برای یافتن راز خوشبختی به سایت های زیر مراجعه کنید.
http://healthyfooddiet.blogfa.com/
http://newlifestyle.mihanblog.com/
http://www.novinpendargroup.com/
http://novinpendar.blogsky.com/
http://healthy1.blogfa.com/
![]() این آماری است که چندی پیش از سوی معاون قضائی رئیس کل دادگستری استان تهران ارائه شد. در کشور از هر ۵ ازدواج یکی بهدلیل سست بودن پایههای اخلاقی و معرفتی منجر به طلاق میشود. این هم آمار دیگری در این زمینه است که مسئول دیگری ارائه داده است. این آمار معنایش این است که ۲۰ تا ۲۵ درصد ازدواجها در کشور ما عاقبتی جز جدایی ندارند. با وجود تمام اختلافها در آمار ارائه شده از سوی مسئولان مختلف، کسی منکر رشد روزافزون طلاق در سالهای اخیر نیست. جدیدترین آمارهای ثبت ازدواج و طلاق در استان تهران حاکی از آن است که در ۷ ماهه نخست سالجاری، تعداد ازدواجها با رشدی ۱/۵ درصدی از ۷۱ هزار و ۴۲۰ به ۷۵ هزار و ۲۹ فقره رسیده است. این درحالیاست که رقم طلاق در همین مدت با ثبت عدد ۱۵ هزار و۷۵۰ فقره، رشد نگرانکننده ۶/۹ درصدی را نسبت به مدت مشابه سال قبل نشان میدهد. آمارهایی از این دست است که مسئولان را باید به فکر بیندازد. چنانکه مسئولان اداره کل سلامت شهرداری تهران را بر آن داشته تا به فکر برگزاری یک دوره آموزشی سلامت خانواده برای زوجهای جوان باشند. پرداخت وام ازدواج به زوجهای تهرانی از امسال مجددا در دستور کار شهرداری تهران قرار گرفته است. اما این بار دریافت این وام یک شرط اساسی دارد: شرکت در یک دوره آموزشی ۱۰ ساعته.دکتر تقیزاده، مدیر اداره سلامت در این زمینه به همشهری میگوید: این درست که ما وظیفه داریم مشکلات اقتصادی جوانان را به طریقی حل کنیم و از این راه، شرایط ازدواج را برای آنها تسهیل کنیم، اما از سوی دیگر ما شاهد آمار بالای طلاق در میان جوانان هستیم. وی با اشاره به آمار ۸/۲۱ درصدی طلاق در تهران، ادامه میدهد: اگر قرار باشد ما بدون ضابطه و بدون آموزشهای لازم شرایط ازدواج را برای جوانان تسهیل کنیم، بیشک به صورت غیرمستقیم به بالا بردن آمار طلاق هم کمک کردهایم. به گفته او، این اعتقاد باعث شده تا مسئولان اداره کل سلامت، اعطای وام ازدواج شهرداری را همچون فرصتی طلایی تلقی کنند و از آن در اجرای سیاستهای خود مبنی بر آموزشهای ضروری پیش از ازدواج بهره برند. ● آموزش مختصر و مفید «اگر ما اصلا وام نخواهیم باید چه کسی را ببینیم؟ دردسر پیدا کردن ضامن و هزار جور بالا و پایین رفتن دیگر کم بود که حالا برای یک میلیون تومان که یک دهم پول پیش خانه هم نمیشود باید۲روز از کار و زندگی بیفتیم و سر کلاس بنشینیم؟» این نظر برخی از کسانی است که هنگام مراجعه به معاونت اجتماعی شهرداری منطقهشان از شرایط جدید اعطای تسهیلات آگاه میشوند. بر پایه دستورالعملهای جدید، اعطای وام به زوجین منوط به ارائه گواهینامه شرکت در دوره ۱۰ساعته «سلامت خانواده» است. اما با وجود این پیشداوریها، بهنظر میرسد شرکتکنندگان در این دوره آموزشی نظر دیگری دارند: بسیاری از کسانی که ابتدا تمایلی برای شرکت در این دوره نداشتند، پس از شرکت در کلاس نظرشان به کلی تغییر کرد و حتی نسبت به شرکت در دیگر دورههای آموزشی با این محورهای بحث، ابراز تمایل میکردند. این را دکتر روشنک خدابخشی از مدرسین دوره سلامت خانواده میگوید. این عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا با بیان اینکه بسیاری از زوجهای جوان بهخصوص در ۵ سال اول زندگی، دگرشناسی کمی دارند و به همین دلیل دچار اختلاف و سوءتعبیرهای فراوان میشوند، ادامه میدهد: در این دوران اگر زوجهای جوان آشنایی و بینش کافی نسبت به تفاوتهای زن و مرد، روشهای حل مسئله و مذاکره، روشهای تصمیمگیری و قاطعیت و مواردی از این دست داشته باشند خیلی زودتر به تفاهمی که لازمه یک زندگی مشترک است میرسند. مواردی که دکتر خدابخشی به آن اشاره میکند در تهیه سرفصلهای آموزشی این دوره کوتاهمدت مد نظر بوده است؛ سرفصلهایی که از پشتوانه تحقیقاتی چندماهه بهره میبرند. «رایزنیهای ما با دادگاه خانواده و دیگر نهادهای فعال در این زمینه و همچنین جمعآوری اطلاعات به مدت ۳ماه ما را به این جمعبندی رساند که بیشترین طلاقها در تهران به یکی از دلایل اعتیاد، عدم تمکین، عدم درک متقابل، دخالتهای بیجای اطرافیان و همچنین مسائل زناشویی و سلامت جنسی مربوط است.» دکتر تقیزاده با بیان این مطلب ادامه میدهد: ما در تهیه سرفصلهای آموزشی سعی کردهایم تا این موارد در یک دوره کوتاه و فشرده لحاظ شوند و در نهایت تفاوتهای زن و مرد، مهارتهای برقراری ارتباط و درک متقابل، مهارتهای مقابله با اختلاف سلیقهها و دیدگاهها، ارتباط جنسی سالم و مهارت برخورد با دخالتهای دیگران بهعنوان سرفصلهای این دوره آموزشی انتخاب شده است. دورهای که جمعیت هدف آن تا پایان سالجاری حدود ۱۲ هزار نفر در نظر گرفته شدهاند و با همکاری NGOهای فعال در این زمینه برگزار میشوند. اما آیا یک دوره آموزشی ۱۰ ساعته تداوم یک ازدواج را تضمین میکند؟ رئیس اداره کل سلامت این سؤال را اینگونه پاسخ میدهد: مسلما این طور نیست و این آموزش و حمایت باید بهخصوص در ۵ سال اول زندگی تداوم داشته باشد. وی با بیان اینکه تحقیقات نشان میدهد بیشترین آسیبپذیری ازدواجها در ۵ ساله اول است، ادامه میدهد: شرکت در این دوره آموزشی، درگاه ورود به آموزشهای ماست و بعد از آن به صورت مستقیم (برگزاری کلاسهای آموزشی) و غیرمستقیم (چاپ کتاب، نشریه و CDهای آموزشی) در خدمت دوستان هستیم. در هر حال امید میرود که برگزاری چنین دورههایی موجب افزایش رضایت از زندگی زناشویی در میان زوجهای ایرانی شود، رضایتی که به گفته دکتر خدابخشی، از مهمترین عوامل مؤثر بر رضایت از زندگی و از جمله با اهمیتترین شاخصههای بهداشت روانی به شمار میرود. |
سپیده سمائی |
منبع : روزنامه همشهری |
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
![]() در باره انگیزهها و دلایل به بن بست رسیدن چنین پیوندهایی، به ویژه در میان ایرانیان مهاجر، پای صحبت یکی از متخصصان این عرصه، دکتر حسین جعفریان، پزشک عمومی و مشاور مسائل خانوادگی در آلمان نشستهایم. ▪ آیا آماری در دست شما هست که از میان خارجیهای مقیم آلمان، ازدواج از راه دور، در میان کدام ملیتها بیشتر است؟ ـ دکتر حسین جعفریان: آماری در حقیقت در دست نیست. اما بیشتر از همه به نظر میرسد که ترکها، عربها و ایرانیها اینگونه ازدواج میکنند. البته افغانها را نیز باید به شمار آورد. بسیاری اشاره میکنند که مسئلهی مذهب در این رویکرد نقش ایفا میکند. با توجه به کشورهایی که نام بردید، میشود این موضوع را به مسلمانبودن این کشورها هم ربط داد؟ به مسلمانبودن فکر میکنم کمتر، ولی به سنتهای رایج جامعه اگر دقت بکنید بیشتر ربط دارد. اکثر کسانی که طالب چنین ازدواجهایی هستند، خودشان در آن جامعهی اروپایی جا نیفتادهاند، احساس میکنند جامعه جدید آنها را قبول ندارد. مشکلات روحی دارند و قادر نیستند ارتباط سالم با دیگران برقرار کنند. مذهب البته جزیی از سنتها و رسوم ماست. ولی بیشتر، سنتهای رایج اجتماع مانند مردسالاری تعیین کننده هستند. شما اگر دقت کنید، آن شعر معروف سعدی هنوز در جامعه ما معتبر است. سعدی میگوید، زن خوب فرمانبر پارسا کند مرد درویش را پادشا در خرمی بر سرایی ببند که بانگ زن از وی برآید بلند چو بر روی بیگانه خندید زن دگر مرد گو لاف مردی مزن اینها را میشد هفتصد سال پیش، توجیه کرد. اما الان زمانی نیست که چنین شعارهایی در جامعه قابل قبول باشد. ▪ با توضیحات شما به نظر میرسد، آقایان سنتی خواستار ازدواجهای پُستی یا سفارشی هستند و همسر مورد نظر این آقایان هم، دختران سنتی و چشم و گوش بستهاند. ولی چطور خانوادههای سنتی میپذیرند که دخترانشان ندیده و نشناخته، به عقد مردی در جامعهای غریبه و أزاد درآید؟ ـ البته یکی از انگیزههای زنهای جوانی که تن به ازدواج پستی میدهند، قبول همین سنتهای رایج جامعه است که معمولا به صورت زیردستی و فروتنی زن هست. مسئلهی دیگر این که عدم استقلال فکری و میل به تامین مالی از سوی مرد هم در این زنهای جوان زیاد است. یک مسئلهی دیگر این که تصور این دسته از زنان جوان( که معمولا جوان هستند)، تصوری غیر واقعی و رؤیایی از اروپاست. اینها آرزو دارند که در اروپا زندگی کنند. یک مسئلهی دیگر این که به نظر میرسد این دخترها غالبا از خانوادههایی هستند که یک ارتباط سالم و عاطفی میان پدر و دختر نیست. مثلا خانوادهها بیش از حد اینها را کنترل میکنند، اینها بیشتر تحت تحکم و زورگویی برادر هستند، برادر بزرگتر و بعضیوقتها حتا برادر کوچکتر بر آنها تسلط دارند. رهایی از قید و بند اسارت خانواده و بهخصوص کنترل و تحکم برادرها، باعث میشود که اینها تن به چنین ازدواجهایی بدهند. البته سوال شما خیلی مهم و بجاست که چگونه دختر جوان به همسری مردی در میآید که اصلا نمیشناسد و معمولا این مردها چندین سال مسنتر از این دخترها هستند. چون معمولا مدت زیادی در اروپا زندگی میکنند و بعد به فکر ازدواج با یک دختر ایرانی میافتند. این یک پارادوکس نیست؟ میگویید این دخترها تحت فشار پدر و برادر هستند. از خانوادههای متعصب میآیند. ولی چطور آن پدر یا برادر متعصب حاضر میشود عضو خانواده را به جامعهای بفرستد که دیگر آقابالاسر و بزرگتری در آن نیست. جامعهای که هنجارهایش متفاوت است. مردهایی که خواهان چنین ازدواجهایی هستند، همان ترسی را دارند که پدرها دارند. یعنی پدرها هم دائم ازاین میترسند که نکند دست نامحرمی به دخترشان برسد. نکند یکی آنها را ببوسد یا از راه بهدرشان کند. این احساس را خیلی از این مردها که اروپا هستند و دنبال ازدواج پستی هستند، دارند. آنها از این میترسند که نکند اگر اینجا ازدواج کنند، زنان اروپایی زیر تسلط آنها نباشند. این مردها خیلی هم بدبین هستند. نگرانند که نتوانند تحکم کنند، به اینها زور بگویند و زنها را توی خانه نگه دارند. احتمالا هر دو یک احساس را دارند. اسماش را همان مردسالاری یا پدرسالاری بگذارید. آیا الزاما همهی این ازدواجها ناشی از مسایل سنتی است یا این که بخشیاش هم برمیگردد به فشار فرهنگی؟ مثلا بسیاری از مردان ایرانی مقیم اروپا ترجیح میدهند همسر ایرانی داشته باشند که هماهنگی بیشتری از نظر زبان، فرهنگ و آداب معاشرت میانشان هست. حتما هم سنتی نیستند... البته آنچه را من گفتم، نمیشود روی همهی ازدواجها یا روی همه مردها تعمیم داد. ولی باز اگر من بخواهم شاهد مثالی از حرف سعدی بیاورم، میگوید، کسی برگرفت از جهان کام دل که یکدل بود با وی آرام دل یکدل بودن که واقعا شرط اصلی ازدواج است، شرط اصلی پیوند زن و مرد است، در اینگونه پیوندها نیست. به نظر من حتا در رابطهی جنسی این زوجها هم هم وقتی یکدلی و همدلی و بهقول اروپاییها «اینتیمیتت» نباشد، اصلا عشق نیست. این همدلی زمانی هست که احترام و اعتماد متقابل در زندگی باشد. اگر قرار باشد که آدم برود ایران و یک هفتهای ازدواج کند یا از روی عکس و توصیف مادرش کسی را انتخاب کند، چگونه میتواند طرف را بشناسد؟ چگونه میتواند انتظار همدلی و اعتماد داشته باشد؟ البته این آرزویی خیلی طبیعی است که آقایان ایرانی مقیم اروپا، دلشان بخواهد همسرشان برایشان شعر حافظ بخواند و همدلشان باشد. ولی آیا این راه صحیحی است؟ من شک دارم! ▪ مشکلاتی که بعد از ورود این دخترها به اروپا ایجاد میشود، چه دامنهای دارند؟ چقدر به اینها شوک فرهنگی وارد میشود، چقدر در انزوا قرار میگیرند؟ چون زبان بلد نیستند، قوانین را نمیشناسند و کار نمیکنند، چقدر وابسته هستند به شوهرهایشان؟ ـ باید ببینید تحت چه شرایطی و با چه کسی اینها ازدواج میکنند. یکی از مشکلاتی که اینجا هست، این است که مردها خیلی وقتها خودشان احساس میکنند در این جامعه جا نیفتادهاند و قبولشان ندارند. یعنی یک خودکمبینی خیلی قوی در اینها هست. گذشته از آن، احساس مردسالاری و میل برتریجویی و اعمال قدرتکردن در اینگونه مردها هست. بعضی از این مردها دچار عارضههای شدید روحی هستند، مثل پرخاشگری، مثل کتکزدن. این تعارضات شدید روحی ممکن است در رفتار جنسی آنها هم اثر بگذارد. یعنی اینها فقط زمانی میتوانند به اوج لذت جنسی برسند که همسرشان را بزنند و کتککاری بکنند. بعضی وقتها هست که اینها اصلا میل جنسی ندارند، یا برعکس خیلی میل جنسی شدیدی دارند. اینها همه عواملی هست که باعث میشود آن بنای اول زندگی ازهم بپاشد. طبیعیست وقتی این خانم میآید اینجا، اولین چیزی که هست این شوک فرهنگیست. مذهب، سنت، زبان بیگانه. دیگر اینکه به محض این که زن جوان آمد اینجا، روبرو میشود با زنهای اروپایی که همدوش مردهایشان فعالیت میکنند و در کارهای اجتماعی آزاد هستند. این باعث میشود که سنتهای خودش، فراگرفتههای خودش، طرز تربیت خودش، ارتباطش با پدر و مادر را زیر سوال بگذارد. این زیر سوال گذاشتن و شک کردن باعث اختلال روحی در خود زن میشود و از یکطرف باعث ترس مرد میشود که دیگر این زن بهقول خودش چشم و گوش بسته نیست، راه و چاه را شناخته و دیگر نمیشود به او زور گفت و تحکم کرد و توی خانه نگهاش داشت. از اینجاست که مشکلات ایجاد میشود. وقتی هم که فکر جدایی به میان میآید، تازه خانمها دچار مشکلات میشوند. ترس از دستدادن اجازهی اقامت، ترس این که بهخصوص اگر بچه داشته باشد، آیا میتواند زندگی مالیاش را ادامه بدهد؟ بدتر از همه ترس از سرزنش پدر و مادرست. و یک عامل مهمتر این که اینها احساس بازندهبودن میکنند، زندگی را باختهاند. و این خیلی درد زیادی است که بهسادگی نمیشود با آن کنار آمد. همهی اینها باعث میشود این زنها مدت زیادی بهقول خودشان خون دل بخورند، تحمل بکنند تا این که دچار افسردگی میشوند و یا بیماریهای جسمی پیدا میکنند و بعد به پزشک مراجعه میکنند. ▪ آیا مراجعین شما جداگانه نزدتان میآیند یا به صورت زوج که نشاندهنده نوعی پیشرفت فرهنگی است که دو نفر حس کردهاند نیاز به مشاوره دارند؟ مثلا همان آقای سنتی، مشکلی ندارد که خانمش موضوعی را میخواهد با یک متخصص زناشویی در میان بگذارد؟ ـ البته این خیلی بحث پیچیدهای است که بعضیها هنوز بهخصوص در جامعه شرقی روانکاوی را با بیماری روانی یکی میدانند. یعنی تصور این که هر کس برود پیش روانشناس ممکن است دیوانه باشد، یا به او بگویند دیوانه است، مانع میشود که پیش متخصص بروند. دوم این که خیلیها هستند که اصلا شناخت ندارند که این ناراحتیای که دارند، ممکن است ناراحتی روحی باشد. طبعا خانمها برای صحبتکردن و ابراز و نشاندادن احساساتشان آمادهتر هستند. بیشتر حاضرند در مورد احساساتشان صحبت بکنند تا مردها. نزد من گاهی اوقات خانمها میایند، بعضی وقتها آقایان میایند. معمولا پس از چند جلسه که تک تک آمدند، میتوان همسر را هم دعوت کرد و یک مشاوره عمومیتر داشت. ▪ چقدر مراجعه این افراد به پزشک موثر بوده؟ ـ جواب دادن به این سوال مشکل است. خیلی نباید خوشبین بود، چون مشکلات خیلی عمیقتر از این است که با یک، دو یا پنج جلسه رواندرمانی حل شوند. تازه پس از چند جلسه اینها ممکن است یک مقدار متوجه احساسات خودشان بشوند و این بیشتر باعث ناآرامیشان میشود و روان درمانی را قطع میکنند و دیگر نمیآیند. چون به نظرشان میرسد که با یک بنبست روبهرو شدهاند. در واقع چند جلسه کوتاه اگر ادامه نیابد، بیشتر موجب ناآرامی همسران میشود. آنها تازه روبرو میشوند با آنچه سالها واپس زدهاند. وقتی با این واپس زدگیها مواجه میشوند، مضطرب میشوند و تراپی را قطع میکنند. من توصیه میکنم به دختران جوان و خانوادههایشان که برای ازدواج از راه دور، مطالعه کنند. مبنای زندگی مشترک، شناخت و تفاهم و اعتماد است. ازدواج پستی |
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
![]() ١) هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی) ٢ ) مردی که به خاطر”پول” زن می گیرد، به نوکری می رود. (ضرب المثل فرانسوی) ۳) لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چینی) ۴) زنی سعادتمند است که مطیع ”شوهر” باشد. (ضرب المثل یونانی) ٥) زن عاقل با داماد ”بی پول” خوب می سازد. (ضرب المثل انگلیسی) ٦) زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگلیسی) ٧) زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. (ضرب المثل آلمانی) ٨ ) داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. (ضرب المثل لهستانی) ٩) دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. (ضرب المثل ایتالیایی) ١٠ ) داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.(ضرب المثل فرانسوی) ١١) دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. (ضرب المثل ایتالیایی) ١٢) در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن. (ضرب المثل آذربایجانی) ١٣) برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. (ضرب المثل چینی) ١٤) تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن. (ضرب المثل چینی) ١٥) اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. (ضرب المثل اسپانیایی) ١٦) اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل ترکی) ١٧) ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) ١٨) ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب المثل اسپانیایی) ١٩) ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی) ٢٠) ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط) ٢١) ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. (بورنز) ٢٢) ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. (رولاند) ٢٣) ازدواج همیشه به عشق پایان داده است. (ناپلئون) ٢٤) اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است. (محمد حجازی) ٢٥) انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم. (خانم پرل باک) ٢٦) با زنی ازدواج کنید که اگر ”مرد” بود، بهترین دوست شما می شد. (بردون) ٢٧- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت) ٢٨) برای یک زندگی سعادتمندانه، مرد باید ”کر” باشد و زن ”لال”. (سروانتس) ٢٩) ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ”شجاعت”می خواهد. (کریستین) ٣٠) تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. (اسمایلز) ٣١- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانکلین) ٣٢) خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاک) ٣٣) تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد) ٣٤) ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ”زنده” می شوند و اگر ”بد” شد هر دو می میرند. (سعید نفیسی) ٣۵) ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن) ٣٦) شوهر ”مغز” خانه است و زن ”قلب” آن. (سیریوس) ٣٧) عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاک) ٣٨- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم. (لرد لوچستر) ٣٩) مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. (بن بیکر) ٤٠) با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش. (سینکالویس) ٤١) خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید. (پاستور) ٤٢) ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. (سقراط) ٤٣) قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن. (یکی از دانشمندان لهستانی) ٤٤) مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. (کارول بیکر) ٤٥) من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. (آگاتا کریستی) ٤٦) هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها کمتر خواهد شد. (ولتر) ٤٧) هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون) ٤٨) زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست، تحمل کند. (کینهابارد) ٤٩) اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. (شاو) ٥٠) وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ایرلندی) ٥١ ) هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. (ضرب المثل اسکاتلندی) ٥٢ ) با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن. (ضرب المثل آلمانی) ٥٣ ) تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی. (شارل بودلر) ٥٤ ) دوام ازدواج یک قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسکاتلندی) ٥٥ ) ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. (مثل سانسکریت) ٥٦ ) زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند. (ضرب المثل آلمانی) ٥٧ ) ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. (مارک تواین) ٥٨ ) ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی. (ولتر) ٥٩ ) تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. (شارل بودلر) مطالب پیشنهادی:
|
در یزد، به خصوص شهرهای کوچک و روستاهای این منطقه معمولا خواهر و مادر داماد براى دیدن دختر به خانه آنها مىروند؛ اگر دختر را پسندید هفته بعد با یک حلقه انگشتر، یک جفت کفش و یک جعبه شیرینى دوباره به خانه آنها رفته و دختر را خواستگارى مىکنند.
اگر همه چیز به خوبی و خوشی پیش رفت و خانواده ها همدیگر را پسندیدند، شبى را براى طى کردن مهریه، نزدیکان داماد با اطلاع قبلى به خانه عروس رفته و پس از توافق فرداى آن روز خانواده داماد با طبق های قند و نبات و چاى و نخود و کشمش و نقل و شیرینى و کفش و لباس براى عروس به خانه دختر می روند.
اقوام عروس همچنین از خانواده داماد هر کدام یک قواره پارچه برای کت و شلوار، پیراهن و چادر دریافت می کنند. این خریدها در طبق هایی که با شعرخوانی و نوای ساز همراهی می شوند، تا خانه عروس می رسند. گفته می شود کسانىکه این سینىها و طبقها را حمل مىکنند بهتر است سید باشند. این مراسم معمولا در آخر شب انجام مىگیرد و فرداى آن روز دوستان و بستگان براى حضور در مراسم عقد یا عروسى دعوت مىشوند.
شکل دعوت کردن هم در قدیم به این صورت بوده که می گفتند: «اگر سرتان مىگیرد بیائید خانه فلانی که پدرعروس است.» و میهمان در جواب مىگفت: «از سرمون هم زیاده؛ چشم به شما زحمت مىدهیم»!
سفره عقد یزدی ها
در سفره عقد یزدی ها بادام، گردو، فندوق، فلفل سیاه، زنجبیل، دارچین، نقل، نبات، عسل، روغن، نن، پنیر و سبزى خوردن، ماست و میوه پای ثابت هستند و با گل آرایی و استفاده از نمادهای سنتی سفر زینت داده می شود.
موقع قند ساییدن سر عروس، مىخوانند: مِسابم، مِسابم. دخترها و زنان مىپرسند؟ چىچى مِسابی؟ و کسی که قند می ساید جواب می دهد: مهر محبت مِسابم - براى کی؟ - براى عروس و دوماد. همین شعر خوانی ادامه پیدا می کند و این بار به جای اسم عروس و داماد، اسم زن و شوهرهای جوان دیگر که در مراسم حاضر هستند آورده می شود. بعد با نخ و سوزن پارچه سفیدى را مىدوزند و می خوانند:
چى چى مىدوزی؟
مهر و محبت مىدزوم
براى کى مىدوزی؟
براى عروس و داماد.
این مراسم پیش از آمدن داماد نزد عروس برگزار می شود و به آن ”روس کردن“ مىگویند. بعد از آن، داماد به مجلس می آید و کنار عروس روبهروى آئینه مىنشیند.
حلقه ای که مادرزن دست می کند
داماد براى دیدن عروس رونما مىدهد و مادرزن حلقه انگشتر را بهدست داماد مىکند و داماد هم به دست عروس حلقه مىگذارد. بعد از آن یکى از نزدیکان عروس، ظرف آبى آورده و داماد مشتى پول درون آب مىریزد. آب را درون راهرو ریخته و پول را بهعنوان شگون برمىدارند و جشن ادامه پیدا می کند.
زمان بردن عروس به خانه داماد سر هر کوچه از نزدیکان داماد یکى پیش مىآید و با خوشآمد گوئی، هدیه ای مثل یک قطعه طلا یا سفرهاى زیارتى مثل سفر حج یا مشهد مقدس را به عروس پیشکش مىکند.
در همان شب یا شب پیش از عقد هم هست که خانواده داماد سینی، مىبرند. سینی بردن به مراسمی گفته می شود که در آن برنج، روغن، قند، پارچه و دیگر لوازم را داخل سینىهاى بزرگ گذاشته و به خانه عروس مىبرند. البته این رسم امروزه بیشتر در روستاها برگزار مىشود.
دو روز بعد از این مراسم هم سایر اقوام عروس و داماد، ظرف و وسایل خانه را به رسم پیشکش به خانه داماد مىبرند. به این پیشکشها ”جاخالی“ مىگویند. در مرحله بعد خانواده عروس و داماد هر کدام به نوبت عروس و داماد را به خانه خود دعوت کرده و میهمانى مىدهند که به آن پاگشا مىگویند. رسمی که تقریبا در تمام کشور به صورت یکسان برگزار می شود.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
از آنجائیکه کیک عروسی در اکثر کشورهای جهان یکی از اجزای مراسم ازدواج است این کیک دارای اشکال و انواع گوناگون است. بسیاری از کیکهای عروسی جهان ریشهٔ بریتانیایی دارند.
بررسی اثرات کافئین بر بدن
عوارض شیرین کنندههای بدون کالری
فست فود زیر ذره بین کارشناسان حوزه سلامت
ویژگی های ظروف آشپزی و اثر آن در پخت غذا
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
موهایش را بالا میزند یا فرق وسط دارد؟
مردانی که فرق سمت چپ دارند
مردانی که فرق سمت راست دارند
زنانی که فرق سمت چپ دارند
زنانی که فرق سمت راست دارند
اگر میخواهید همسر شما سرشار از ظرافت و ویژگیهای زنانه باشد، در انتخاب چنین دختری شک نکنید. محققان میگویند این زنان بیشتر از هر کس دیگری، روحیه لطیف و زنانه دارند. اما اگر شما در آرزوی داشتن همسر قوی هستید که بتواند خیلی خوب روی پای خودش بایستد و دوشادوش شما برای حل بحرانهای زندگی تلاش کند، چنین گزینهای نمیتواند همسر ایدهآل شما باشد چراکه بیشتر از آنکه او در موقعیتهای سخت به داد شما برسد، شما باید نقش حامی و فرشته نجات او را بازی کنید. اما ناامید نشوید. چنین زنی خانهای سرشار از لطافت را برای شما به همراه خواهد آورد که در آن با تمام وجود احساس مرد بودن میکنید.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
مراسم عروسى در بین عشایر کهگیلویه و بویراحمد تقریباً مشابه است. در زیر به اجراى مراسم عروسى در میان یکى از ایلات بویراحمد به طور اختصار اشاره مىشود:
در بین مردم بویراحمد بیشتر پیوندها بر مبناى خویشاوندى و به شکل کدخدامنشى صورت مىگیرد. معمولاً دختر از کودکى و حتى در هنگام وضع حمل براى پسر مشخصى نشانهبندى مىشود و معمول است که لباسى از سوى مادر پسر به نوزاد هدیه مىشود و به این ترتیب آن پسر و دختر نامزد مىشوند. از آن پس به ندرت ملاقاتى روى مىدهد. در شرایط معمولى پسر در ایام نوروز به خانهٔ پدر دختر مىرود، لباس و مقدارى قند و شیرینى به خانوادهٔ دختر هدیه مىدهد تا هنگام ازدواج فرا برسد. پدر پسر چند نفر از ریش سفیدان ایل را جهت کسب اجازهٔ عقدکنان به خانهٔ پدر دختر مىفرستد. پس از اجازهٔ پدر دختر، خانوادهٔ پسر مشغول تهیهٔ تدارکاتى از قبیل : برنجکوبى، نانپزى، معین کردن تعداد گوسفندان قربانى، تهیهٔ مقدمات مراسم عروسى و همچنین تهیه هیزم و آماده کردن جایى براى برگزارى مراسم عروسى مىپردازند. این مرحله را «واطلب نون» مىگویند. طى این مدت خویشاوندان داماد به خانواده داماد در انجام کارها کمک مىکنند.
یک روز قبل از عروسى خانوادهٔ داماد، برنج، روغن و گوشت لازم را به خانوادهٔ پدر عروس مىفرستد که به گویش محلى «باروزی» مىنامند. در همین روز «مهتر» - خواننده و نوازنده محل - را به خانهٔ داماد دعوت مىکنند. معمولاً مراسم عقدکنان و عروسى در دو مرحلهٔ جداگانه انجام مىشود. در مراسم عقدکنان شیربها یا به اصطلاح محلى «باشلق» تعیین مىگردد و باشلق عبارتست از تعدادى گوسفند، بز، الاغ، اسب و مبلغى پول که پیش از شروع مراسم عروسى تحویل پدر عروس مىشود و پدر دختر با پول شیربها جهیزیهٔ دختر را تهیه مىکند و پس از ۱۰تا ۱۵روز مراسم عروسى برگزار مىشود.
جهیزیه معمولاً شامل کلیهٔ لوازم ضرورى همانند: قالى، گلیم، جاجیم، نمد، ظروف، جعبه (جاى استکان)، آیینهدان، سفره، آفتابه و لگن است. در هنگام عقدکنان که مهریه و شیربها تعیین مىگردد، پدر عروس و پدر داماد هر یک براى خود دو یا سه نفر وکیل از افراد سرشناس انتخاب مىکنند. وکلا در گوشهاى در میان حاضرین بحث و گفتگو را شروع مىکنند تا سرانجام به توافق برسند. پس از آن کاغذى را که مشخصات عروس و داماد و همچنین صیغهٔ نکاح در آن نوشته شده، به نزد عاقد جهت امضاء و ثبت مىبرند.
صبح روز برگزارى مراسم عروسى، خویشاوندان داماد به همراه مردم طایفههاى دیگر با نوازنده به خانهٔ عروس مىروند. مدت برگزارى جشن عروسى به نسبت وضع مالى آنان تعیین مىشود. پس از صرف نهار در خانهٔ عروس زن «سلمانی» به عروس لباس نو مىپوشاند و چارقد سرخ بزرگى بر سر او مىاندازد. سپس از پدر و بزرگان خانوادهٔ عروس اجازه سوار کردن عروس بر اسب گرفته مىشود. بعد مهتر نزد عروس مىرود و همراه با موسیقى شاد و تندى که مىنوازد، عروس را بر اسب سوار مىکند.
در این هنگام داماد در خانهٔ خود به سر مىبرد. اسبى که عروس بر آن سوار است به وسیلهٔ «سلمانی» به سمت خانهٔ داماد برده مىشود و در تمام مدت عروسى، تیراندازى و سوارکارى متداول است. در این هنگام داماد لباس نو پوشیده و بر اسبى تند و چالاک سوار مىشود و به استقبال عروس مىرود. هنگامى که عروس و داماد به هم نزدیک شدند، داماد سعى مىکند چارقد یا روسرى عروس را با ترکهاى که در دست دارد بردارد. اگر داماد نتواند چارقد را بردارد ناراحت مىشود و اطرافیان او را ملامت مىکنند. بالاخره عروس به خانهٔ داماد مىرود. در این موقع سلمانى مرد، موى سر داماد را اصلاح مىکند، این مراسم را «سر تراشونی» مىنامند. سلمانى که به آن «خطیر» نیز مىگویند پارچهاى را به گردن داماد مىبندد و همه حاضرین مقدارى پول در آن پارچه قرار مىدهند که معمولاً به خطیر تعلق مىگیرد. در هنگام اصلاح سر داماد، مهتر مىنوازد و حاضرین به پایکوبى مىپردازند.
سپس عروس و داماد را به حجله مىبرند. در این موقع دست آنان را حنا مىبندند و زنان به رقص و شادمانى مىپردازند و ترانههاى محلى مىخوانند. حجلهگاه معمولاً یا چادرى است که داخل آن با چیت یا نى الوانى تزئین مىگردد و یا حجلهاى با گلیم و جاجیم ساخته مىشود که معمولاً بدون چادر است. مدت حجله گاه یک هفته است. در اولین برخورد، عروس جواب داماد را نمىدهد تا این که داماد هدیهاى به او بدهد ک آن را «روى گشان» مىگویند. پس از دو الى سه هفته مادر عروس غذاى بسیار لذیذى مىپزد و با چند زن دیگر به دیدن عروس به خانهٔ داماد مىرود و در این ملاقات از عروس و داماد دعوت مىکنند که براى صرف ناهار یا شام به منزل پدر عروس بروند.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
ارمنینان، ازدواج را بزرگترین حادثه در زندگى زن و مرد مىدانند و به همین جهت، براى عروسى اهمیت فوقالعادهاى قائلاند و تا حد توانایى مالى، این جشن را هر چه باشکوهتر برگزار مىکنند.
جوان ارمنى، در انتخاب همسر کاملاً آزاد است. در روزهاى عید، جشن یا در کلیسا دختر را مىبیند و مىپسندد. اگر دختر هم مایل به ازدواج بود، بلافاصله پدر و مادر دختر و پسر در جریان قرار مىگیرند. کمتر پدر و مادر ارمنى با انتخاب فرزندشان مخالفت مىکنند. پس از این مقدمات، پدر و مادر عروس و داماد، در خانهٔ عروس حاضر مىشوند و حلقه و انگشترى نامزدى رد و بدل مىگردد. چانهزدن دربارهٔ مهریه، شیربها، آیینه و چراغ و لباسهاى متعدد و... اصولاً مطرح نیست.
پس از انجام مراسم نامزدى که مدت آن ۶ماه است، مراسم عقد انجام مىشود. بدینترتیب که در شب عروسى، داماد به خانهٔ عروس مىرود و عروس را همراه افراد خانواده به کلیسا مىبرد. در کلیسا، دختر و پسر در برابر محراب مىایستند. آنگاه کشیش مأمور خطبه عقد از پشت پردهٔ محراب بیرون مىآید. در این هنگام همهٔ چراغها و چهلچراغهاى کلیسا روشن است و دود معطر کُندُر فضا را عطرآگین مىسازد.
هنگام جارى کردن صیغهٔ عقد، عروس و داماد در برابر کشیش در کنار هم زانو مىزنند و بچههاى کوچک که همگى لباسهاى سفید بر تن دارند، در جلوى عروس و داماد صف مىکشند. در وقت خواندن صیغهٔ عقد، سکونت کامل برقرار است و کشیش قدرى جلوتر مىآید؛ صلیبى از جیب خود بیرون مىآورد و روى سر عروس مىگذارد و شروع به خواندن دعا مىکند. پس از این که دعا به پایان رسید، این بار صلیب را روى سر داماد مىگذارد و به دعا خواندن مىپردازد. با پایان یافتن دعا، از عروس مىپرسد : آیا با این ازدواج موافقى، و حاضرى در خوشى و سختى شریک او باشی؟ عروس جواب مىدهد : بله. آنگاه کشیش رو به داماد کرده، سئوال را تکرار مىکند و پس از شنیدن پاسخ مثبت، به دستور او، داماد انگشترى به دست عروس مىکند و عروس هم متقابلاً انگشت داماد را با انگشترى زینت مىدهد. آنگاه کشیش از هر دو نفر قول مىگیرد که تا آخر عمر نسبت به یکدیگر وفادار باشند. آنها هم قول مىدهند و در برابر کشیش یکدیگر را مىبوسند. اکنون مهمانان در خانه یا باشگاه در انتظار هستند و عروس و داماد نیز پس از ثبت ازدواج در دفتر رسمى وارد مجلس مىشوند و با ورودشان، مدعوین به صرف شام و شراب مىپردازند. چون مراسم عروسى پایان یابد، زوج جوان لباسهاى خود را بسیار گرامى مىدارند و در سفر واپسین مرگ همین لباسها را بر آنها مىپوشانند.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
مراسم عروسی در استان قزوین مانند دیگر استانها آداب و رسوم خاصی دارد .
خواستگاری:
پس از معرفی دختری به خانواده داماد معرفی شد، ابتدا مادر و چند تن از خانم های خانواده داماد به دیدن آن دختر می روند. اگر دختر را بپسندند، در جلسه بعد داماد را هم با خود می برند. در آن جلسه اگر داماد دختر را پسندید، مادر او هدیه ای را که به آن «نشانه» می گویند، به خانواده دختر می دهد.
شیرینی خوران (بله بران:(
در صورت پسند هر دو طرف، جشنی در خانه عروس می گیرند. در آن روز زمان عقد و عروسی، مقدار مهریه و شیربها (باشلق) توسط بزرگترها دو طرف تعیین می شود.
عقد کنان:
در روز عقدکنان، خانواده داماد با توجه به تعداد میهمانان شیرینی، میوه و دیگر چیزها را با خنچه به خانه عروس می فرستند. پس از آن، خطبه عقد جاری می شود و آن دو به صورت رسمی به همسری یکدیگر در می آیند.
جهاز بران:
خانواده عروس بعد از آماده کردن جهاز، صورت کاملی از آن تهیه می کنند و در روز معینی، آنها را در خنچه ها چیده و به خانه داماد می برند.
حنابندان:
مراسم حنابندان مفصل ترین بخش عروسی به حساب می آید. در این شب ابتدا حنا از طرف خانواده داماد به خانه عروس سپس از طرف خانواده عروس به خانه داماد برده می شود. همه این مراسم همراه با رقص و پایکوبی است.
آستانه بوسان:
صبح روزی که در شب آن مراسم عروسی انجام خواهد شد، داماد به همراه دو ساقدوش به خانه عروس رفته، در می زند ولی وارد خانه نمی شود. پدر و مادر عروس گوسفندی را که از پیش آماده کرده اند، جلوی در خانه، در برابر پای داماد خود قربانی می کنند و داماد هم چهارچوب در را می بوسد.
عروس بران:
شب عروسی با حضور مطرب ها و نوازندگان شور و حال خاصی می گیرد، بعدازظهر روز جشن عروسی، عده ای از نزدیکان داماد به همراه او برای بردن عروس به خانه آنها می روند. داماد در میان دو ساقدوش با دسته گلی به خانه عروس وارد می شود.
بعد از پذیرایی از میهمانان، داماد به اتاق عروس می رود و دسته گل را به او هدیه می کند. سپس، یک پسر بچه نابالغ از سوی خانواده داماد به اتاق عروس می رود تا کمر عروس را ببندد. این کار به وسیله یک روبان یا روسری انجام می گرد. او باید سه بار این روسری یا روبان را از کمر عروس بیندازد و از پست پای او در بیاورد. پسر بچه در حین انجام این کار می گوید «هفت تا پسر یکی دختر» و با مشت ضربه ای آرام به پشت عروس می زند و پس از انجام این مراسم از سوی خانواده عروس هدیه ای به پسر بچه می دهند. بعد پدر عروس می آید و دست عروس و داماد را در دست یکدیگر می گذارد. سپس همه همراه عروس به خانه داماد می روند. بعد از پذیرایی و شادمانی، میهمانان خانه داماد را ترک می کنند.
پاتختی یا سربندان:
صبح روز بعد از جشن عروسی، فامیل داماد برای خوردن صبحانه و دادن رونما به عروس به اتاق عروس و داماد می روند. عروس با چای و شیرینی از آنها پذیرایی می کند و آنها نیز هر یک به عنوان رونما مبلغی در بشقاب می گذارند. در این روز جشنی در خانه داماد برپا می شود که فقط خانم ها در آن شرکت دارند. هر یک از شرکت کنندگان هدیه برای عروس می آوردند.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
در آذربایجان بیشتر ، پسر بعد از اینکه از خدمت سربازی آمد ، برای ازدواج اقدام می کند و این قضیه را با مادر و خواهر خود در میان می گذارد و می گوید که کدام دختر را می خواهد . اگر در مشورت با آنها رضایت را دید ، خواستگار به خانه دختر می فرستد ، برای بار اول مادربزرگ و مادر و خواهر بزرگتر به خواستگاری می روند .
اگر پسر کسی را در نظر نداشت ، پدر و مادر کسی را معرفی می کنند ، اگر جواب پسر ری بود که خواستگاری صورت می گیرد ، اگر نه که نه .
برای خواستگاری پیرزن های فامیل می رفتند . دختر هم خود مسئول پذیرائی می بود که شیرینی ، شربت ، چای و میوه رابه میهمان ها تعارف می کند .
برای اینکه بفهمند دهان دختر بوی بدی می دهد یا نه یکی از زن ها دختر را می بوسد و وقتی دختر پذیرائی کند به اندام او نظری می کنند تا اگر عیب و ایرادی داشت ، بفهمند .
اگر زن ها پسندیدند ، قرار می گذارند که مردها با هم جمع شوند که البته در منزل دختر صورت می گیرد .
فامیل دختر برای مصلحت خواهی از هم وقت می گیرند که بعد از چند روز جواب آری یا نه را بگویند . اگر جواب خود دختر هم مثبت بود می گوید که اختیار من دست پدرم است ، سر مرا به هر طرف که ببرد ، خونش هم به آن طرف جاری می شود . اگر نظر منفی داشت که به صورتی عنوان می کند .
چند نفر برای گرفتن جواب به خانه دختر می روند . اگر جواب منفی بود دختر در کفش یکی از آنها ، نمک می ریزد و آنها تا نمک را ببینند ، قضیه را می فهمند . اگر مثبت بود ، خانه پسر فامیل ها را جمع کرده و بعد از شام ، یک کله قند ، شال ، انگشتر و شیرینی برداشته ، به خانه دختر می روند . فامیل دختر هم جمع می شوند . ریش سفیدی از طرف خانواده پسر شروع به صحبت می کند که آمده ایم با هم فامیل شویم ، پسرمان پسر شما و دختر شما دختر و عروس ما . اگر راضی هستید مهریه و شیربها را تعیین کنیم .
پدر دختر رضایت خودشان را بیان می کند . از هر دو طرف یکی ازریش سفیدان وکیل می شود تا صحبت ها را در مورد همه امور عروسی انجام دهند و وقتی در همه امور به رضایت دو طرف رسیدند ، کله قند را می شکنند .
هر کس سر کله قند را بردارد بعدا تحویل مادر عروس می دهد و انعامی می گیرد .
فردای آن روز به محضر ( دفتر ازدواج و طلاق ) رفته و صیغه عقد را جاری می کنند و بعد روز جشن و شیرینی خوران را تعیین می کنند .
بعد از اینکه کله قند را شکستند ، روی سر دختر شالی می اندازند و به انگشتش انگشتر که معروف به انگشتر نشانه است . اگر دختر و پسری همدیگر را بخواهند و پدر و مادرشان اجازه ازدواج ندهند ، با هم از آن محل فرار می کنند و به خانه یکی از اقوام می روند و با کمک وساطت یک نفر مراسم عروسی را با خوشی انجام می دهند .
در بعضی جای ها هم تا وقتی عقد نکرده باشند حق دیدن همدیگر را ندارند . برای عقد کنان یک روزی را قرار گذاشته و پسر و دختر با خواهر و زن برادرشان همه به بازار رفته ، آئینه و شمعدان ، قرآن ، لباس عروسی ، وسایل آرایش ، چند دست لباس ، چند جفت کفش ، جوراب ، کیف ، چادر عروس ، طلا و جواهر ، حلقه عروسی ، شال سفید ، آئینه جیبی ، دو جفت جوراب مردانه ، یک دستمال ، شانه سفید ، قیچی ، وسایل حمام ، وسایل سفره عقد را می خرند . این وسایل را با چند خنچه شیرینی و با یک سبد گل و مقداری کشمش تر به خانه دختر می فرستند .
خانواده دختر هم پسر ر ا به بازار می برند و برایش کت و شلوار ، جوراب ، کراوات ، لباس ، وسایل آرایشی ، لوازم اصلاح ، دستمال و حوله می خرند . دختر را خواهران پسر به آرایشگاه می برند . پسر هم ماشینی را بزک کرده و با آن دختر را از آرایشگاه به خانه می برد . شب یا بعد از ظهر فامیل های هر دو طرف در منزل دختر جمع می شوند . اگر شیرینی خوران دختر را انجام دهند ، شیرینی عقد کنان را قبل از نهار در خانه پسر می خورند . شیرینی دختر را هم بعد از ظهر در خانه دختر یا تالار می خورند .
اتاق عقد را قشنگ آرایش داده و چراغ و بادکنک و ... آویزان می کنند .
دو تا صندلی داخل اتاق می گذارند . سفره را باز کرده و داخل سفره ، آئینه و شمعدان ، قرآن ، جانماز ، یک کاسه آب ، گل ، شمع ، عسل ، شیرینی ، کشمش ، نقل ، کیک عروس ، حلقه ، جواهر ، گردو و بادام ، شاخه نبات ، تخم مرغ ، نان سنگک ، کله قند و ... می گذارند .
بعد ملا همه را به سکوت و نشستن روی زانوانشان دعوت می کند و آئینه ، قیچی ، شانه ، دستمال ، جوراب هائی را که فامیل پسر روزهای اول خریداری کرده و به خانه دختر فرستاده بودند ، زیر زانوان خود گذاشته و عقد را جاری می کند ( بعد از خواندن صیغه عقد ، این وسایل به ملا می رسد ) . روی سر دختر و پسر شال سفیدی گرفته و هفت دختر شوهر نکرده با ریسمان های گره نخورده شال را می دوزند و می گویند : برای عروس خانم لباس بخت می دوزیم ، الهی خوشبخت شود .
فامیل دختر چاقو یا قیچی را باز کرده زیر سفره عقد می گذارند و بالای سر آنها قند را می سایند . دست دختر یک شیشه جیوه می دهند تا آن را تکان دهد یعنی اینکه قلب پسر به خاطر دختر مثل جیوه بلرزد .
یک روز به نام آستارکوبه یا قاش آلما و یا همان آرایش صورت است که موشاطا ( مشاطه ) یا همان آرایشگر زن آمده و عروس را آرایش می کند . وسط کار ، آرایش عروس را رها کرده و منتظر انعام از طرف داماد می ماند و وقتی انعام گرفت دوباره کار خود را از سر می گیرد .
بعد از این روز ، روز بعد مراسم حنابندان است که در هر دو خانه عروس و داماد صورت می گیرد .
بعد از شام خنچه های حنابندان از طرف پسر به خانه دختر و از خانه دختر هم به سوی خانه پسر انتقال می یابند . تا صبح مراسم رقص و شادی در هر دو خانه برپاست .
داماد را لباس پوشانده و دو نفر جوان که هنوز مجردند را ساغدوش و سولدوش ( سمت راست و چپ ) می کنند و دست داماد و ساغدوش و سولدوش یک شمع روشن یا یک چراغ روشن می دهند .
دست داماد و عروس و ساغدوش و سولدوش هایشان حنا می زنند که این شب از این جهت معروف به حنابندان شده است .
رسم است که داماد این شب نباید بخندد و هر کس توانست داماد را بخنداند ، انعامی می گیرد .
بعد از ظهر میهمان های داماد همراه با داماد به طرف خانه دختر می روند . از طرف عروس هم به پیشواز آنها می روند و در کوچه شروع به رقص و شادی می کنند تا داخل خانه .
از جهازیه دختر در دو نسخه صورت برداری می کنند که هر دو طرف آن را تائید و امضا می کنند و هر طرف یک نسخهازآن را بر می دارند و سپس جهاز عروس را به خانه پسر می برند .
عروس را آرایش کرده ، پدر یا برادر عروس یک شال قرمز دور کمر او بسته و در حالی که سه دور ، دور تنور یا چراغ روشن می زنند ، دعای خیر او را می خوانند . بار سوم عروس از لبه تنور می بوسد . تا کوچه ، پدر یا برادر عروس از دست او گرفته و می برند و از زیر قرآن رد می کنند .
تا خانه داماد هم همه جلوی عروس یا کاروان حامل عروس می رقصند . عروس موقع رفتن دست پدر و مادر خود و لبه در خانه شان را می بوسد .
در قدیم عروس را با اسب می بردند . کاروان عروس دور شهر چرخی می زند و به سوی خانه داماد می رود . داماد و ساغدوش و سولدوش به پیشواز عروس می آیند و از بالای ساختمان 3 سیب سرخ را از بالای سر عروس پرت می کنند . عروس را از زیر قرآن رد کرده و وارد خانه می کنند . جلوی عروس اسپند دود می کنند و جلوی صورتش آئینه می گیرند . جلوی در اتاق می ایستند تا داماد به سر عروس شیرینی و نقل و سکه بریزد ..
شب ، جلوی اتاق عروس و داماد چند نفر از پیرزن ها می ایستند ( عمه خانومی یا خاله خانومی ) و منتظر می مانند که داماد ، دستمال باکرگی ( نشان باکرگی دختر ) را از در بیرون دهد . دستمال را پیرزن های مجلس دیده و می روند . صبح دستمال را یکی به خانه دختر می برد و از مادر دختر انعامی جهت این خبر خوش می خواهد .
روز بعد عروسی به نام دوواخ قاپما یا بنده تخت یا همان پاتختی فارس ها است . در این مراسم اکثرا پیرزن ها جمع می شوند و روی سر عروس شال سرخی به عنوان دوواخ می گذارند و پسر کوچک 7 تا 8 ساله ای سه بار سعی می کند آن را بردارد و بار سوم برداشته و فرار می کند و شال را روی درختی که باردار ( میوه دارد ) است ، می اندازد . بعد از برداشتن شال ، روی سر عروس نقل می ریزند .
حدودا یک هفته بعد هم مراسم ایاق آشما یا همان پاگشا است که دختر به خانه پدر می رود .
پدر عروس ، خانواده داماد را برای شام دعوت می کند و این اولین دیدار عروس بعد از یک هفته با پدر و مادرش و آشنایان می باشد .
در این مراسم هم دختر یواشکی یک چیزی را از خانه پدر می دزدد که اکثرا همه هم می دانند که چه چیزی را بلند کرده است.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
تهیه جهاز:
خانواده عروس در خلال عقد تا عروسی دست اندر کار تهیه جهیزیه دختر هستند. اگر چه ممکن است از زمان کودکی دختر، چیزهایی برای او به مرور ایام خریده و تهیه کرده باشند ولی خرید درست جهیزیه در فاصله عقد و عروسی صورت می گیرد. معمولاًجهیزیه شامل:
اسباب سفره که خود شامل : سفره, یک دست بشقاب، کارد و چنگال و....
اسباب آشپزخانه که شامل : قابلمه، جارو، و....
اسباب حمام که شامل : حوله، بقچه و سوزنی، لگنچه و تاس و....
وسایل خانه شامل : یخچال، پنکه، قالی و...
لوازم آرایش که شامل همه لوازم و وسایل آرایش خود عروس است به علاوه خلعت برای داماد که شامل : یک قواره کت و شلوار، جوراب و...
تهیه وسایل عروسی نیز به عهده داماد است که در خلال عقد و عروسی به فکر تهیه وسایل پذیرایی برای برگزاری عروسی است. برای برگزاری مجلس عروسی ساعت را خوب می کنند. بعد از طرف خانواده داماد محل و مکان و روز و ساعت برگزاری به اطلاع خانواده عروس می رسد و ضمناً تعداد مهمانانی که می آیند، دقیقاً تعیین و روشن می شود. دراین مراسم از مطرب ها نیز دعوت می شود.
خانه داماد نیز برای مراسم عروسی آذین بندی می شود چراغانی می کنند و حصین (گلدان های سفالی) که معمولاً دارای گل شمعدانی است دور حوض می گذارند کف حیاط فرش می گسترند بعد از حضور همه مدعوین و گرم شدن مجلس به دنبال عروس می روند. موقع بردن عروس به خانه داماد واسونک هایی خوانده می شود که این گونه است:
اومدیم و اومدیم و می گویین خوش اومدین
گل به دس دسمال به جیب و شاد و خرم اومدیم
گل و خی چادر به سرکن گل هوای رفتنه
قوم و خویشونش خبر کن وخت رخصت دادنه
یی عروسی ما آوردیم ده دوازه سالشه
سوریا گویین مبارک هرچی می خواین جازشه
بردن جهاز:
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
انتخاب همسر براى پسر و دختر در میان بختیارىها بهعهده والدین و خویشاوندان پسر می باشدبه این ترتیب که پدر و مادر پسر، دختر را مىبینند و اگر او را مناسب دیدند با کسان خود مشورت مىکنند و چند تن از خویشان و بزرگان ده را به کدخدائى (خواستگاری) مىفرستند.
در صورت گرفتن پاسخ مثبت از طرف خانواده دختر، در نوبت بعدى همین افراد با یکدست لباس و یک انگشتر و یک کیسه حنا بهعنوان تحفه به خانه عروس مىروند. در ایام نامزدى پسر و دختر حق ندارند یکدیگر را ملاقات کنند و چه بسا که فقط در حجله در نخستینبار یکدیگر را از نزدیک ببینند
زنها دستمال بازى و مردها چوب بازى مىکنند. طى این مراسم، شیربهاء نیز تعیین مىگردد. شور در این مورد گاه منجر به دعوا و زد و خورد میان اقوام عروس و داماد مىشود. پس از تعیین شیربهاء، حاضران کف مىزنند و هوا را مىکشند و قباله نوشته مىشود و خطبه عقد توسط عاقد خوانده مىشود. براى بله گرفتن از عروس، داماد باید مبلغى بهعنوان زیززبانى به او بدهد
داماد بعد از قدرى تاخت و تاز و حرکت نرمشى و میدان آرائی، خود را به عروس مىرساند و با حرکتى سریع دستمال او را از صورت او مىرباید و فرار اختیار مىکند و سواران عروس به تعقیب او و سوارن او مىپردازند. سواران داماد راه را بر سواران عروس مىبندند تا داماد را فرار دهند که گرفتار سواران عروس نشود. زیرا در آن صورت دستمال را از او پس مىگیرند و او را پیش ایل و طایفه خود بىاعتبار مىکنند.
براى پیروزى داماد، بهترین اسب را براى او آماده مىکنند. وقتى عروس را به خانه داماد مىبرند، سواران پیشاپیش او به عملیات تحسینآمیز روى اسب، مشغول مىشوند و تیراندازى مىکنند. توشمالها در طول راه به خواندن و نواختن ادامه مىدهند. سایر مراسم عروسى از قبیل داماد سلام، پاگشا و غیره نیز از جمله مراسم بعد از عروسى است.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
خبرگزاری مهر: سنت های قدیمی و زیبای ازدواج در روستای عباس آباد آذربایجان شرقی ملکان هنوز زنده بوده و ساز هستی و زندگی را بر تار خاطرات پدر بزرگان و مادر بزرگان شهری می زند و به سنت های رنگ و رو رفته شهریان رخی پر فریبنده می نمایاند
عروس و داماد که تا روز عقد همدیگر را ندیده و با هم کلامی نگفته اند پر اضطراب و هیجان در اتاق های جداگانه نشسته اند برای شنیدن خطبه عقد و جاری شدن پیوند شیرینشان.
به گفته آیت، مراسم عقد را جشن و شیرینی مرد می گویند و خانواده داماد به خانواده عروس شیرینی داده و تمام روز را به شادی می گذرانند و پس از روز عقد در مراسمی کوچکتر عروس و داماد در کنار مادران و زنان فامیل برای نخستین بار یکدیگر را دیده و حلقه های ازدواجشان را در دست یکدیگر می کنند.
وی به مراسم شیرینی هم اشاره کرده و می گوید: پس از 20 روز از عقد عروس و داماد جشن دیگری هم گرفته می شود که به آن جشن شیرینی گفته می شود و داماد طلا و جواهراتی را که برای عروس خریده به او می دهد و این مراسم هم با دادن هدایا و شیرینی خوران به پایان می رسد.
حنا بندان و قودا
مراسم حنا بندان، قودا و .... برای عروسان و دامادهای عباس آباد لذت و شیرینی وصف نشدنی خاصی دارد. اسم حنا بندان که می آید شیوا که رخت سفید بختش را در همان سن نوجوانی به تن کرده، چشمانش برقی زده و می گوید: مراسم حنا بندان و دیگر سنت های عروسی عباس آباد برای جوانان عباس آبادی لذت خاصی دارد و تمامی شیرینی عروسی ها به مراسم های مختلفی است که در هفت شبانه روز برگزار می شود.
مراسم حنا بندان به طور جداگانه برای عروس و داماد برگزار می شود که به حنابندان عروس قودا می گویند.
شیوا تعریف می کند: در مراسم قودا مادر عروس برای دخترش حنا گذاشته و به همراه میهمانان جشن و پایکوبی می کنند. این مراسم تا بعد از شام هم ادامه داشته و پیش از شام که تعداد محدودی از اقوام داماد در مراسم شرکت داشتند در مراسم پس از شام آنها هم به جمع میهمانان اضافه می شوند و شیرینی خوران و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب ادامه پیدا می کند.
آیت در ادامه گفته های شیوا به مراسم حنای پسر اشاره و تعریف می کند: مراسم حنابندان پسر هم صفا و شیرینی خاصی دارد و در مراسم دوستان و همسالان داماد با شوخی و شیطنت هایشان بزم را برای داماد شیرین می کنند.
وی نقل می کند: آنچه بیش از همه حنابندان را برای عروس و داماد به یادماندنی می کند حاشیه های این مراسم است که شب هنگام خواب داماد از ترس دوستان و بازی های شبانه شان نمی تواند ساعتی چشمانش را روی هم بگذارد.
وی ادامه می دهد: دوستان داماد و همسالانش شب هنگام زمان خواب به خانه پسر رفته و حنا بر سرش گذاشته، کفش، مرغ و جوجه هایش و یا خود او را می دزدند. خروس را به عنوان شادباش و انعام برای صبحانه روز بعد خود می برند.
آیت با خنده نگاهی به چشمان پر هیجان دختر تازه عروسش شیوا کرده و می گوید: اگر در این شب داماد را بدزدند آنرا پیش خود نگه داشته و به شرط گرفتن انعام از خانواده عروس او را آزاد می کنند. این بازی ها و شوخی ها فضای شادی را در روستا بوجود می آورند که نخستین روزهای زندگی تازه عروس و داماد را شیرین و پر خاطره می کنند.
وی همچنین اضافه می کند: مراسم حنابندان پسر هم تا بعد از شام ادامه دارد و پس از شام خانواده عروس خنچه های پر از میوه، شیرینی و کت و شلوار را با آواز و دهل برای داماد آورده و لباس دامادی را تنش می کنند و تا نیمه های شب جشن می گیرند.
در حنا بندان عروس و داماد شال قرمز به دست گرفته، قند می شکنند و پول و شادباش می دهند.
بل باغلاما
مراسم حنا بندان که به آخر می رسد دیگر ساز رفتن عروس به خانه بخت زده می شود و خانواده دختر صندوق قدیمی را از خوردنی های مختلف همچون آجیل و خشکبار، چای و قند و برنج و حبوبات پر کرده و پدر داماد هم یک بسته بالشت و لحاف به آنها داده تا عروس و داماد را روانه خانه خودشان کنند.
آیت می گوید: خویشان نزدیک عروس هم مثل دایی و عمو به شوخی هنگام بردن صندوق چوبی روی آن نشسته و به شرط گرفتن انعام اجازه بردن صندوق را می دهد و با گرفتن انعام آرزو و دعای خیر و خوشبختی برای آنها می کند.
وی ادامه می دهد: در این مراسم برادر داماد با شال قرمز کمر عروس را می بندد و خانواده دختر یک پیراهن به برادر داماد داده و برای دلخوشی و شادی روی او آب می پاشند.
پدر عروس دست دخترش را گرفته و دور آینه و قرآن چرخانده و دعا می خواند و او را تا دم در ورودی خانه برده و دستش را در دست داماد و پدرش می گذارد تا روانه خانه بخت شود.
آیت با خنده ای نمکین می گوید: وقتی عروس و داماد را به خانه شان روانه کردند، زیر پای دختر قلاب پخت نان و یک نعلبکی می گذارند تا عروس هنگام ورود به خانه اش آنرا بشکند تا به یاد مادر شوهر بیاورند که عروس برای شکستن آمده و از شکستن ها ناراحت نشو! و به این مراسم هم گلین گباماخ می گویند.مراسم و سنت های مختلف دیگری هم مانند دواغ قببا ( پاتختی و سنت های آن) وجود دارد که پس از چند روز از رفتن عروس به خانه بخت برگزار می شود.ناراحت نشو! و به این مراسم هم گلین گباماخ می گویند.
دیدگاه بد عباس آبادی ها به طلاق
گرچه بسیاری از دختران و پسران عباس آبادی خیلی زود ازدواج می کنند اما همچنان برخی از آنها ادامه تحصیل می دهند و برای تمامی اهالی این روستا چه آنان که تحصیل کرده اند و چه تحصیلات خود را ناتمام رها کرده اند، برای بزرگان و برای جوانان طلاق امری ناپسند بوده و دیدگاه بدی نسبت به این موضوع دارند.
آیت می گوید: در روستای ما طلاق تا کنون نبوده و تنها یکی از زوجهای جوان در همان زمان نامزدی از یکدیگر جدا شدند که حتی به دادگاه هم منجر نشد جدایی آنها اما از نظر تمامی اهالی روستا ناپسند و مورد سرزنش بود.
به گفته وی، مردم عباس آباد عقیده دارند ازدواج می کنیم برای اینکه زن و مرد یکدیگر را تا پایان عمر همراهی کنند و پول طلاق را زمانیکه سر خواستگاری تعیین می کنند تشریفاتی بوده و می گویند کی طلاق را دیده و کی داده و گرفته!
عروس خانم ها آقا دامادهای عزیز می توانید برای یافتن راه سالم زیستن با همسرتان
به سایت های زیر مراجعه کنید.
http://healthyfooddiet.blogfa.com/
http://newlifestyle.mihanblog.com/
http://www.novinpendargroup.com
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
در جامعه های انسانی، تنوع بسیار گوناگونی در ساخت و نحوه شکل گیری خانواده ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر وجود دارد، یکی از مقدمات این شکل گیریها مراسم ازدواج است. کشور ایران از دیرباز بستر همزیستی اقوام متنوعی بوده است.همزیستی که لازمه ی تداوم آن آشنایی بیش از پیش فرهنگ ها با یکدیگر است.
در این مراسم، در برخی مناطق حتما یک سید نیز به دعوت خانواده ی پسر شرکت می کند، حضور سید در این مراسم به این دلیل است که عرب های خوزستان برای سادات مقام و ارج خاصی قائلند، در این مراسم تنها آقایان حضور دارند و خانم ها غالبا در خانه ای دیگر منتظر نتیجه ی مراسم هستند. هدف از برگزاری این جلسه، توافق بر سر میزان صداق یا مهریهی عروس است، در صورتی که ازدواج فامیلی باشد، مبلغ مهریه، سطح مخارج عروسی و تهیه جهیزیه بسیار کمتر از ازدواج با دختر غریبه است.
مبلغی نیز خانواده ی پسر به عنوان حق زن به خانواده ی دختر داده تا با آن وسایل و جهیزیه خریداری شود، بعد از وفاق بر مقدار مهریه ختم مراسم با صلوات به پایان می رسد. شایان ذکر است که در برخی مناطق استان در پایان این مراسم فاتحه ای برای حضرت عباس (ع) خوانده می شود. دلیل خواندن این فاتحه به این منظور است که تعهدی بین خانوادهی دختر و پسر به شمار می رود که بر حرف های خود پایبند باشند، خواندن فاتحه در بین عرب های شوش، دزفول، سوسنگرد، هویزه، ملاثانی و برخی مناطق اهواز نسبت به سایر نقاط استان بیشتر به چشم می خورد، در پایان مراسم َگی نیز پذیرایی مفصل به همراه نوشیدن قهوه و چای از میهمانان صورت می گیرد.
این رسم بقدری مورد توجه پیامبراسلام بود که در مراسم عروسی علی بن ابیطالب (ع) و فاطمه زهرا(س) برآن تاکید کرد و روایتهای بسیاری در مورد تهیه آن ولیمه وجود دارد که همگی بر ساده بودن آن صحه میگذارند. ولیمه ی عروسی در بین خانواده هایی که توان مالی خوبی دارند پرهزینه تر تهیه می شود مثلا "اِمفتح"(әmfætæh) یا مفتح که غذای معروف و مرسوم عربی است را برای میهمانان تهیه می کنند. بعد از ولیمه و پایان مراسم عروسی میهمانان نزدیک داماد، عروس و داماد را با هوسه "پایکوبی ای که با شعر و آرزوی موفقیت برای زوجین همراه است" تا درب حجله همراهی می کنند.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
مراسمی است که به عنوان اعلان شروع زندگی رسمی دو نفر برگزار میشود. به خصوص در دوران قدیم که اجرای دقیق و موبه موی این رسوم اهمیت زیادی داشت از آن جهت که ثبت رسمی ازدواج به شکل امروزی صورت نمیگرفت.
در ایران برای اینکه ازدواج دختر و پسری به رسمیت شمرده و مشروع شود، در زمان فراغت از کار، جشنی برای ازدواج برپا میشد و قوم و قبیله دعوت میشدند. این مراسم به این منظور انجام میگرفت که در آینده اگر اتفاقی برای مرد خانواده میافتاد و منجر به فوت او میشد، قبیله شهادت به ازدواج آنها داده و فرزند این ازدواج مشروع شمرده و وارث متوفی محسوب شود.
مراسم عقد و عروسی ایرانی معمولا شامل خواستگاری، نامزدی و شیرینیخوران، تهیه جهیزیه و انجام خرید عروسی، جهازبران، پهن کردن سفره عقد و سائیدن کلهقند، خواندن خطبه عقد، حنابندان، جشن عقد و عروسی، مراسم پاتختی و مادر زن سلام، پاگشا میشود البته نباید رسومات نسل جدیدتر را مثل تهیه کیک عروسی، فیلمبرداری، تزئین ماشین عروس و رفتن به ماه عسل نادیده گرفت.
عروسی در اقوام ایرانی
عروسی بلوچ
مردم بلوچ در مراسم عروسی آداب و سنن خاص خود را دارند آنها داماد را سوار برمرکب شتر کرده و پسر بچهای را جلو داماد سوار بر شتر مینشانند سپس با سردادن ترانههای شادی به اسم هالی داماد را به طرف می برند. در مراسم همه ایل شرکت میکنند و خود را در شادی و سرور سهیم میدانند. در این هنگام توشمالها شروع به نواختن آهنگهای محلی میکنند و مجلس شور و حال دیگر به خود میگیرد.
عروسی بختیاری
یکی از کارهای عروسی در بختیاری فراهم آوردن «سوخت» برای تهیهٔ غذای عروسی است. چند روز مانده به عروسی عدهای از جوانان با چارپایانی برای تهیهٔ هیزم به کوه و صحرا میروند. معمولاً همهٔ جوانان داوطلب چنین کاری هستند، زیرا میدانند که برای عروسی خودشان متقابلاً جوانان دیگر این زحمت را متحمل میشوند. معمولاً به جز آوردن هیزم، دوغ، کره، ماست و کشک هم از گلهداران دریافت و برای داماد میآورند
عروسی لری
در میان اقوام لر، معمولا رسم بر این است که زنان فامیل دختری را برای پسر انتخاب میکنند و چندین بار به خانه دختر رفت و آمد میکنند تا حرکات و رفتار او را در برخورد با مهمان و خانواده اش مورد ارزیابی قرار دهند پس از آن نوبت به آمد و شد ریش سفیدان است. یکی از آداب ویژه مردم لر که در آیینهای عروسی مردم این دیار رایج است رقص و پایکوبی به همراه بازیهای سنتی و محلی است. ساز و سماع، کمانچه و تنبک از آلات موسیقی است که در آیین عروسی لرها از آن استفاده میشود.
عروسی گیلانی
در عروسی مردم گیلان به ویژه در مناطق روستایی پیوند دو خانواده با یاری و همکاری در کار و زندگی آغاز میشود. پسران در شالیکاری، دروی شالی، کلش ریختن بام خانهها، درودی گندم وسایر کارهای کشاورزی و باغداری، دامداری، نوغان داری و غیره که بر عهده مردان است به کمک پدر نامزد خود به اصطلاح به یاوری میروند و زنان نیز در پخت و پز کمک میکنند.
عروسی شیرازی ها
شیرازیها خانه داماد و عروس را برای مراسم عروسی آذین بندی میکنند و گلدانهای سفالی که معمولا دارای گل شمعدانی است دور حوض می گذارند. کف حیاط فرش میگسترند بعد از حضور همه مدعوین و گرم شدن مجلس به دنبال عروس می روند آنها با بهارنارنج و اسپند به استقبال عروس می روند.
عروسی کردها
در عروسی کردها آوای سرنا و دهل نسیم دل انگیزی است که در پهندشت دل کردها وزیدن میگیرد. آوای سرنا و دهل با تپش قلبها همراه میشود. زنان با لباسهای رنگارنگ که به بهار و خزان می مانند حضور دارند. دختران نوعروس معمولا روپوش قرمزرنگی بر سر و صورت میافکنند تا قابل شناسایی برای جوانان مجرد باشند، و جوانان مجرد شاید از میان دخترانی که روسری سفید رنگ دارند عشق خود را بیابند.
عروسی ترک ها
در عروسی ترکها ابتدا با چایی از آنها پذیرایی میشود و بعد کسی که مسئول جمع آوری هدایا است با کاسهای نقل و شکلات وارد میشود میهمانها هر کدام مقداری از محتویات کاسه را بر میدارند و بعد هر کدام هدایای نقدی خود را که به گویش محلی (تویانه ) گفته می شود بدست او میدهند ونام خود را در گوش جمع آوری کننده هدایا میگویند واو نیز مبلغ و نام صاحب هدیه را به شخص دیگری که مسئول ثبت و نگهداری هدایا است می گوید تا آنرا در لیست خود منظور نماید.
عروسی ترکمن ها
عروسی ترکمن ها پر از رمز و راز است که به دوران های قدیمی زندگی آنها بستگی داد. ازدواج ترکمن ها در گذشته چندین مرحله داشته که عبارتند از: مرحله اول، تصمیم گرفتن پدر و مادر و جلب موافقت پدر عروس که به آن «سوزآتمک»، یعنی اطلاع دادن می گویند. البته این مرحله بدون اطلاع داماد صورت می گرفته است.مرحله دوم، تعیین وقت ساعت مناسب برای عروسی و آمدن دسته ای از زنان قبیله داماد به خانواده عروس که آن را «دوزدادرمگ / شیرینی رد کردن» می گویند. مرحله سوم، تعیین شیربهای عروس مشکل ترین مرحله عروسی است که به عهده یاشولی های طایفه داماد می باشد.در گذشته علاوه بر شیربها، مال اندرونی نیز به مادر عروس می دادند. مرحله بعدی روز عروسی است که در خانه داماد یک روز قبل از آوردن عروس مراسم جشن و سرور برپا می کردند و همچنین جشن کوچکی نیز در خانه عروس برگزار می شد. از طرف پدر داماد پیک های اسبی به میان طایفه ها فرستاده می شد تا خبر ازدواج را اعلام کنند. و همچنین دو سه روز قبل از عروسی، هفت آلاچیق اطراف خانه داماد برای کمک و یاوری برپا می کردند.
آیین این جشنها در طول تاریخ سینه به سینه به نسل های بعد منتقل شد و به صورت امروزی به ما رسید. البته بماند که در آن زمان کمتر کسی پیدا میشد که از شام و نحوه پذیرایی میزبان ایراد بگیرد و تا صبح خیابانها را بند بیاورد و سر مردم را ببرد. یا اینکه برخی عروس خانم سر میزان مهریه هی چانه بزند و هی آن را بالا ببرد و داماد هم چشمش دنبال جهیزیه بهتر باشد. همه چیز ساده برگزار میشد. ساده اما صمیمی و با مشارکت!
گردآوری توسط گروه عروس
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
در شرایط امروزی جامعه ما تصمیم به ازدواج با زنی که به تنهایی سرپرستی کودک یا کودکانی را بر عهده دارد چیز عجیبی نیست. هر چند این قضیه هنوز هم برای تعدادی از مردان ( حتی آنهایی که خودشان تجربه یک شکست در زندگی زناشویی را داشته و حتی صاحب فرزند هم هستند ) دشوار است و در مورد پذیرش آن با مشکلات و چالشهای جدی مواجهند اما حقیقت امر این است که متاسفانه با سیر صعودی تعداد طلاقها در جامعه، مسلما تعداد زنان یا مردانی که به تنهایی مشغول بزرگ کردن فرزندشان هستند رو به افزایش است.
تقریبا 75 درصد والدینی که طلاق می گیرند دوباره ازدواج می کنند و این یعنی برخی از کودکان جامعه ما بخشی از زندگی شان را با پدر خوانده و یا مادر خوانده سپری می کنند که البته در این یاداشت بیشتر سعی داریم در مورد ناپدری ها صحبت کنیم.
لازم است مطمئن شوید که در زندگی با این زن، هنگامی که او مجبور است علی رغم قولی که به شما داده، به فرزندش رسیدگی کند و یا یک موقعیت غیرمترقبه به وجود میآید او را ملامت و سرزنش نمیکنید.
غالب کودکان بعد از طلاق والدین با یک مرحله سازگاری جدید یعنی زندگی تک والدی باید سازش پیدا کنند و این در حالی است که ازدواج مادر نیز دوباره یک سازش جدید را در زندگی فرزند ایجاد می نماید.
با وجود داستانهایی که در مورد ظالم بودن ناپدری ها خوانده یا شنیده ایم ولی تحقیقات نشان داده که این چنین نیست. برای پسرها غالبا وجود ناپدری مفید است. پسر بچه هایی که بین شش تا یازده سال با ناپدری زندگی کرده اند در مقایسه با آنهایی که تنها با مادرشان زندگی کرده اند رفتار بالغانه تری داشته و سازگار تر هستند و از لحاظ اجتماعی کفایت بیشتری دارند.
علاوه براین ناپدری ها می توانند با کفایت باشند و در ضمن زنانی که مجددا ازدواج می کنند خیلی شادتر از زنانی هستند که تنها و بدون همسر مانده اند و احساس ایمنی بیشتر کرده و از لحاظ مالی هم مشکلات کمتری دارند. لذا با این اوصاف برنامه ریزی برای ازدواجی مجدد ( بعد از طلاق ) که همراه با بررسی و شناخت کافی باشد می تواند سطح کیفی زندگی مردان و زنانی که زندگی اول شان را از دست داده اند و حتی در سلامت روان فرزندان طلاق، موثر واقع شود.
در ادامه توصیه هایی به مردانی ارایه می شود که قصد ازدواج با زنی را دارند که صاحب فرزند یا فرزندانی هست :
1 - ارتباط و رابطهتان را بشناسید و کشف کنید
اگر واقعا خواهان ازدواج با زنی هستید که صاحب فرزند یا فرزندانی است، ارتباط تان را با او خوب شناسایی و کشف کنید لذا این زمان بهترین وقت برای ملاقات فرزند یا فرزندان آن زن خواهد بود. این اولین قدم در شناخت بهتر آن زن و شناخت چگونگی آغاز اعتماد بین شما دو نفر است. باید بتوانید به این واقعیت که او یک مادر است توجه کنید و کمی در این باره احساس نگرانی کنید.
2 - پذیرفتن نیازهای بچهها
شما باید به تدریج درک کنید و بپذیرید که نیازهای کودکان و فرزندان در هر مرحلهای در اولویت هستند. به عنوان یک مرد، بایستی به این درک برسید که برای یک زن فرزندان وی بسیار مهم بوده و احتمالا در اولویت اول هستند و آنها مهمترین بخش زندگی او هستند. شما باید در زندگی با این زن، آمادگی هرگونه بهم خوردن برنامهریزیها در لحظه آخر باشید زیرا او به عنوان یک مادر الزامات و تعهدات دیگری هم دارد و بهترین کار منعطف بودن و درک کردن او در زمان وقوع این حوادث است. لازم است مطمئن شوید که در زندگی با این زن، هنگامی که او مجبور است علی رغم قولی که به شما داده، به فرزندش رسیدگی کند و یا یک موقعیت غیرمترقبه به وجود میآید او را ملامت و سرزنش نمیکنید. لازم است مطمئن شوید که به او شانس توضیح دادن را میدهید و بقیه جر و بحثها را به آینده موکول میکنید.
3 - ملاقات کردن بچهها
وقتی که زمان مناسب برای دیدن فرزند یا فرزندان او فرا رسید باید اینکار را بر اساس برنامهریزی و اجازه او انجام دهید. لازم است یک لحظه خود را جای این بچه بگذارید چرا که ممکن است به دلیل جدایی والدین خود اوقات بدی را سپری کرده باشد. از طرفی معمولا مشاهده حضور مردی جدید در زندگی مادرش که قرار است نقش پدر را برای وی هم ایفا کند، بسیار سخت است. لازم است صبور و فهمیده باشید. سعی کنید بدون تحت فشار گذاشتن او با او رفیق شوید. شما باید قادر باشید آنها را به هر شکلی که هستند و یا هر طوری که احساس میکنند بپذیرید. به او زمان بدهید خواهید دید که کارها خودش درست خواهد شد.
4 - هرگز زیاده خواه نباشید
نباید انتظار داشته باشید که درست در ابتدای آشنایی، توسط بچهها یا اقوام و خانواده این زن مورد استقبال و خودش آمدگویی قرار بگیرید. شما باید صبور باشید و قدرت درک و فهم آنچه که در حال وقوع است را داشته باشید. بهترین کار در این لحظات، داشتن یک روش خوب برای درک کردن هرکسی است ( داشتن حس همدلی ).
شما نمیتوانید کسی را مجبور کنید که شما را دوست داشته باشد و هرگز و در هیچ شرایطی از روی خودخواهی و تکبر کاری نکنید.
5 - داشتن حس مشترک
فکر کنید که اگر شما در چنین شرایطی قرار داشتید چه احساسی میکردید؟ اطمینان حاصل کنید که به تمام افراد زمان و مکان مناسب داده شده است. هرگز زنی را مجبور نکنید که در زندگی با شما میان شما و فرزندش یکی را انتخاب کند چون در نهایت و به مرور زمان این شما هستید که شکست می خورید و رابطه صمیمانه با همسرتان را از دست می دهید. در واقع شما باید این اطمینان را از خود داشته باشید که، می توانید نقش یک حامی را برای این زن و فرزندش ایفا کنید. او حتما به خاطر اینکه شما حامی او بودهاید و شرایط او و فرزندش را درک کردهاید از شما قدردانی و تشکر خواهد کرد. ایفای یک نقش حمایتگر برای این زن و فرزند، مسلما باعث ایجاد حس صمیمت و خوشبختی بیشتر در زندگی زناشویی شما می گردد.
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
برای اینکه مرتکب این اشتباهات نشوید، قبل از ازدواج حتماً به انگیزههایتان خوب فکر کنید. اگر خود را جزء یکی از دستههای زیر میبینید، خودداری از ازدواج در این شرایط به نفعتان است. درعوض، به توصیههایی که بعنوان جایگزین معرفی شدهاند عمل کنید.
ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلممان را می گیریم، یا کار پیدا میکنیم یا وارد دانشگاه می شویم و بعد یک روز آن کسی که می خواهیم را برای زندگیمان پیدا می کنیم. اما این روزها افراد خیلی دیرتر ازدواج می کنند و قبل ازاینکه "بله" را سر سفره عقد بگویند مکث طولانی تری دارند.
درست همانطور که نشانههایی برای آمادگی شما برای ازدواج وجود دارد، نشانههایی هم هست که میگوید آمادگی ازدواج ندارید. تعداد قابلتوجهی از افراد هستند که وقتی به عقب و ازدواجشان نگاه میکنند، میفهمند که آماده نبودن آنها برای ازدواج در آن زمان علت طلاق و جداییشان بوده است.
برای اینکه مرتکب این اشتباهات نشوید، قبل از ازدواج حتماً به انگیزههایتان خوب فکر کنید. اگر خود را جزء یکی از دستههای زیر میبینید، خودداری از ازدواج در این شرایط به نفعتان است. درعوض، به توصیههایی که بعنوان جایگزین معرفی شدهاند عمل کنید.
اگر برای دلایل غیرمنطقی زیر ازدواج را انتخاب میکنید، باید متوجه ریسکی که میخواهید بکنید باشید:
برای فرار از وضعیت ناراحتکننده خانه :
به جای آن میتوانید به دانشگاهی خارج از شهر خود بروید. روی این تمرکز کنید که فردی مستقل و سالم بار بیایید تا بتوانید شاد و سالم زندگی کنید. هرچقدر محیط خانهتان بدتر باشد، باید بیشتر برای جلوگیری از اشتباهی که والدینتان کردند تلاش کنید.
وقتی خیلی جوان یا نابالغ هستید :
سعی کنید از جوانیتان لذت ببرید و ازدواج را تا زمانیکه به بلوغ فکری کامل رسیدهاید به تعویق بیندازید.
وقتی به اندازه کافی تجربه ارتباط با جنس مخالف ندارید :
سعی کنید با جنس مخالف خود ارتباط سالم بگیرید تا تجربه لازم را به دست آورید. ببینید از یک رابطه چه میخواهید و فرق یک شریک زندگی سازگار و هماهنگ با خودتان و افراد ناسالم یا کسانی که سازگاری با شخصیت شما ندارند را بشناسید.
وقتی تازه فارغالتحصیل شدهاید و هیچوقت بعنوان یک مجرد زندگی مستقلی را تجربه نکردهاید، هیچ کار یا طریق امرارمعاشی ندارید، از تنها بودن میترسید یا طرفتان قرار است مدتی طولانی شما را ترک کند :
درستان را تمام کنید و تجربه کاری مرتبط با رشتهتان را آغاز کنید. کاری پیدا کنید که قدرت حمایت از خودتان و خانوادهتان را تامین کند. زندگی مستقلی را آغاز کنید و سعی کنید هزینههای مربوط به خودتان را تقبل کنید، پول پسانداز کنید و مستقل شوید. یاد بگیرید چطور تنها زندگی کنید و یک مجرد شاد باشید.
برای برانگیختن حس حسادت فردی دیگر :
برای اینکه بلوغ احساسی بیشتری پیدا کنید کتابهای بیشتری بخوانید یا نزد مشاور بروید. تا زمانیکه به این بلوغ فکری و احساسی نرسیدهاید با هیچکس ازدواج نکنید. باید رفتارها و مهارتهای سازگاری افراد بزرگسال را کسب کنید تا وقتی آسیب دیدید، بتوانید به آنها تکیه کنید.
برای بالا بردن اعتمادبهنفستان :
برای این منظور بهتر است نزد مشاور متخصص بروید. اعتمادبهنفس پایینتان را با افکار مثبت و باارزش جایگزین کنید. تازمانیکه اعتمادبهنفس لازم را پیدا نکردید و با خودتان راحت نبودید، ازدواج نکنید. دقت کنید که کسی را انتخاب کنید که با شما سازگاری شخصیتی داشته باشد.
چون بقیه ازدواج میکنند :
برای اینکه بلوغ احساسی بیشتری پیدا کنید، نزد روانشناس بروید و مطالعه کنید. هرازگاهی با افراد مختلفی ایجاد ارتباط کنید اما تازمانیکه بلوغ کافی پیدا نکردهاید با کسی ازدواج نکنید.
وقتی رابطهتان چیزی که میخواهید نیست یا فقط تفریحی است اما سنتان روزبهروز بالاتر میرود و میترسید کس دیگری را پیدا نکنید :
درمورد سابقه رابطهتان با یک روانشناس صحبت کنید و ببینید سازگاری شخصیتی شما و طرفتان در چه حدی است. تازمانیکه مطمئن نشدهاید که با هم سازگاری دارید و میتوانید زندگی شادی کنار هم داشته باشید، دست به ازدواج نزنید. اگر کسی که الان در زندگیتان است تطابق چندانی با شما ندارد، سعی کنید با افراد دیگری آشنا شوید که با شما سازگارتر هستند.
وقتی به اندازه کافی با هم وقت نگذراندهاید تا بفهمید سازگاری دارید یا خیر :
اگر طرفتان آنقدر مشغله دارد که نمیتواند شما را به اولویت زندگی خود تبدیل کند، درمورد فکرتان با او صحبت کنید ببینید میتوانید با هم به نتیجهای برسید که برای هر دو شما رضایتبخش باشد یا خیر.
اگر اخیراً با فردی آشنا شدهاید، آرام باشید و برای شناخت همدیگر وقت بگذارید :
اگر طرفتان از شما دور است و اکثر ارتباط شما از طریق دنیای مجازی و دیدارهای گاهگاه بوده است، تازمانیکه از نزدیک با هم بیشتر وقت نگذراندهاید و همدیگر را نشناختهاید تصمیم به ازدواج نگیرید.
اگر از پایان یافتن رابطهقبلی یکی از شما مدت کوتاهی گذشته است :
سعی کنید از شروع این رابطه جدید لذت ببرید اما درک کنید که ممکن است روزی این رابطه تمام شود. ممکن است طرفتان با فرد قبلی که در زندگیاش بوده است آشتی کند یا متوجه شوید با هم سازگاری ندارید، پس عجله نکنید.
وقتی یکی از شما مدیریت ارتباطی نمی داند :
افرادی که خانواده آزار دهنده دارند و نمی توانند در مقابل آزار آنها از همسرشان حمایت کنند، باید تا اصلاح این رفتار خود از ازدواج اجتناب کنند.کسانی که رفتار آزار دهنده خانواده خود را نسبت به همسرشان تحمل می کنند، کودکانی هستند که هنوز بالغ نشده اند و به علت وابستگی زیاد به خانواده شان برای ازدواج مناسب نیستند.
وقتی یکی از شما کنترل کننده است :
این افراد دوست دارند همه چیز در اختیار آنها باشد و همه تصمیم ها را خودشان بگیرند. همواره برای دیگران تعیین تکلیف می کنند. آنها حسودند و اگر چیزی مطابق میلشان نباشد یا تحت کنترل آنها قرار نگیرد عصبانی می شوند. اصلا خوش ندارند کسی به آنها بگوید که چه بکنند. سلطه جو و انتقادگر خواهند بود چرا که نمی توانند کنترل لازم را بر دیگران اعمال کنند. این افراد معمولا بر همسر و فرزندان بیشترین کنترل را اعمال می کنند و خشم زیاد و جبهه گیری زیادی ایجاد می کنند.
وقتی یکی از شما به شدت خشمگین است :
اگر با کوچکترین چیزی که مطابق میلتان نباشد از کوره در می روید و خشم خود را روی اطرافیانشان خالی می کنید، اگر پاسخ افرادی را که با نظر شما موافق نیستند با فریاد و بددهنی یا تهدید می دهید، اگر خشمتان را با کوبیدن در، قطع تلفن، پرتاب کردن اشیا، هل دادن، زدن، ترک اتاق و … بروز می دهید، خلاصه آنکه اگر به طور ناگهانی و با شدت زیاد، نامتناسب و غیر معمولی خشمگین می شوید، تا درمان این حالت خود برای ازدواج اقدامی نکنید. ازدواج کردن شما ارمغانی جز ترس و اضطراب و محدودیت برای دیگری ندارد.
وقتی یکی از شما دارای اختلالات جنسی است :
اختلال جنسی انواع مختلفی دارد.
_ اعتیاد جنسی و فقدان عزت نفس جنسی
_ اختلالات کنشی جنسی:
این اختلال فعالیت جنسی را با مشکل مواجه می کند. مانند :
افرادی که میل به فعالیت جنسی ندارند و یا نفرت دارند، افرادی که تحریک و ارضا نمی شوند، افرادی که خیلی زود ارضا می شوند و انحرافات جنسی.
اگر یکی از شما معتاد به مواد و الکل است :
هرگز به امیدهای واهی ریسک ازدواج را نپذیرید! افراد زیادی بوده اند که دانسته یا ندانسته با فردی معتاد ازدواج کرده اند به این امید که ترک خواهد کرد و بعد با بحران مواجه شده اند. یک فرد معتاد لازم است تا به خودش بپردازد و در ابتدا بیماری خود را درمان کند. هیچ کس با ازدواج نمی تواند اعتیاد خود و یا دیگری را درمان کند.
وقتی یکی از شما یا هر دوتان مرتکب آزار جسمی، جنسی یا کودکآزاری شده است :
این رابطه قدرت بسیار کمی دارد. اگر فرد آزاررسان خودتان بودهاید، نیاز به درمان فوری توسط متخصص دارید. فوراً اقدام کنید و اجازه بدهید که مشاور متخصص با شما صحبت کند. اگر فرد آزاردیده شما بودهاید، شما هم نیاز دارید که پیش روانشناس بروید. تازمانیکه بتوانید از رابطه آزاردهنده خود به طور کامل بیرون بیایید و آن را فراموش کنید، درمانهایتان را ادامه دهید.
منبع : tebyan.net
بیشتر بدانیم...
وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است
بیشتر بدانیم...