مثبت خود را پررنگ و خصوصیات منفی را که می تواند موجب قطع رابطه شود، پنهان کنند، اغلب از صحبت کردن درباره تفاوت ها اجتناب می ورزند یا از کنار مشکلات ارتباطی با سکوت کردن می گذرند و به این ترتیب یک تصویر تحریف شده از خود ارائه می دهند. بنابراین دوران عقد برای شما فرصتی است که شریک زندگی تان را در شرایط عادی تری بشناسید.
* دوران عقد فرصتی فراهم می کند که آمادگی پیدا کنید تا مسئولیت زندگی جدید را به دوش بگیرید. یک زوج به هر حال به فرصتی نیاز دارند تا خود را در قالب جدید پیدا کنند و خودشان را در ترکیب با یک انسان دیگر کشف کنند. علاوه بر این طی این مدت خانواده ها هم می توانند برای تهیه مقدمات ازدواج آماده شوند.
* این دوران زمان مناسبی برای تأمین نیازهای روحی است تا به این وسیله هر یک از زوجین به آرامش و سکون برسند. یکی از این نیازها، نیاز به دوست داشته شدن است. داشتن آرامش روانی بیشتر در دورانی که از مشروعیت برخوردار است به یک تصمیم قاطع تر کمک می کند. در حالی که بعضی از واقعیت ها پشت عشق پرشور قبل از روزهای عقد پنهان مانده است.
دیگر کارکردهای دوران عقد
* دوران عقد این امکان را فراهم می کند که به اصلاح اخلاق و رفتارهای منفی خود از دید طرف مقابل بپردازید و به علایق و سلیقه همسرتان توجه کنید. هم چنین شناخت آداب و رسوم معقول خانواده همسر و احترام به عقاید آن ها میانبری برای برقراری یک ارتباط موفق با آن هاست.
* می توانید از لحظات با هم بودنتان، برای اندیشیدن به مسائل مختلف زندگی مشترک از جمله ادامه تحصیل، شغل و مسکن مناسب و تعیین خط مشی های زندگی استفاده کنید.
* برای داشتن روابط زناشویی سالم، آگاهی کامل از مسائل جنسی لازم است و دوران عقد فرصتی برای کسب این نوع آموزش هاست.
* در جر و بحث هایی که احتمالاً در این دوران پیش می آید، می توانید میزان تحمل پذیری خود و شریک زندگی تان را بسنجید.
* اگر از موقعیت اجتماعی - شغلی، میزان درآمد یا شرایط شغلی خود یا همسرتان ناراضی هستید، دوران عقد می تواند فرصت خوبی برای به دست آوردن یک شغل مناسب باشد، چرا که هنوز زندگی مستقل را آغاز نکرده اید و از نظر اقتصادی مشکل چندانی ندارید.
* دوران عقد می تواند شیرین ترین دوره زندگی شما باشد زیرا از موهبت داشتن همسر بهره مند هستید اما مسئولیت های کمتری نسبت به هنگام زندگی در زیر یک سقف دارید.
* و حتی اگر در دوران عقد، به این نتیجه برسید که «مشکل جدی و اساسی برای ادامه زندگی وجود دارد» بهتر می توانید با گرفتن مشاوره ها نسبت به حل این مشکلات اقدام کنید.
بهترین فاصله زمانی بین عقد و عروسی
درباره فاصله زمانی بین عقد و برگزاری مراسم عروسی برای شروع زندگی مشترک در زیر یک سقف عقیده بر این است که این زمان بیش از هر چیز به میزان شناخت افراد و خانواده ها از یکدیگر بستگی دارد. اگر خانواده ها یکدیگر را از قبل بشناسند، ضرورتی نیست که زمان بین عقد و عروسی زیاد باشد.
بسیاری از خانواده ها این گونه عقد را بیشتر می پسندند و ترجیح می دهند دوران عقد فرزندانشان کوتاه باشد. کم هزینه بودن، حفظ حرمت ها و احترام زن و شوهر و خانواده ها و تلاش بیشتر برای ورود به زندگی مشترک از محاسن عقد کوتاه مدت است اما از معایب آن نیز نمی توان چشم پوشی کرد؛ مثل نرسیدن به شناخت کافی از یکدیگر و نداشتن آمادگی لازم از نظر اقتصادی و فردی. در عقد بلندمدت که یک سال یا بیشتر طول می کشد، زوج ها می توانند بیشتر با هم آشنا شوند و معایب همدیگر را بشناسند و از نظر اقتصادی تلاش کنند و به رفاه نسبی برای شروع زندگی برسند.
با این حال دوره عقد بیشتر از یک یا ۲ سال چندان مورد تأیید مشاوران ازدواج نیست. بر اساس آمار، در کشور ما عقدهای طولانی مدت بین ۳ تا ۶ سال اغلب دچار مشکلاتی می شوند.
به این ترتیب شاید بتوان دوران عقد را مهم ترین زمان از زندگی مشترک دانست. بنابراین در دوران عقد، فرصت دارید که کلید طلایی تان یعنی «شناخت» را به دست بیاورید. بعد می توانید پاروها را بردارید و به دل جریان خروشان زندگی بزنید. یادتان باشد اگر شما و شریک زندگی تان در این مدت یاد گرفته باشید که چه طور هماهنگ با هم پارو بزنید، هرگز قایق زندگی شما در تلاطم مشکلات فرو نخواهد رفت و هرگز غرق نمی شوید.
رسانه ها در الگوی مصرف جامعه چه نقشی دارند؟
ارتقای کیفیت خدمات سلامت از منابع مالی یارانه ها
اصلاح ساختار نظام جامع مدیریتی اقتصادی بیمارستان
اقدامات اساسی در تخصیص منابع در نظام سلامت
بررسی مشکلات برنامه پزشک خانواده
بیمه سلامت و نقش بیمه های مکمل بر آن
تاثیر بیمه های مکمل بر قشرهای آسیب پذیر
توزیع عادلانه خدمات بهداشتی در ﺳﻴـﺴﺘﻢ ﻧﻈـﺎم ﺳـﻼﻣﺖ ﻛﺸﻮر
دریافت پول از بیمار بصورت مستقیم (یک خطای پزشکی)
راهکارهای اجرایی جهت اصلاح الگوی مصرف در بیمارستانها
راهکارهای قانونی و فرهنگی در مدیریت مصرف انرژی در سازمانها ، ادارات و مراکز پزشکی
عوامل مؤثر بر قاچاق کالا
مدیریت انرژی در مراکز بیمارستانی
مشکلات موجود در سیستم واردات وصادرات
مشکلات نظام سلامت در کشور ایران
مصرف کالاهای خارجی و قاچاق و تاثیر آن بر اشتغال و تولید
نحوه ارائه خدمات بهداشتی درمانی در برخی کشورهای دنیا
نقش سازمانهای بیمه گر اجتماعی و خصوصی در اقتصاد سلامت
وظایف دولت در بهبود شاخصهای سلامتی و نابرابری های اجتماعی
پیامد های هدفمند کردن یارانه ها در حوزه سلامت
چالش اصلی تامین مالی در نظام سلامت