وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
معمولا تمام هم و غم افراد در دوران عقد این است که نامزد خود را بهتر و کامل تر بشناسند. در این راستا بسیاری از خانم ها در مورد رابطه نامزدشان با مادرش نیز کنجکاو و حساس می باشند. آنچه در این راستا جالب توجه می باشد آن است که دقت به نحوه رفتار همسر با مادرش در شناخت شخصیت و ویژگی های اخلاقی او به فرد مقابل (نامزد) کمک شایانی کرده و او را نسبت به اخلاق و روحیات همسرش آگاه تر می سازد.
در ذیل به برخی از رفتارهای پسران با مادرشان و شناخت حاصل از آن اشاره می شود.
برخی از پسران در همه شرایط به مشورت با مادرشان نیاز دارند
رفتار مرد بالغی که حتی بعد از ازدواج به مشورت با مادرش نیازمند است و نمی تواند بدون دانستن نظر مادر خود تصمیم بگیرد کمی ناامیدکننده به نظر می رسد. وابستگی شدید بعضی پسر ها به مادرشان خوب نیست. زیرا وابستگی لطمه می زند. وابستگی یعنی اینکه ذهن انسان تعطیل بشود و از کار بیفتد و دیگری بجای انسان مدیریت کند. مثلا آقایی بدون اجازهٔ مادرش آب نمی خورد. خانم نمی تواند این کار مرد را تحمل کند زیرا زن بدنبال تکیه گاه می گردد و این مرد نمی تواند تکیه گاه خوبی باشد. اینکار به خود آقا هم لطمه می زند زیرا اراده و خودباروی خودش را از دست می دهد. اگر روزی این آقا پدر ومادرش را از دست بدهد خیلی لطمه می خورد.
منظور بی توجهی فرزندان به پدر و مادر نیست، صد البته که احترام به نظرات مادر و پدر ضروری است، ولی وقتی این احترام به صورت یک وابستگی و نیاز در آمده باشد می تواند نشانه عدم اعتماد به نفس یک مرد باشد. اگر مردی نتواند به تصمیمات خود اعتماد کند در جلب اعتماد همسر خود نیز موفق نخواهد بود. این افراد به دلیل اینکه از مستقل زندگی کردن می ترسند، مرتب از جمله «مادرم می گوید، مادرم معتقد است و...» استفاده می کنند.
برخی مدام در حال تماس با مادرشان و صحبت با وی هستند
مردی که هر روز با مادرش صحبت می کند احتمالا همه چیز از جمله جزئیات رابطه خود با همسرش را به او می گوید. این کار به مادر او فرصت و شرایطی برای قضاوت راجع به رابطه پسر و عروسش، و همین طور فرصتی برای سبک سنگین کردن همه اختلاف نظر ها و چالش های یک رابطه می دهد... و زمینه دخالت خانواده پسر در زندگی زوجین را فراهم می سازد.
برخی قدردان زحمات مادرشان نیستند
اگر مردی قدر مادرش را نداند، یقینا قدردان همسرش نیز نخواهد بود. چنین افرادی معمولا خودمحور هستند و همیشه خود را محق می دانند. از نظر این افراد دیگران به آن ها لطف نمی کنند، بلکه صرفا وظیفه خود را انجام می دهند. آن ها هرگز از کسی تشکر نمی کنند. خواه از همسرشان، خواه از مادرشان، و خواه از دوستانشان.
عده ای از مردان با مادرشان صمیمی نیستند
بعضی از مردان عجول هستند یا وقت و حوصله ای برای بودن با مادرشان ندارند. اگر مردی برای رابطه خود با اولین زنی که دوستش داشته است، یعنی مادرش، ارزش قائل نباشد احتمالا با همسر خود نیز صمیمی و نزدیک نخواهد بود. این امر به احتمال زیاد در مورد رابطه او با فرزندانش نیز صادق خواهد بود.
بعضی از پسران، برای زن بودن مادرشان ارزش قائل نمی شوند
به رفتار او در ارتباط با خانم ها دقت کنید. آیا او با احترام با خانم ها رفتارمی کند؟ رفتاری که همسر شما با مادرش دارد، راه خوبی برای پی بردن به شخصیت اصلی او می باشد. آیا اوعقاید آن ها را به صرف اینکه از طرف یک زن ابراز می شود، رد می کند و آن ها را مجبور می کند که حرف او را قبول کنند یا اینکه برعکس با نرمی و با جوانمردی و نیز محترمانه با آن ها و نظراتشان برخورد می کند. شاید ازدواج کردن با کسی که برای «زن بودن شما» ارزشی قائل نیست، مناسب نباشد.
برخی مدام در حال ملامت مادرشان هستند
مسلما ممکن است بعضی از زنان، مادران چندان خوبی نباشند. اما وقتی مردی زنی را که او را به دنیا آورده است سرزنش می کند یا او را با لحن تند و توهین آمیز مورد خطاب قرار می دهد، باید در مورد شخصیت او بیشتر فکر کنیم. البته عصبانیت های آنی و زودگذر اگر از حد خاصی تجاوز نکنند طبیعی هستند، ولی وقتی حالت توهین یا کنایه به خود بگیرند و بیشتر از حد خاصی تکرار شوند نشان دهنده عدم احترام به زنان می باشد. مردی که حتی در سن جوانی همچنان مسئولیت های خود را به گردن دیگران می اندازد نمی تواند قابل اعتماد باشد چرا که تنبل و نابالغ است.
بعضی از پسران به مادرشان احترام نمی گذارند
درست است که بسیاری از مردان و زنان از رفتار مادر خود راضی نیستند، ولی مردی که در برابر شما یا سایر افراد به مادرش بی احترامی کند، احتمالا فردی گستاخ و تند است. چنین فردی پتانسیل آن را دارد که در مقابل دیگران به همسر خود نیز بی احترامی کند.
مردانی که با مادرشان مثل یک خدمتکار رفتار می کنند
بعضی از مردان حتی در سنین بزرگسالی از مادر خود انتظارات عجیب دارند، مثلا انتظار دارند که مادرشان اتاقشان را تمیز کند، برایشان غذا بیاورد و.... مردی که حتی در سن جوانی همچنان مسئولیت های خود را به گردن دیگران می اندازد نمی تواند قابل اعتماد باشد چرا که تنبل و نابالغ است.
درست است که از قدیم گفتهاند ازدواج مثل یک هندوانه سربسته است و نمیتوانی بفهمی داخلش چه خبر است ولی آنطور هم نیست که اگر مثلا کمی سفید یا بیمزه باشد دیگر نشود کاری کرد...
روابط بین همسران یک جریان پویاست و مدام تغییر میکند. ضمن اینکه حتی بهترین رابطهها هم به مراقبت و پرستاری نیاز دارد. دکتر جان و دکتر جولی گاتمن (Drs John & Julie Gottman) که از پیشگامان علم مشاوره ازدواج، در سطح جهانی هستند، دریافتهاند یکی از مهمترین عوامل موفقیت بین زوجها، کیفیت روابط دوستانه و میزان شناختی است که از هم دارند، بنابراین، سوال مهمی که باید از خودتان بپرسید این است که تا چه حد نسبت به همسرتان و روحیات درونیاش شناخت دارید؟ آیا او را خیلی خوب میشناسید و حتی میتوانید ادعا کنید بهتر از خودش او را میشناسید؟ یا شناختی در کار نیست و مثل دو غریبه کنار هم زندگی میکنید؟ این تست به شما خواهد گفت شناخت شما از همسرتان چقدر است. به همه سوالات با بله یا خیر جواب بدهید.
میتوانم به نامزدم لقب بهترین دوست را بدهم.
بله خیر
دقیقا میدانم نامزدم در حال حاضر با چه مشکلاتی روبرو است و چه مسائلی باعث ایجاد اضطراب و استرس در او شده است.
بله خیر
اسم بعضی از کسانی را که این اواخر باعث ناراحتی همسرم شدهاند، میدانم.
بله خیر
میتوانم چند تا از آرزوهای بزرگ همسرم را خیلی شفاف توضیح بدهم.
بله خیر
میتوانم در مورد اینکه فلسفه او از زندگی چیست و چه دیدگاههایی دارد، صحبت کنم.
بله خیر
میتوانم اقوامی را که همسرم کمتر از آنها خوشش میآید و تمایل کمتری به رفت و آمد با آنها دارد، نام ببرم.
بله خیر
احساس میکنم همسرم مرا تقریبا خوب میشناسد.
بله خیر
وقتی از همدیگر دور هستیم، اغلب خوشبینانه و عاشقانه راجع به او فکر میکنم.
بله خیر
او واقعا به من احترام میگذارد.
بله خیر
هنوز هم ارتباطمان سرشار از شوق و شور و هیجان است.
بله خیر
ابراز عشق، محبت و تمایل نسبت به یکدیگر، یقینا بخش مهمی از ارتباطمان را تشکیل میدهد.
بله خیر
همسرم به خاطر کارهایی که برای بهبود زندگیمان انجام میدهم، از من قدردانی میکند.
بله خیر
همسرم در مجموع، شخصیت مرا دوست دارد و اخلاقهایم را میپسندد.
بله خیر
زندگیمان در حوزه روابط زناشویی اکثرا بیمشکل و رضایتبخش است.
بله خیر
در پایان یک روز کاری، وقتی همدیگر را میبینیم، با تمام وجود از دیدن هم خوشحال میشویم.
بله خیر
همسرم یکی از بهترین مشاوران من برای تصمیمگیریهای مختلف است.
بله خیر
ما عاشق صحبت کردن با یکدیگر هستیم و واقعا از این کار لذت میبریم.
بله خیر
در بحثهایمان کاملا بده و بستان وجود دارد؛ یعنی هر دو هم میگوییم و هم میشنویم. همچنین هر دو روی هم تاثیر میگذاریم.
بله خیر
همسرم حتی زمانی که کاملا با آنچه من میگویم مخالف است با احترام و صبر و حوصله به حرفها و نظرات من گوش میکند.
بله خیر
همسرم معمولا یکی از بزرگترین گرهگشاهای زندگی من است.
بله خیر
ما اغلب در مورد مسائل اساسی و اهداف کلی زندگی، با هم تفاهم داریم. به عبارت دیگر کاملا باهم جفت و جور هستیم.
بله خیر
چطور بود؟
اگر امتیازتان کم شده وحشتزده یا ناامید نشوید. تحقیقات نشان دادهاند آنچه باعث موفقیت یک رابطه میشود، انجام کارهای در ظاهر خیلی کوچک و جزئی است. اینها در حقیقت جملات و اعمالی است که نشان میدهد در روابط بسیار عالی و ایدهآل همسران با هم چطور رفتار میکنند که البته برای یاد گرفتن بسیار ساده و برای امتحان کردن بسیار لذتبخش هستند. این آزمون فقط قصد دارد بر عناصری که دکتر جان و جولی گاتمن، «نقشه عشق برای رسیدن به خوشبختی» مینامند، تاکید کند و این یکی از گامهایی است که میتوانید برای استحکام بخشیدن به رابطهتان بردارید. این کار اعتماد مقابل شور و هیجان حس قدردانی و تحسین را بین شما و همسرتان افزایش میدهد.
نتیجهگیری
۱۵پاسخ بله یا بیشتر
تبریک! رابطه شما از عمق و استحکام زیادی برخوردار است. این تست به شما یادآور میشود قدر این هدیه الهی را بدانید و از آن مراقبت کنید.
۸ تا ۱۴ پاسخ بله
این یک دوران حیاتی و سرنوشتساز در رابطه شماست. نقاط قوت زیادی در رابطهتان وجود دارد که قابلتغذیه کردن است ولی همچنین در نقطه مقابل ضعفهایی وجود دارد که توجه و هوشیاری زیاد شما را میطلبد. پس حسابی حواستان را جمع کنید و چشمانتان را باز نگه دارید!
۷پاسخ بله یا کمتر
احتمالا رابطه شما در معرض یک مشکل و خطر جدی است. اگر این موضوع شما را نگران میکند، این حس نگرانی به این معناست که شما هنوز هم به این رابطه اهمیت میدهید و به ادامه آن امیدوارید. پس احتمالا حفظ آن آنقدر برایتان با ارزش هست که بخواهید برای بهبود آن تلاش کنید. اگر اینطور است، پیشنهاد میکنیم برای کمک به بازسازی رابطهتان در جلسات مربوط به خانواده و روابط زناشویی شرکت یا با یک مشاور در خصوص مسائل و مشکلاتتان صحبت کنید و از او راهنمایی بخواهید.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
ازدواج بعد از متولد شدن انسان مهمترین واقعه زندگی محسوب میشود . در عین حال ازدواج بدون انتخاب و شناختن فرد مورد نظر غیر ممکن است و به همین لحاظ تحقیق کردن و شناخت طرف مقابل از مهترین مراحل و مقدمات انتخاب همسر و ازدواج میباشد .
گروهی از جوانان جامعه ما در این زمانه خصوصیات مادی را بیشتر مورد توجه قرار میدهند و از توجه کافی به مسائل مهمتر که روح زندگی مشترک از آن نشاط میابد غافل میشوند .
همیشه برای داشتن یک زندگی سالم و پویا و پرعاطفه و آرامش بخش، تلاش کردن شایسته بنظر میرسد و بدیهیست وقتی میتوان با دقت کردن در انتخاب اولیه تا حدود زیادی در مورد آینده زندگی مطمئن شد این امر جدی تر از همیشه بنظر میرسد .
با هم بودن و در کنار هم بودن روزی اتفاق خواهد افتاد رسیدن به زیبایی و موقعیتهای مالی مناسب هم بدست آوردنیست ، اما آرامش و وجود روحیه تفاهمی که زمینه ساز آرامش است گوهری گرانبها و بسیار با ارزش است که به سادگی و با ساده انگاری بدست نمیآید .
این مساله را در زندگی افرادی که همسرانی زیبا و یا موقعیتهای مالی مناسب دارند ولی بدنبال آرامش میگردند میتوان جستجو کرد .انسان وقتی از آرامش و سلامت روحی و روانی خود دور میشود حاضر است در دورافتاده ترین جزایر متروکه با حداقل امکانات زندگی قرار بگیرد ولی آرامش داشته باشد ،این رفتار را در عکس العمل افرادی که در تنگنا دست به خودکشی میزنند بسادگی مشاهده میکنیم .
بنابر این باید دقت داشت هدف بزرگ و اصلی زندگی داشتن آرامش در کنار همسر است و رسیدن به این نقطه متعالی در زندگی مستلزم شناخت خود و طرف مقابل است .
اینکه بگوئیم زیبایی و یا پولدار بودن بالفطره خوب یا بد است یک اشتباه میباشد .
بلکه بدی موضوع جایی خودش را نشان میدهد که انسان رشد نیافته در مقابل موقعیتهای ظاهری اغوا میشود و شناخت خود و طرف مقابل را با بهانه هایی که برای خود میتراشد کنار میگذارد . و در واقع این قسمت بد موقعیتهای ظاهری و مادیست .
عواملی که باعث شکوفائی و پایندگی زندگی مشترک میشود ریشه در تفکرات فردی و تربیتهای اجتماعی و خانوادگی فرد دارد و در واقع خوشبختی در جان انسانها ریشه دارد و آنرا نمیتوان بیرون از خود جستجو کرد .
میتوان نتیجه گرفت قدمهای اساسی(مهمتر)در تشکیل زندگی مشترک مواردی مثل خود شناسی و شناختن زندگی مشترک و اهداف و انگیزه های زندگی مشترک و همچنین شناخت طرف مقابل و همگونی و سازگاری او با آرمانها و اهداف زندگی مشترک است .
در این میان اقدام به شناخت طرف مقابل بدون آگاهی کافی از مفهوم و انگیزه های زندگی مشترک و بدون شناخت صحیح از شخصیت خود وقت تلف کردن بنظر میرسد .
افرادی که عنوان میکنند در کوچه و خیابان به تحقیق پرداخته اند و در نهایت در زندگی مشترکشان شکست خورده اند باید به نحوه شناختشان شک کنند .
گذشته از شناختی که باید از خود و زندگی در فرد ایجاد شود و مقدمه شناخت طرف مقابل میباشد، شناخت طرف مقابل هم نیاز به علم و آگاهی کافی دارد که سعی میکنیم به این مورد بپردازیم .
یکی از مهمترین مسائلی که در هنگام آشنایی بمنظور ازدواج ممکن است اتفاق بیفتد تغییرات رفتاریست که بعدها آسیبهای فراوانی به رابطه زناشوئی وارد میکند .
دختری که کمتر لبخند به لب دارد با خنده های ملیحانه در هنگام صحبت و آشنایی سعی میکند خود را در دل طرف مقابل جا کند و یا پسری که تا بحال یک خط شعر نو ننوشته ادعای شاعر بودن میکند .
اما فردای روزگار طرفین خواستار ادامه شرایطی هستند که بر اساس آن همسرشان را انتخاب کرده اند .
غیر از این رفتار تعارف گونه ما ایرانیها اصرار و تاکید بر مسائلی مثل کم بودن رابطه بین دختر و پسر تا اینکه به طرف مقابل القاء شود دختر در خانواده خود آفتاب و مهتاب ندیده است و متعاقب آن آشکارشدن روحیات و واقعیتهای زندگی گذشته دختر و پسر عواملی مخرب میباشند .
از اینجهت اشاره من به شناخت عواملی غیر از شناخت مستقیم میباشد ، در حالی که فرد موردنظر در تصور و مورد توجه و تحقیق ماست بررسی عوامل ریشه ای تربیت فرد خیلی ساده تر از شخصیت او پرده بر میدارد .
در تعالیم دینی داریم دختر را از دائی و برادرهایش میتوان شناخت و این اشاره ای بر ابزار شناخت غیر مستقیم است که بنظر میرسد کاربردی تر باشد . رفتن به کوچه ها و خیابانها شاید اگر مشکلات شخصیتی و اجتماعی در طرف مقابل وجود داشته باشد بتواند روشن کننده باشد اما در شناخت واقعی که لازم است از فرد در خانواده بدست آید کمتر موثر است .
بنابر این شایسته است شناخت بیرونی و درونی همراه هم اتفاق بیفتد .
موضوعی که در شناخت درون خانواده همسر آینده مهم میباشد این است که پی بردن به حسنهای خانوادگی هر چند باعث خوش آیند ما میشود ولی شناخت صحیح معمولا با پی بردن به عوامل آزاد دهنده و ریشه های ناسازگاری و کجروی کامل میشود .
شما زمانی میتوانید بگوئید طرفتان را خوب شناخته اید که به نکات منفی شخصیت طرف مقابلتان خوب پی برده باشید و این کار براحتی محقق نمیشود .
شاید بخاطر همین باشد که در هر کدام از راهنمائیهای انجام شده به عواملی اشاره میشود و شناخت کامل را نمیشود هرگز براحتی و قبل از زندگی مشترک کسب کرد و هدف ما از تحقیقات و اشنائیها بالابردن درصد شناختمان میباشد نه صد در صدکامل کردن آن.
اشاره ای که در این مقوله میگنجد در نظر گرفتن شرایط منفی خانواده های ناسالم میباشد ، چرا که فرزندان با روحیات ناسالم از این خانواده ها شکل میگیرند .و پیشنهاد میشود وقت کافی برای شناخت خانواده همسر آینده صرف شود که این روش وسیله ای برای شناخت غیر مستقیم خود فرد هم میباشد .
بعضی از مشخصه های خانواده ناسالم بشرح زیر است .این علائم به منزله تابلوی احتیاط است و نه ورود اکیداً ممنوع .
اول اینکه خانواده های ناسالم سعی در طبیعی جلوه دادن وضعیت خود میکنند و برای آن تلاش میکنند چون این کمبود زندگی آنهاست .
از بزرگترین مشخصه های خانواده های نا همگون اقدام به ظاهر سازی و مردم فریبی و تظاهر به خوب بودن است ولی این امکانات با ابزاری غیر از دروغ و فریب برایشان محقق نمیشود .
معمولا زن سالاری و یا مرد سالاری افراد خانواده را بسوی پیروی بی قید و شرط از خواسته های آنها پیش میبرد و احترامی برای عقاید افراد خانواده وجود ندارد .(طبیعیست افرادی ترسو و ضعیف النفس و یا متکبر و خودخواه در این خانواده ها رشد خواهند کرد که آینده ای مثل والدین خود خواهند داشت)
در این خانواده ها شادی کم و غصه و ناراحتی زیاد است .
آرمانگرائی در اینکه خانواده ما از همه بی عیب و نقصتر است و اشاعه این تفکر که دیگران در مقابل ما ضعیفتر و ناقصتر و حقیرترند .
نبودن گذشت در مقابل اشتباهات دیگران(کینه شدید) و همیشه بر کرسی قضاوت نشستن و در مقابل بی توجهی به حقوق دیگران .
تفاخر و تعریف از خود چه به صورت جلوه دادن موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی و یا اصل و نسب و پیشینه نشان دهنده این است که افرادی که به این شکل رفتار میکنند در درون خود دلایل کافی برای بزرگ بودن ندارند و شخصیت کوچکی دارند .
توقع زیاد از دیگران و لجبازی و یکدندگی افراطی و . . .
با توجه به این شرایط خانواده ای میتواند مورد توجه شما باشد که کمتر درگیر مشکلات مذکور باشد در کنار این بررسیها، توجه به خوش آیند بودن ظاهر و موقعیت اجتماعی و مسائل مادی دیگر اگر بجا باشد بد نیست و در هر صورت همگونی و همانندیهای اعتقادی و فرهنگی و اقتصادی کمک زیادی به پا بر جایی زندگی مشترک میکند.
۱) سوالات کافی نمیپرسیم
ما چنان به دنبال این هستیم که باید کسی را دوست داشته باشیم که وقت کافی برای پرداختن به این که چرا نباید او را دوست داشته باشیم پیدا نمیکنیم .
۲) نشانه های هشدار که حاکی از مشکلات بالقوه است را نادیده میگیریم
روابط یک شبه از هم نمیپاشد .ماهها و سالها تیرگی و وخامت انباشته شده لازم است تا عشق نهایتاً بمیرد .
۳) سازشکاریهای ناپخته و زود هنگام مرتکب میشویم
خطر سازش عجولانه و زود هنگام در این است که حس خود باوری تان را در همان ابتدای رابطه از دست میدهید و آن را با احساس تفاهم قلابی جایگزین میکنید .و همینطور وقتی برای اجتناب از درگیری و برخورد سازش میکنید مرتکب اشتباه شده اید
۴) تسلیم کوری شهوانی میشویم
وقتی که دیگران را با شهوت میبینید کسانی را جذب میکنید که با شما صرفاً کنار می آیند .
۵) گول مادیات را میخوریم
وقتی همسرتان را صرفاً بر اساس مادیات و نه بر اساس معنویات انتخاب میکنید ، به رابطه ای نادرست وارد میشوید .
۶) تعهد را بر تفاهم مقدم میداریم
احتمال این که مرتکب اشتباه آخر بشوید زمانی زیاد میشود که :
بیشتر تمایل به متاهل بودن دارید تا مجرد بودن .از خواستگاریها خسته شده و خواستار سامان گرفتن هستید .هنگامی که بچه بودید شما را دوست نداشتند. برای ازدواج تحت فشارید .زن هستید و فکر می کنید بزودی امکان باروری شما از بین میرود .شدیدا نیازمند احساس دوست داشته شدن هستید .در هر کسی براحتی چیزی برای دوست داشتن او پیدا میکنید
ما با دسترسی ویژه به همه منابع علمی می توانیم مقاله شما را تهیه نماییم
.
برای ارائه مقالات (پزشکی-بهداشتی- اجتماعی و زیست محیطی) به مجله، روزنامه ،همایش ، کنگره ، دانشگاه و سازمان مربوطه می توانید به سایت زیر مراجعه کرده و با پرداخت مبلغ جزیی ، مقاله درخواستی را دانلود نمایید
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
زندگی مشترک افقی روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره است؛ مشروط بر آنکه وجوه ضروری این اشتراک، یعنی تواناییها و مهارتهای خاص و سازنده در تفکر، بینش و عملکرد انسان وجود داشته باشد تا هنگام لزوم، به یاری او بیاید و مشکلات، اختلافات و نقاط ضعف و کاستیهای زندگی مشترک را برطرف نماید. اگر زندگی مشترکی که براساس پیوندی مقدس بین زن و مرد صورت پذیرفته، با عدم تواناییها و مهارتهای هر دو نفر یا حتی یکی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه آن با تلخکامی، ناراحتی، تنش و …. خواهد بود. فراموش نکنید تداوم و شیرینی یک زندگی مشترک، همیشه در گرو تواناییها و مهارتهای خاصی است که در حقیقت تضمینکننده خوشبختی زوجین به شمار میآیند. از اینرو در نوشتاری که پیشرو دارید به اجمال به راهکارهای مهم و اساسی برای برخورداری از تواناییها و مهارتهای لازم و در نتیجه داشتن یک زندگی مشترک ایدهآل پرداخته میشود.
مهارت در خودآگاهی
آگاهی از خود و خصوصیات گوناگون خویش، به انسان کمک میکند در صورت برخورد با همسر و مسائل زندگی مشترک، بهتر و عمیقتر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان میدهد که چگونه میتواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شود و هنگام لزوم، کنترل کند تا منجر به هیچگونه ناراحتی نشوند. خویشتنشناسی به شناخت نیازهای درونی و یافتن راه مناسب برای رویارویی با آنها کمک میکند. همچنین، اهداف زندگی را مشخص تر و واقعبینانه تر نشان میدهد و ارزش واقعی افراد و مسائل آنها را نمایان میسازد. در واقع، فرآیند سالم هویت یابی است که در زندگی آرامش و احساس رضایتمندی را افزایش میدهد. «خودآگاهی» ضامن ثبات و استحکام شخصیت فرد در بزرگسالی است و باعث پختگی روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکلات و حل مناسب آنها میشود. شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمیها، تواناییها، ضعفها، ارزشها، مسؤولیتها، شناخت فرهنگ، مذهب، علایق، آرزوها و استعدادها از دیگر پیامدهای مثبت این مهارت است. با درک و شناخت مهارتها و تواناییهای خویش، فرد قبل از ازدواجش میداند چه هدفی دارد و براساس هدف اصلی زندگیاش، برنامه ریزی خواهد کرد. مثلاً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج کند که هدفی جز یک زندگی تجملی و سراسر مادیات ندارد، به طور قطع دچار مشکلات فراوانی در زندگی مشترک خواهد شد. امتیاز دیگر خودآگاهی، شناخت و تشخیص تفاوتهای بین خود و دیگران است که در این میان تفاوتهای میان زن و مرد، یکی از مهمترین بخشهای مربوط به این مهارت میباشد.
شناخت تفاوتهای میان زن و مرد
در یک بعد کلی میتوان گفت انسانها، به دلایل گوناگون تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند؛ اما تفاوتهای بین زن و مرد، تفاوت عمدهای است که برخی از آنها ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند. این تفاوتها به قرار زیر میباشند:
اصول مهارت حل اختلاف
بدون پرخاش، توهین و تندی صحبت کنید. حل اختلاف، در زمان عصبانیت، نتیجهای جز تخریب بیشتر نخواهد داشت؛ پس بهتر است همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.
منفی سخن نگویید. اگر برای وصل کردن قدم جلو میگذارید دقت کنید از به کار بردن سخنان نومید کننده و تحریک کننده و در مجموع، منفی بپرهیزید.
در اولین قدم اختلاف، آن را حل کنید. به محض احساس اختلاف یا سوءتفاهم، در صدد حل آن برآیید، چون اگر شامل مروز زمان شود، تبدیل به کینه و رنجش میشود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتیها و سوءتفاهمها کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز آسانتر میکند. از طرف مقابل خود یا طرفین اختلاف درخواست کنید خیلی زود وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.
احساس شرم و گناه برای طرف مقابل به وجود نیاورید. چنانچه با طرف مقابل خود دچار مشکلی شدهاید یا برای حل اختلاف دیگران، میخواهید اقدام نمایید، هرگز نباید به گونهای صحبت کنید که دیگری یا دیگران دچار احساس خجالت یا گناه شوند. طعنه و کنایه را نیز از لحن و کلامتان حذف کنید.
نظر و عقیده خود را بیان کنید. ناراحتی خود را عنوان کنید و دربارهاش حرف بزنید؛ بدون آنکه قضاوت یا سرزنش کرده و حکمی صادر نمایید.
دیگری یا دیگران نیز حق دارند. به طرف مقابل خود یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختلاف شدهاند، اجازه کافی دهید از ناراحتیها و مشکلاتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آمادهتر میکند.
عذرخواهی مشکل نیست. در زمان حل اختلاف، اگر فرد متوجه اشتباه خود شد، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست، مسأله را ختم به خیر کند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمیکند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز میسازد. اگر لزومی به عذرخواهی هیچکدام از طرفین نبود، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوءتفاهمها و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.
هر بار، فقط یک موضوع را مطرح کنید.
برای حل هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید؛ چرا که با طرح همه ناراحتیها و مشکلات در یک جلسه، نه تنها راهحلی پیدا نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتیها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت. لازم به یادآوری است که مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام، ادب، همکاری و تعادل برای همگان امری واجب است.
مهارت تصمیم گیری. تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسانها به صورتهای مختلفی تصمیمگیری میکنند، خواه این تصمیم درباره معاملهای باشد یا اشتغال به کاری یا انجام عملی و یا ازدواج.
۱- دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل زناشویی کاملاً متفاوت است. این تفاوت که در واقع مهمترین تفاوت دیدگاهی بین زن و مرد میباشد، ریشه زیستی دارد این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است؛ در حالی که برای مردها، بیشتر جنبههای فیزیولوژیک دارد. دیگر آنکه، جنبههای عاطفی در مردها، بسیار کمتر از زنهاست. این تفاوتها و عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان زن و شوهر میشود.
۲- استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد. استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترک است. آنها مایلند و میخواهند در مورد مسائل مالی، معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند و مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نکته، مشکلات و موانعی در زندگی مشترک ایجاد خواهد کرد؛ زیرا مرد تصور میکند به احساس استقلالش لطمه خورده است.
۳- زنان میخواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت میدهند. چانچه زن حس کند از طرف همسرش مورد بیتوجهی و بیمسؤولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده میشود و واکنشهای عاطفی شدید نشان میدهد؛ زیرا برای زنها اهمیت بسیاری دارد. که همسرشان به آنان احترام بگذارد و به سلامت و عقیده آنان اهمیت دهد.
۴- مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است. با مراجعه به فرهنگهای مختلف در جوامع گوناگون، خواهیم دید که «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده است که البته این مسأله را باید جدای از تبعیضهای میان زن و مرد به حساب آورد. در خانوادههایی که زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی میگیرد، یا این که قدرت اول خانواده است، معمولاً مشکلات گوناگونی مشاهده میشود که یکی از آنها آسیب دیدن احساس مرد از خود میباشد.
البته این که مرد، قدرت اول خانواده باشد، بدان معنا نیست که در یک نقش دیکتاتور ظاهر شود؛ بلکه منظور مدیریتی است که باید بر عهده او قرار گیرد.
۵- صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است. زنها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانیها، استرسها و ناراحتیهای خود را تعدیل و تخلیه میکنند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است و اگر درک و آگاهی زن و مرد نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمهای جدی در زندگی مشترک خواهد نمود.
۶- نگاه مردان به مسائل، کلیتر است. مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمیشوند، در حالی که زنها به عمق مسائل و اجزای ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. این خصوصیات متفاوت معمولاً موجب میشود زن تصور کند مرد نسبت به بسیاری از مسائل بیدقت و بیتوجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که همیشه ذهن خود را درگیر موارد و مسائل پیشپا افتاده و کماهمیت، میکند.
۷- جذابیتهای فیزیکی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد. مردها بیش از زنها تحت تأثیر جذابیتهای فیزیکی و آراستگی زن قرار میگیرند که این نیز یکی دیگر از تفاوتهای مهم آنهاست.
۸- زنها عاطفیتر از مردها هستند. یکی دیگر از تفاوتهای عمده زن و مرد، عاطفیتر بودن زنان است و این انتظاری است که زنها از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج، تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و … را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها برای همسر خود هدیههایی هم تهیه میکند، وقتی با شوهری روبهرو میشود که نسبت به این مسائل بیاعتنا یا فراموشکار است. احساس میکند همسرش نسبت به او بیعلاقه و بیاهمیت است. متأسفانه ادامه چنین تفکرات منفی و برخوردهای احساسی در اندک مدتی موجب بروز سوءتفاهم و دلسردی از زندگی مشترک میشود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آنکه از ناراحتیهای بسیاری جلوگیری میکند، مهارت در زندگی مشترک را رشد میدهد و فرد را به موفقیت میرساند.
۹- مهارت در همدلی با افراد. همدلی با افراد مهارت خاصی میخواهد و موجب برقراری ارتباط عمیق و صمیمی با دیگران میشود. گاهی اوقات افراد تصور میکنند، تفاهم به این معناست که ما با طرف مقابل، کاملاً همفکر و همعقیده باشیم؛ در حالی که چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچگاه نمیتوان دو انسان را یافت که به طور کامل شبیه یکدیگر باشند. تفاوت در دیدگاهها، سلیقهها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و کاملاً عادی است. اما آنچه این تفاوت را قابل درک و فهم میسازد، همان «همدلی» است که به واسطه آن، میتوان بسیاری از مشکلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریک زندگی، را برطرف کرد.
سپاس از ناصر مهرانفرد روانشناس بالینی