(marriage ideal ) ازدواج ایده آل

(معیارهای انتخاب همسر- مراسم عروسی-روابط زناشویی موفق- مهارتهای زندگی و....)

(marriage ideal ) ازدواج ایده آل

(معیارهای انتخاب همسر- مراسم عروسی-روابط زناشویی موفق- مهارتهای زندگی و....)

همسر ایده ال من:چگونه ازدواج موفقی داشته باشیم؟؟

وبلاگ زیر جهت دریافت مقالات علمی و افزایش اگاهی شما عزیزان ایجاد شده است


http://maktoobshop.com


گرچه خیلی از ما گمان می کنیم ازدواج موفق به شانس و تصادف بستگی دارد اما با کمی دقت در انتخاب همسر، می توان ریسک آن را کاهش داد و با اطمینان بیشتری دست به انتخاب زد.

خیلی از ما قبل از ازدواج نشانه هایی را در فرد مورد بررسی خود می بینیم و تشخیص می دهیم که این نشانه ها منفی و حتی شاید مخرب باشند اما به راحتی چشم خود را بر واقعیت می بندیم و با خود یک جمله معروف را تکرار می کنیم. این جمله معروف این است: “بعد ازدواج درست خواهد شد!” منکر این نیستم که برخی رفتارهای زوجین، بعد از ازدواج تعدیل می شود، اما این به این معنا نیست که همه علائم و نشانه های ناهنجاری، اختلال، بیماری یا… نیز بعد از ازدواج از بین می روند، بلکه برعکس، گاهی آسیب رسان تر و مخرب تر هم می شود.

به همین دلیل به شما می گوییم که با چه کسانی ازدواج نکنید!! شاید تعداد این افراد چندان زیاد نباشد اما به هر حال حواستان را جمع کنید.

آدم های خودخواه!

اینها به شدت کنترل کننده ا ند. اصرار دارند همه تصمیم ها را خودشان بگیرند و برای همه تکلیف معین کنند. اغلب بی صبر و عجول اند و احساسات خود را بروز نمی دهند. حسودند و حس مالکیت زیادی دارند. اصرار دارند که خودشان از عهده هر کاری برمی آیند. حاضرند هر کاری بکنند تا مبادا چیزی از کنترل شان خارج شود. بسیاری از اینها در کودکی توسط بزرگ ترها یا اوضاع و شرایط به شدت کنترل شده اند و این کنترل موجب این شده که اینک اجازه ندهند کنترل چیزی از دستشان خارج شود.

می دانید چه کسانی جذب اینها می شوند؟ کسانی که احتمالا خودشان مادر یا پدر کنترل گر داشته، یا کسانی که تیپ قربانی دارند و منتظرند کسی بیاید به آنها بگوید چه کار کنند، حواستان باشد رابطه ای که در چنین حالتی ایجاد می شود، در نهایت به شدت محدود کننده و آزار دهنده است.

بچه هایی با هیکل بزرگ!

آیا کسانی را دیده اید که حساب و کتاب کارهایشان را ندارند، کلید یا کیف های خود را همیشه گم می کنند، به همه مقروض اند و خلاصه دوست دارد کسی را پیدا کنند تا به او تکیه کنند؟

چنین کسانی در واقع شرایطی را فراهم می کنند تا همسرشان، نقش پدر یا مادر را برای آنها بازی کنند و آنها، همچنان یک کودک وابسته باقی بمانند! عمل نکردن به قول و وعده، فراموش کردن نکات مهم و نشناختن بایدها و نبایدها و شانه خالی کردن از وظایف، از خصوصیات آن هاست. اینها اغلب هدف خاصی را دنبال نمی کنند و برنامه ریزی برای آینده ندارند، از مشکلات فرار می کنند و هر کاری را به بعد موکول می کنند.

افرادی که به اصرار می خواهند از بزرگ شدن فرار کنند، اغلب در کودکی نادیده گرفته شده وتوجه و مراقبت لازم را دریافت نکرده اند، شاید هم والدینی بسیار کنترل شده داشته اند که با اصرار و فشار خواسته اند آنها زود بزرگ شوند! متاسفانه ارتباط با چنین افرادی، به گونه ای است که آخر سر احساس می کنید از شما سواستفاده شده و بازی تان داده اند و نهایتا هم نمی توانید برای آنها احترام قلبی قایل شوید!

اینها یک پوستین کلفت بر تن دارند!

نوع رابطه برقرار کردن (یا بهتر بگویم رابطه برقرار نکردن) این ها جوری است که انگار همیشه یک پوستین کلفت بر تن دارند! از نظر عاطفی بیش از حد بسته و غیرقابل دسترس اند و آمادگی این را ندارند که با کسی ارتباط برقرار کنند. اینها نمی توانند و نمی خواهند احساسات و عواطف خود را نشان دهند در نتیجه هیچ رابطه ای بین آنها و طرف مقابل برقرار نمی شود و تنها چیزی که میان آنها می تواند وجود داشته باشد یک قرارداد زندگی مشترک است نه یک رابطه عمیق و صمیمانه!

اینها نمی توانند به راحتی به کسی اعتماد کنند و تمایلی ندارند دیوارها و حصارهای دفاعی خود را فرو بریزند زندگی با اینها سرد و بی روح و گزنده است.

طلبکارهای مظلوم نما!

اینها همان هایی هستند که همیشه از رنج و دردلذت می برند و هر قدر آنها را تسلی بدهید، فایده ای ندارد، مستقیما از دست کسی عصبانی نمی شود، در عوض مدام گله و شکایت می کنند. رک و پوست کننده حرف دلشان را نمی زنند و شاید باید همه هوش و استعداد خود را به بگیرید تا علت ناراحتی آنها را حدس بزنید یا به زور اطلاعاتی از آنها بیرون بکشید!

طلبکارهای مظلوم نما همیشه دیگران را مسئول بدبختی های خود می دانند و به خوشحالی و خوشبختی دیگران حسادت می کنند. نمی توانیم با آنها صحبت یا مذاکراه کنیم چون بلافاصله احساس می کنند مورد حمله واقع شده و ما را متهم می کنند که آنها را درک نمی کنیم و دوستشان نداریم.

چنین رابطه ای به زودی، منجر به انزجار و دل زدگی می شود و به نظر من یکی از خسته کننده ترین روابط عالم است. در مقابل اینها، ما همیشه بدهکار شناخته می شویم!

مین های خطرناک!

اینها شبیه به مین های خطرناکی هستند که اگر از نزدیکشان هم عبور کنیم، منفجر می شوند!

در واقع این افراد در مقابل هر چیزی که مطابق میلشان نباشد از کوره در می روند. به شدت کم طاقت و کم حوصله اند و آماده اند اطرافیانشان را تحقیر کنند. اینها در عرض چند ثانیه از حالت گرم و صمیمی به حالت خشمگین و عصبانی تغییر وضعیت می دهند و خشم خود را به انواع روش ها ابراز می کنند، مثلا با فریاد، بددهنی، تهدید، کوبیدن در، ترک کردن اتاق یا منزل، حتی با پرت کردن اشیا و هل دادن یا زدن اطرافیان!

بیش تر این افراد خشم های فرو خورده دارند. در کودکی آزارهای جسمی یا کلامی دیده اند و توسط مادر، پدر یا هر دو، طرد شده اند. این احتمال هم وجود دارد که درماندگی و ضعف عمیقی را در کودکی تجربه کرده باشند مثل زمانی که یکی از والدین معتاد بوده و یا والد دیگر را به شدت مورد آزار قرار می داده و آنها اجازه ابراز احساس نداشته اند.

اگر کودکی نتواند غم و اندوه عظیمی را که تجربه کرده احساس کند و با آن در تماس باشد، ممکن است سال ها بعد، آن را به شکل خشم شدید و عصبانیت بروز دهد.

متاسفانه کسانی هم که جذب افراد تندخو می شوند و آنها را به عنوان همسر انتخاب می کنند خودشان هم بی مسئله نیستند! پدر یا مادر اینها، یا هر دو، بسیار تندخو بوده اند و عشق و خشم برای آنها با هم تداعی شده اند و از طرفی ظرفیت بالایی برای تحمل فشار های عصبی پیدا کرده اند متاسفانه، بعضی افراد که در کودکی تحت آزار جسمانی زیادی بوده اند در بزرگسالی هم مستعد این هستند که همسرانی کتک خورده بشوند! کسانی که خودشان اعتماد به نفس پایین دارند و نمی توانند خشم و عصبانیت خود را هم بروز دهند، اغلب به سمت افراد تندخو جذب می شوند به هر حال رابطه با چنین افرادی بسیار بی ثمر و مخرب است و در بسیاری موارد منجر به جدایی یا آسیب های عمیق می شود.

زخمی ها

افرادی که به هر دلیل از نامزد، یا همسر یا فرد مورد علاقه خود جدا شده اند ولی هنوز زخم شان التیام نیافته یا آسیبی را که از آن رابطه درآن وارد شده، فراموش نکرده اند، یا از ضربه عاطفی که به آنها زده شده هنوز در شک به سر می برند، مناسب ازدواج نیستند.

بعضی از اینها هنوز خشم و انزجار فوق العاده ای از فرد قبلی دارند و این امکان وجود دارد که این خشم های حل و فصل نشده و مقصر دانستن او، بر سر شما خراب شود!

بعضی هم در مقابل فرد قبلی احساس گناه می کنند و خود را مسئول می دانند مدام از او صحبت می کنند و اجازه می دهند نگرانی شان برای او، خوشحالی شما را تحت الشعاع قرار دهد. وقتی کسی تا به این حد آسیب دیده، بهتر است به او وقت دهیم تا خود را التیام بخشد زمانی با او وارد رابطه شویم که به رابطه قبلی خود پایان داده باشد.

برده ها!

ارباب این ها، مواد مخدر است و کسی که انتخاب کرده اید، یک برده است که آزاد نیست! در این حالت در یک مثلث عشقی قرار می گیرد: شما، او و ماده ای که برده ی آن است! ارباب که بی شباهت به رقیب تان نیست، وقت، توجه و روح او را از شما منحرف می کند وبه خود اختصاص می دهد.

ضمنا قابلیت حس کردن و احساسات او را کرخت می کند و به تدریج او را نسبت به هرآن چه در دنیای بیرون یا حتی درون او می گذرد، بی خبر و بی اعتنا می کند.

می دانم دردناک است اما صبر، بردباری، درک و عشق هرگز قادر نخواهد بود کسی را از اعتیاد رها کند. به خودتان دروغ نگویید و با آتش بازی نکنید چون به احتمال قوی خواهید سوخت. پس، حواس تان باشد، همین ها زخمی ها و برده ها را هم از فهرست کسانی که ممکن است همسری شما را طلب کنند حذف کنید. موفق باشید.

استعداد برای استرس!

آیا شما ازلحاظ ویژگی های فردی، مستعد استرس هستید؟

واقعیت این است که هر کدام ازما، با عوامل استرس زا، به شیوه ی خاص خود برخورد می کنیم. این شیوه ی برخورد نیز، به خلق و خوی اولیه ما، به نحوه ی رشد و تربیت مان و البته به شرایط فعلی ما بستگی دارد. بعضی از ما نرمی و انعطاف پذیری بیش تری داریم و در مقابل سختی ها از خود مقاومت بیش تری نشان می دهیم و برخی دیگر شکننده تریم و برخوردهای سفت و سخت تری داریم.

خلق و خوی اولیه: همراه با شیوه ی تعلیم و تربیت و والدین، تیپ های شخصیتی خاصی را در فرد به وجود می آورند که بعضی از این تیپ های شخصیتی، در مقابل استرس، آسیب پذیرهستند. در این جا به برخی از آنها، مختصر اشاره می کنم. کسانی که خود را در یکی از این دسته ها می بینند، باید کمی بیش تر به فکر خودشان باشند و هرچه سریع تر به دنبال روش آرام سازی خود بگردند و عمر خود را صرف رنج کشیدن از استرس نکند.

نردبان های منظم!

از این اسم، تعجب نکنید: اینها همان تیپ های کمال گرا هستند که به منظم و ترتیب زیاده از حد بها می دهند، از نظر اینها جزئیات بسیار بااهمیت بوده و اشتباهات غیرقابل گذشت اند!

اینها تا زمانی آرامش دارند که همه ی کارهای ثابت و قابل پیش بینی باشند، اما برای مقابله با مسائل زندگی خصوصا در شرایط غیر منتظره، قدرت تصمیم گیری به موقع را ندارند.

به همین دلیل بزرگ ترین مشکل افراد کمال گرا، سازگاری با تغیرات است. اینها کمترین تمایلی به از دست دادن نظم عادی زندگی خود ندارند، و اگر خللی در امور روزمره زندگی خود مشاهده کنند، دچار استرس می شوند توجه بیش از حد آنها به جزییات باعث بروز استرس می شود.

شاید اگر بتوانند اولویت ها را در نظر بگیرند و به امور کم اهمیت کمتر ربط بدهند، از اوقات خود بهتر و بیش تر استفاده کنند.

بلند پروازان ناآرام!

افراد این گروه که همان تیپ جاه طلب اند، خشن و پرخاشگرند و تمام انرژی خود را صرف انجام کارشان می کنند و اغلب برای تفریح و سرگرمی، زمان ندارند. آنها نمی توانند مسوولیت ها را به دیگران محول کنند زیرا از خود و دیگران بسیار انتقاد می کنند و از این که کارها پیش رفت خوبی ندارند عصبانی وناآرام می شوند آنها قادر نیستند ساکت و آرام در جایی بنشینند و کاری انجام ندهند در نتیجه در حالت نشسته پای خود را تکان می دهند، با انگشتان خود به چیزها ضربه می زنند وخلاصه دایما در جنب و جوش اند.

زمانی که افراد این گروه دچار استرس می شوند تمایل دارند چندین کار را در آن واحد انجام دهند. برای این ها مشکل است که تمام حواس خود را متوجه گفت وگویی کنند که نتیجه اش برای آنها روشن است به همین دلیل در هنگام گفت و گو، بیش تر به کاری که بعدا می خواهند انجام دهند فکر می کند.

تلاش بلند پروازان ناآرام در جهت کنترل همه چیز و همه کس، موجب می شودکه این افراد از لحاظ جسمی و روانی تحت فشار قرار گیرند آنها از درک میزان واقعی توانایی های خود عاجز اند وعمدتا با فشارخون بالا یا زخم معده دست و پنجه نرم می کنند. عامل مشترک در تمام انواع شخصیت های مستعد استرس، ترس است. ترس از این که موفقیت آنها نادیده گرفته شود. اگر چه در هر دو تیپ، ویژگی های شخصیتی خاصی می تواند فرد را مستعد داشتن ترس کند. اما نوع تربیت فرد نیز در شکل گیری این ترس ها موثر است.

مطالب پیشنهادی

سرطان سینه و تمامی گفتنی های آن

نقش مردان در زمینه بهداشت باروری همسران
کاهش مرگ و میر زنان باردار با برنامه مادری ایمن
مادران شاغل و نگهداری کودکان

تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان

حقایقی در باره ایدز و لزوم آموش جنسی

همسرگزینی و باورها و اعتقادات


http://maktoobshop.com/




باورها و اعتقادات هر فرد، مهمترین نقش را در همسرگزینی وی ایفا می کنند. چرا که این باورها ریشه در فرهنگ، مذهب و سنت جامعه ای دارد که شخص در آن پرورش یافته و با آن تعامل دارد و بر اساس همین باورهاست که الگوهای گزینش همسر در اندیشه افراد شکل گرفته و مبنای همسرگزینی آنان می شود. مجموعه این باورها و اعتقادات جهان بینی افراد را بر دو نوع (جهان بینی مادی و الهی) شکل می دهد. به عنوان نمونه، جهان بینی الهی بر حسب غایتی که برای انسان و حیات وی قایل است، اهدافی را برای ازدواج در نظر می گیرد که جهان بینی مادی فاقد آن است و مترتب بر این اهداف ملاک های گزینش نیز تغییر می یابند.

از این رو، در این نوشتار، قبل از پرداختن به ملاک های گزینش همسر، تأثیر جهان بینی بر همسرگزینی بیان شده و سپس ملاک های گزینش در جامعه شناسی خانواده مطرح می شود. این ملاک ها در اندیشه اسلامی، تحت دو دستة کلی قرار می گیرند: ملاک های مطلق و لازم که بر حسب سنن، عرف و فرهنگ های مختلف تغییر نمی یابد و در همة زمان ها و مکان ها ثابت است و ملاک های نسبی که بر حسب شرایط و موقعیت های گوناگون، تغییر یافته و می توان میان آن ها اولویت قائل شد، پس از آگاهی و شناخت به این ملاک ها و اولویت بندی بین آن ها از جهت نظری، گام مهم دیگر، تشخیص این معیارها در فرد داوطلب ازدواج است که در این نوشتار به نحو بسیار اجمالی به آن پرداخته می شود.

تأثیر جهان بینی بر همسرگزینی

جهان بینی عبارت از تفسیر و برداشت کلی هر فرد از مجموعه هستی است. هستی شامل اموری مانند جهان مادی و ماورایی، هدف و غایت جهان، قوانین کلی حاکم بر آن، انسان و زندگی او می شود. هر فرد برخوردار از یک جهان بینی است که ممکن است بر استدلال، تعقل و شواهد علمی یا مبانی و استدلال های ساده و عامیانه، مبتنی باشد. (رک. مطهری، 1378: ج3، ص 24)

از مجموع تعریف های مختلف برای جهان بینی (نک. مندلسون[1]، 1967: ج16، ص577) می توان دو رکن اساسی برای آن در نظر گرفت: دید کلی فرد نسبت به هستی، از قبیل اعتقاد به خدا، موجودات ماورای طبیعت و دید فرد نسبت به انسان و جنبه های مختلف وجود او. هر چند انسان بخشی از هستی محسوب می شود، ولی در عرض آن مطرح است؛ زیرا در نزد انسان ها، محوری ترین موضوع هستی، همان طبیعت انسان است.

شناخت هر فرد از هستی و ابعاد وجودی انسان، برگرفته از منابع حسی، علمی، عقلی و وحیانی است که این شناخت، در موقعیت های گوناگون و دوره های مختلف تاریخ، تحول یافته و عمیق تر شده است. باورهای دینی که در ارکان جهان بینی تأثیرگذار است، هستی و انسان را به گونه ای ویژه تفسیر می کند. ادیان الهی (در این بحث دین اسلام مورد نظر است) آفرینش جهان و انسان را هدفمند اعلام می کند.[2] در نتیجه، جهان بینی الهی، هستی را عین وابستگی به خداوند می داند که حرکت و تحولش نیز به سوی اوست.[3] در مقابل، نگاه مادی به هستی و انسان، در تفسیر حوادث هستی، ابعاد وجودی انسان و تحولات تاریخی و اجتماعی، تأثیر آشکاری دارد که کمترینِ لوازم آن، غفلت از خالق هستی،[4] هدف و نظام آن و باور به زندگی صرفاً دنیوی برای انسان است. (نک. جاثیه، 24؛ سباء، 7 ؛ یس، 78 ؛ دخان، 35) بر حسب جهان بینی نظام ارزشی هر فرد که خوب و بد یا باید و نبایدها در زندگی است، تعیین می شود. هر مکتب یا ایدئولوژی مبتنی بر جهان بینی خاصی است. (نک. مطهری، 1367: ص13)

روش و رفتار والدین و هم نظام آموزش و پرورش، مبتنی بر یک جهان بینی و یک نظام فکری در مورد انسان است. بیشتر انسان ها، به دینی الهی یا غیر آن باور دارند. هر دین مبتنی بر مجموعه ای از باورها، توصیه هایی برای زندگی خصوصی، اجتماعی و شغلی دارد. بسیاری از قوانین اقتصادی و حقوقی نیز بر نوعی جهان بینی، دینی یا غیردینی مبتنی است.

در این میان، ازدواج و روابط خانوادگی به عنوان بخش مهمی از فضای زندگی و مهمترین رابطه اجتماعی هر فرد دارای اهمیت بیشتری است. جهان بینی و نگرش های هر فرد، در نحوه ی ازدواج و روابط خانوادگی او تجلی می یابد. انتخاب همسر و نحوة رابطه با وی، شیوه ی اداره ی خانواده و روش حل مشکلات، همه متأثر از جهان بینی و نگرش های فرد است. هر نوع جهان بینی و نگرش، برای گزینش همسر، ملاک هایی ویژه دارد؛ هرچند در همه دنیا ملاک های مشترکی نیز برای همسرگزینی وجود دارد.

در این نوشتار، قبل از بیان ملاک های همسرگزینی در اندیشة اسلام، جهت روشن تر شدن بحث، در ابتدا این ملاک ها از دیدگاه جامعه شناسی مطرح می شود.

ملاک های گزینش همسر

فرآیند همسرگزینی، در گذشته کمتر در اختیار دختر و پسری بود که قصد ازدواج داشتند. معمولاً بزرگترها به ویژه والدین، بیشترین نقش را در ازدواج فرزندان ایفا می کردند. دلیل این امر، شاید ازدواج در سن کم به ویژه در مورد دختران بود. به علاوه، ویژگی های خانواده گسترده و وابستگی زوجین جوان به خانواده موجب می شد که تصمیم گیری اصلی، بر عهده خانواده ی دختر و پسر در آستانة ازدواج باشد. اما امروزه، به تدریج، خواست دختر و پسر، در امری که بزرگترین اقدام در تعیین سرنوشتشان محسوب می شود، عامل اساسی شده است. اختیارات و آزادی های فردی دختر و پسر، در گزینش همسر فزونی یافته است. با این وجود، آنان در انتخاب شریک زندگی باید قواعد پیچیده و دقیقی را رعایت کنند و در این میان نقش والدین هنوز برجسته است. دختر و پسر، باید در فرآیندی که هم عواطف و هم شناخت نقش بسزایی در آن دارد؛ به انتخاب شریک زندگی بپردازند.

ملاک های گزینش همسر از دیدگاه جامعه شناسی خانواده

در بررسی ملاک های همسرگزینی در حوزة جامعه شناسی خانواده، پنج گونه ملاک کلی مطرح گردیده است: جسمانی، روان شناختی، اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی. (نک. ساروخانی، 1370: صص 38-33)

الف)- جسمانی

ملاک های جسمانی شامل موارد ذیل می شود:

سلامت ظاهری و جسمانی فرد؛

تفاوت سنی (نک. صدیق اورعی، 1374: صص99-91)؛

زیبایی چهره و اندام؛ با وجود تعالیم خردمندانه ی بیشتر فرهنگ ها، مبنی بر اهمیت خصائل درونی، واکنش بیش تر افراد بر اساس زیبایی چهره و ظاهر خوشایند صورت می گیرد. البته بررسی ها نشان می دهد که مردان بیش تر از زنان تحت تأثیر زیبایی ظاهری قرار می گیرند. (رک. آذربایجانی، 1382: ص250)

توانایی باروری نیز ملاک جسمانی دیگری است که در گذشته در مورد زنان بیشتر مورد توجه بود؛ ولی در حال حاضر، باروری مردان نیز به عنوان یک ملاک مهم محسوب می شود.

رنگ پوست و به عبارت دقیق تر نژاد، ویژگی جسمانی است که در گزینش همسر چنان حائز اهمیت است که برخی گمان کرده اند، همسان همسری نژادی، پدیده ای غریزی است. در هر صورت گرایش انسان ها به این پدیده قابل انکار نیست. (رک. ساروخانی، 1370: صص 52-51)

ب)- روان شناختی

دومین دسته از ملاک ها، به صفات روان شناختی افراد مربوط است که به بعضی از آن ها اشاره می شود:

هوشمندی و همگونی زن و شوهر؛ تحقیقات در مورد رابطة هوشمندی همسران و سعادت خانوادگی نشان می دهد که اگر زن یا مرد، شریک زندگی خود را کم هوش تر از خود بداند، میزان رضایت زناشویی در این خانواده ها کمتر خواهد بود. (همان، صص 64-63)

تحصیلات؛ در عصر حاضر، این ملاک، اهمیت ویژه ای یافته است. فزونی ازدواج های دانشجویی، شاهدی بر اهمیت تحصیلات در انتخاب همسر است.

تشابه در نگرش ها؛ این مهم، عامل ویژه ای برای جذب افراد به یکدیگر است. (نک.آذربایجانی، 1382: صص 257-256)

عواطف و شخصیت؛ برای نمونه، اقتدار در مرد و در مقابل همراهی و پذیرش در زن، به نوع عواطف آن ها باز می گردد.

ملاک های رفتاری و اخلاقی؛ صفات اخلاقی مناسب، می تواند به عنوان یکی از شرایط لازم به حساب آید. نظرسنجی ها نشان می دهد که صفاتی مانند اخلاق و رفتار خوب، نجابت، صداقت و گذشت، از نظر بیش از نیمی افراد، مهمترین خصوصیت یک مرد یا زن خوب برای ازدواج به حساب می آید. (رک. ارزش ها و نگرش های ایرانیان، 1381: صص39-38) از آن جا که رفتار، یکی از مهمترین ابعاد روان شناختی افراد محسوب می شود و صفات اخلاقی نیز در رگه های شخصیت جای می گیرد، این دو بعد را می توان در ضمن ملاک های روان شناختی در نظر گرفت.

ج)- اقتصادی

توانایی اداره خانواده، نوع شغل، میزان ثروت و درآمد بالا در مرد و کم هزینه بودن، توانایی کافی برای انجام کار و اداره ی خانه در زن، خصوصیاتی است که برای زن و مرد در آستانه ی ازدواج در نظر گرفته می شود. (همان)

د)- اجتماعی

نوع فرهنگ، طبقه اجتماعی، قومیت، ملیت، دین و مذهب، به جنبه های اجتماعی هویت هر فرد باز می گردد. در همه ی دنیا، اعتقادات دینی از مهمترین عوامل مؤثر بر گزینش همسر است. به طوری که در بین یهودیان، بیش از 98 درصد ازدواج ها و بعد از آن کاتولیک ها، 93 درصد ازدواج ها و سپس پروتستان ها بیش از 74 درصد ازدواج ها، درون دینی است. همسانی طبقات اجتماعی نیز، ملاک مهمی برای ازدواج هاست؛ هرچند در سال های اخیر، ازدواج های مختلط از طبقات اجتماعی متفاوت رو به افزایش نهاده است. (ساروخانی، 1370: ص 62)

ه )- خانوادگی

این ملاک به مسائلی مانند ازدواج با خویشاوند یا بیگانه، وضعیت خانوادگی فرد، مانند پدر و مادر و خواهر و برادر و نظر مثبت یا منفی خانواده در مورد یک فرد باز می گردد.


قاعده همسان همسری

صرف نظر از توجه به ملاک های گزینش همسر مناسب، به طور کلی، انتخاب همسان، به عنوان یک قاعده ی جهانی همسرگزینی پذیرفته شده است. تشابه و همسانی همسران در مکان زندگی و تولد، طبقه ی اجتماعی، صفات اخلاقی و ویژگی های روان شناختی، مذهب و دین، سن و سال و ویژگی های فرهنگی و نژادی، مورد تأکید بیشتر محققان قرار گرفته است. (ساروخانی، 1370: ص 58)

در تبیین روان شناختی این قاعده می توان گفت که در مرتبه ی نخست، تشابه موجب جذب افراد به یکدیگر، به سبب برانگیخته شدن عواطف مثبت آنان است. تعمیم گسترده ی پیوستگی مشابهت و جاذبه در مطالعه ی افراد، گروه های سنی متفاوت، سطوح اقتصادی اجتماعی متفاوت و فرهنگ های مختلف ثابت شده است. در مرتبه ی دوم، تشابه بیشتر، موجب سازگاری بیشتر است. هرچه توافق میان دو نفر بیشتر باشد، آنان بیشتر به همدیگر علاقه مند خواهند شد. هنگام بروز اختلاف که در واقع ناشی از تفاوت هاست، طرفین می کوشند با تغییر وضعیت روانی خود، به تشابه و توافق نائل گردند. (رک. آذربایجانی، 1382: صص 261-256) تحقیقات نشان می دهد، همسانی به استمرار و استحکام پیوند نیز کمک می کند و نیز در مقابل، بررسی علل اختلافات زناشویی نشان می دهد که زوجین نوعی عدم تشابه در خصلت های مختلف از خود بروز می دهند. مطالعه ی درجه ی رضایت خانواده ها نیز، به همین نتایج منجر شده است. (رک. ساروخانی، 1370: صص69-68)

ملاک های گزینش همسر از دیدگاه اسلام

در تعالیم اسلام، هرچند برای نقش و اهمیت ملاک های فوق، توصیه هایی ارائه شده است ولیکن در مجموع آن ها پذیرفته شده و همچنین بر ملاک های دیگری نیز تأکید شده است. صفات مناسب برای همسر(زن)، بر اساس تعالیم اسلام به عبارت ذیل است:

الف)- صفات جسمانی؛ مانند سلامت، فرزندآوری[5]، دوشیزه بودن[6] و زیبایی های ظاهری مانند زیبایی چهره[7]، اندام[8] و موها[9]. البته رنگ پوست و نژاد به عنوان یک ملاک غالب و مسلط برای همسر مناسب، از نظر اسلام در نظر گرفته نشده است.[10]

ب)- صفات روان شناختی؛ از قبیل هوشمندی در حد مناسب[11]، صفات اخلاقی، حالات و رفتارهای مناسب مانند فروتنی در برابر همسر[12]، سهل گیری و نرم خویی[13]، امانت داری[14]، سپاسگزاری از همسر[15]، مهربانی و عشق به همسر و فرزندان[16]، تسلیم و همراهی در روابط جنسی[17]، صبر و بردباری در مشکلات می باشد. (سیوطی، 1404ق: ج1، ص152)

ج)- توانایی ها و ابعاد اقتصادی؛ مانند مهارت های ویژه در اداره خانه، کم بودن مهریه[18]، هزینه ازدواج و سایر مخارج شخصی[19] و یاری کردن مرد در مسائل زندگی[20].

د)- صفات دینی؛ که در اعتقاد به اموری مانند ایمان به خداوند و زندگی پس از مرگ[21]، دینداری[22]، تکیه و توکل بر خداوند در مشکلات زندگی باز می گردد. توصیه همسر به صبر[23]، تقوا و دوری از گناهان[24]، رعایت عفاف و پوشش شرعی[25] و دوستی و پیروی اولیای دین (ع)[26] ، برخی نمودهای عاطفی و رفتاری دینداری است.

ه )- شرایط اجتماعی و فرهنگی؛ که در این امور غالباً تشابه زوجین مورد نظر است. در برخی روایات توصیه شده است که با زنان برخی مناطق و اقوام ازدواج نکنید. (رک. حرعاملی، 1991: ج14، ص54) این روایات را می توان نوعی تأکید بر همسانی فرهنگی زن و شوهر دانست. تبیین دقیق تر آن است که این روایات به شرایط اجتماعی و فرهنگی مناطق فوق اشاره دارد که اخلاق و رفتارهای نامناسبی[27] را پرورش می دهد. در غیر این صورت، بر اساس تعالیم اسلام صرف زندگی در یک منطقه خاص یا تعلق به قومیت و ملیتی خاص، موجب برتری یا کهتری فرد نمی شود؛ بلکه پدیداری اقوام و نژادها، برای معارفه بیشتر انسان هاست. (حجرات، 13)

و)- ملاک های خانوادگی؛ خویشاوندی می تواند به عنوان یک ملاک مناسب برای همسرگزینی قرار گیرد؛[28] هرچند در برخی روایات، به اثر احتمالی و نامناسب چنین ازدواجی، اشاره شده است.[29] بنابراین، این ملاک نسبی است و انجام گرفتن چنین ازدواجی باید منوط به تحقق دیگر شرایط باشد. تعالیم اسلام بر مناسب بودن خانواده ی همسر بسیار تأکید دارد و اثرات خانواده ی زن و شوهر را بر فرزندان به عنوان یک رکن مهم در تربیت و پرورش آن ها در نظر می گیرد.[30] ازدواج با فردی که خود ویژگی های مناسبی دارد ولی اعضای خانواده او از صفات اخلاقی، باورهای دینی و رفتارهای مناسب برخوردار نیستند، به نحو آشکار نهی شده است.[31] تأثیر خانواده بر فرزندان چه از بعد وراثت و چه تربیت، مهمترین عامل شکل گیری شخصیت آن هاست.[32] از این رو، هرچند فرد می تواند با اراده و پشتکار تا حدودی بر این عوامل غلبه کند، ولی به علت اثرات عمیق و شدید این عوامل، اولیای دین (ع) به نحو موکّد توصیه می کنند که وضعیت خانوادگی فرد، به عنوان یک ملاک مهم در نظر گرفته شود. علاوه بر این، نحوه ی برخورد خانواده دختر با وی و برخورداری او از احترام و عزتمندی مناسب در میان اعضای خانواده، می تواند نشانه ای بر رفتار و صفات مناسب فرد باشد.[33]

ملاک های گزینش مرد

تعالیم اسلام برای گزینش یک مرد به عنوان همسر مناسب، علاوه بر ملاک های فوق، بر نکات دیگری نیز تأکید دارد که شامل موارد ذیل می شود:

- باورهای دینی مستحکم؛ به علت تأثیر بیشتر مرد بر زن در زندگی خانوادگی، برخورداری او از باورهای دینی و مذهبی مستحکم، بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است.[34]

- حسن خلق؛ اولیای دین(ع)، حسن خلق را به عنوان یک ملاک اساسی در مرد اعلام نموده و به طور آشکار توصیه می کنند که در صورت بداخلاقی فرد، ازدواج با وی صورت نگیرد.[35]

- تقوا و پرهیز از گناه[36]؛ دوری از گناهانی مانند روابط نامشروع جنسی[37] و شراب خواری[38]، از ملاک های اساسی یک همسر مناسب است.

- توانایی مرد در اداره خانواده[39]؛ اولیای دین (ع) توجه به ثروت و طبقه اجتماعی و اقتصادی بالاتر را صریحاً نهی کرده اند.[40]

- گشاده دستی و دوری از بخل[41]؛

- روابط مناسب با والدین[42]؛ بدیهی است کسی که نتواند والدین خود را که بالاترین خدمت و فداکاری را در حق او انجام داده اند، خشنود سازد، در برقراری رابطه با همسر و فرزندان نیز مشکل خواهد داشت.

کفویت

تعالیم اسلام در گزینش همسر، بر اصل کفو به معنای همتایی و همانندی تأکید دارد. به عبارت دیگر، بهتر است زن و مرد در ویژگی های مناسب برای ازدواج، مشابه و تقریباً همتا[43] باشند. کفویت که مورد تأکید اولیای دین (ع) قرار گرفته، با قاعده همسان همسری قابل تطبیق است. البته این همسانی بیشتر در مورد ایمان تأکید شده و زن و مرد را به سبب ایمان، همتای هم دانسته اند[44] و ملاک های قومی، طبقاتی و اقتصادی را در همتایی در نظر نمی گیرند.[45] بنابراین، در کنار برخورداری فرد از ویژگی های مناسب، همتایی زن و مرد یک ملاک مهم برای گزینش همسر است. پس از همانندی و تشابه زن و مرد در اصل ایمان و باورهای دینی، تشابه مراتب ایمان و ویژگی های اخلاقی، نیز باید مورد توجه قرار گیرد. این که گفته شده اگر حضرت علی(ع) نبود، همتا و همانندی برای ازدواج با حضرت زهرا (س) در میان انسان ها یافت نمی شد،[46] اشاره به همانندی در مراتب ایمان و اخلاق دارد. در تعبیری دیگر آمده است که برخی از مؤمنان، همتا و همسان هم هستند.[47] از این رو، صرف ایمان باعث همتایی دو نفر نمی شود و باید مراتب ایمان و ویژگی های اخلاقی را نیز در نظر گرفت. تصریح قرآن به تعلق افراد پاک و وارسته به افراد پاک[48]، دلیل دیگری بر همتایی زن و مرد در تقوا، دوری از گناهان و دینداری است. (طباطبایی، 1374: ج15، ص115)

اولویت بندی ملاک های مختلف

پس از بررسی ملاک های همسر مناسب، میزان اهمیت و نقش آن ها در گزینش همسر نیز باید بررسی شود. آنچه در مورد ملاک های همسر مناسب بیان شد، به صورت فهرستی از ملاک ها بود ولی نقش آن ها و اولویت بندی بین ملاک ها از جهت نظری نیز باید در نظر گرفته شود. پس از آن باید در مقام عمل و گزینش مصادیق، شرایط هر فرد واقتضائات محیط اجتماعی در نظر گرفته شود؛ زیرا معمولاً افراد از همه ی ویژگی های مناسب یا از حد مناسبی از آن ها برخوردار نیستند. در این موقعیت، فرد دچار تعارض و مشکل در تصمیم گیری می شود.

ملاک های نظری که مطرح گردید، در یک مرتبه نیستند، بعضی از آن ها در همة شرایط و در هر زمان و مکان جاری و برخورداری از آن ها ضروری است که به آن ها ملاک های مطلق گویند و دیگر ملاک ها بر حسب شرایط زمانی و مکانی قابل تغییر و بازنگری است که به آن ها ملاک های نسبی گویند.

الف)- ملاک های مطلق

1)- ایمان

ایمان و باورهای دینی صحیح و در حد مناسب مهمترین ویژگی لازم برای همسر محسوب می شود. این شرط اساسی ترین ملاک مطلق است که در همه شرایط زمانی و مکانی، برای یک همسر مناسب ضروری می باشد. بنابراین، اگر فردی از ایمان و باورهای دینی در حد مناسب برخوردار نباشد، فاقد شرایط محسوب می شود؛ هرچند ویژگی های دیگر را در حد مناسب دارا باشد. کلمات اولیای دین (ع)[49] و آیات قرآن[50]، بر مطلق بودن شرط ایمان تصریح دارد: «زنان مشرک را تا ایمان نیاورده اند، به زنی مگیرید و کنیز مؤمن بهتر از آزاد زن مشرک است. هرچند زیبایی او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرک تا ایمان نیاورده اند، زن مؤمن ندهید و برده ی مؤمن بهتر از مرد آزاد مشرک است. هرچند شما را به شگفت آورد، آنان شما را به سوی آتش فرا می خوانند....» (بقره،221)

بر اساس مضمون این آیه، ازدواج با افراد بی ایمان، فرد را از سعادت اخروی باز می دارد. بنابراین، چنین ازدواجی نباید صورت گیرد. نکته مهم در آیه مذکور آن است که حتی اگر با فردی از پایین ترین طبقات اجتماعی یعنی بردگان که نه تنها هیچ دارایی ندارند بلکه خود متعلق به فرد دیگری هستند، ازدواج صورت پذیرد، بهتر است تا با فرد آزادی که ایمان و باورهای دینی مستحکمی ندارد. امام باقر (ع) فرمود: «سزاوار نیست، مسلمان با غیر مسلمان ازدواج کند» ایشان حرمت این عمل را به آیة «و لا تمسکوا بعصم الکوافر»، استناد دادند. (کلینی، 1992: ج5، ص 358) صاحب نظران علوم اسلامی نیز بر اساس ادلة فوق، ایمان و باور دینی را شرط لازم برای همسر می دانند. (نجفی، 1362: ج30، ص93) ایمان و باورهای دینی، به عنوان یک نگرش اصلی و محوری به طور مستقیم و غیر مستقیم بر همه ی ابعاد شخصیت فرد، مانند هدف زندگی، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زندگی، دیدگاه های فرد نسبت به شغل، ازدواج، تحصیل و حتی جنبه های جزیی تری، از قبیل تفریحات، علائق و ترجیحات رفتاری در زندگی اثرگذار است. (آذربایجانی، 1382: ص162) به جهات فوق تعالیم اسلام بر ملاک ایمان، بیشترین تأکید را دارد.

علاوه بر ایمان، تقوا نیز یکی از شرایط لازم و ضروری، جهت انتخاب همسر محسوب می شود. برخورداری از تقوا[51] در حدی است که همسر از گناهانی مانند زنا[52] و شرابخواری[53] دوری کرده و به طور علنی و آشکار مرتکب گناه نشود.[54] این ملاک نیز مطلق محسوب می شود و در صورتی که روشن شود، فرد مورد نظر فاقد چنین تقوایی است، انتخاب وی انتخاب مناسبی نخواهد بود.

2)- حسن خلق

مقصود از حسن خلق، رفتارها و تعامل های مناسب در زندگی، سازگاری و مدارا با افراد است.[55] اساس زندگی زناشویی، سازگاری، تفاهم و همکاری است که این امور فقط در پرتو حسن خلق فراهم می شود.[56] حسن خلق نیز به عنوان یک شرط لازم و ملاک مطلق برای همسر مناسب است که در همة شرایط زمانی و مکانی باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، اگر فردی از حسن خلق در حد مناسب برخوردار نباشد، فاقد شرایط لازم محسوب می شود. به همین جهت، اولیای دین (ع)، صریحاً از ازدواج با افراد بدخلق را نهی کرده اند. (حر عاملی، 1991م.: ج14، ص54)

قابل توجه است که اگر در موقعیتی پس از ازدواج روشن شود که زن یا مرد ناسازگار و بدخلق است، نحوه ی برخورد با موضوع، متفاوت از مرحله ی گزینش همسر است. در این شرایط، اگر بدخُلقی به ناسازگاری شدید بین زن و مرد منجر شود، ادامه ی چنین زندگی مناسب نیست.[57] اما اگر بدخلقی در حد پایین تر و در برخی شرایط، روی دهد، صبر و مدارا و ادامه ی زندگی خانوادگی، بهترین شیوة مواجهه با مشکل است. روایاتی که به ثواب صبر و تحمل مرد یا زن در برابر بدخلقی همسر اشاره کرده است،[58] نیز مربوط به چنین شرایطی است. در غیر این صورت، اگر از ابتدا روشن شود که فردی بدخُلق است، دست کم چنین ازدواجی به دلیل عدم برخورداری یکی از شرایط لازم همسر، مناسب نیست. همچنین به دلیل این که حسن خلق یکی از ارکان مهم ایمان است[59]، بداخلاقی فرد نشانه ای از ضعف ایمان او نیز محسوب می شود و درجات ایمان افراد به حسن خلق آن ها مربوط می شود.[60] حسن خلق در خانواده نیز از ملاک های دینداری و کمال افراد محسوب می شود.[61] بنابراین، بداخلاقی موجب می شود، فرد در ویژگی ایمان نیز ناقص باشد.

3)- سلامت جسمانی و روانی

اگر فرد به بیماری جسمی لاعلاج یا بیماری روانی شدید دچار باشد، گزینش وی به عنوان همسر، مناسب نیست؛ زیرا چنین ازدواجی کارکردها و اهداف مورد نظر را تأمین نخواهد کرد. به همین جهت فقها در مواردی از نقصان جسمانی و روانی، ازدواج را فسخ شده اعلام می کنند.[62]

لازم به تذکر است که پس از آگاهی از برخورداری فرد از ایمان، تقوا و حسن خلق در حد مطلوب، رد کردن ازدواج بدون دلیل عرفی یا عقلی موجّه، ممکن است موجب بروز مشکلات اخلاقی در بعد فردی و اجتماعی شود. به همین جهت در کلمات اولیای دین (ع) آمده است: «وقتی خواستگاری پیدا شد که اخلاق و دینداری او را می پسندید، زمینه ازدواج با وی را فراهم کنید؛ در غیر این صورت فتنه و فسادی بزرگ زمین را فرا خواهد گرفت.[63]»

ب)- ملاک های نسبی

به غیر از این چهار صفت، سایر ملاک های اعلام شده، نسبی محسوب می شود. بدین معنا که با توجه به سایر ملاک ها، بود و نبود یا ضعف و قوتشان و موقعیت های زمانی و مکانی مختلف باید، آن ها را در نظر گرفت.

ملاک هایی که در گزینش همسر به طور نسبی باید در نظر گرفته شوند، عبارتند از:

1)- زیبایی و جذابیت ظاهری

زیبایی یکی از ملاک های مهم در پیوند ازدواج و استمرار آن است. حصول میل و علاقه متقابل و برطرف شدن نیازهای جنسی، مبتنی بر احساس زیبایی زن و مرد نسبت به یکدیگر است. جذابیت و کشش زیبایی، یک خصوصیت طبیعی است که در متون اسلامی شواهدی بر آن وجود دارد: «خداوند زیباست، زیبایی را دوست دارد...»[64] و «خوبی را نزد خوبرویان بجوئید، زیرا اعمال و رفتار آنان برای نیکویی شایسته تر است.»[65] اگر در ازدواج میل و علاقه وجود نداشته باشد، زمینة نارضایتی خانوادگی از ابتدا فراهم می شود. به همین جهت، علاقه و میل فردی که قصد ازدواج دارد، بسیار حائز اهمیت است و حتی بر میل و نظر والدین ترجیح دارد.[66] تأکید اولیای دین (ع) بر این پدیده روان شناختی یعنی گرایش عاطفی به طرف مقابل در زن[67] و مرد[68] در راستای تأمین اهداف مهم ازدواج از قبیل، حصول دوستی و عواطف شدید[69] بین زن و مرد و حمایت روانی[70] آن ها از یکدیگر است. بنابراین، توجه به زیبایی و جذابیت ظاهری، زمینة اساسی میل و علاقه ی دو طرف به یکدیگر را که ملاک مهم دیگری برای گزینش همسر است، فراهم می سازد. به همین جهت، بر اساس تعالیم اسلام، نگاه به چهره و اندام فرد مورد نظر، برای ازدواج در صورتی که قصد لذّتی در آن نباشد، نه تنها مجاز شناخته شده[71] بلکه مورد تأکید قرار گرفته است؛[72] زیرا این امر، زمینة استمرار عواطف مثبت بین زن و شوهر را فراهم می سازد.[73]نکته حائز توجه آن است که زیبایی و جذابیت مرد یا زن، باید نسبت به یکدیگر در نظر گرفته شود؛ زیرا زیبایی یک امر نسبی است و وابسته به سلایق اشخاص؛ از این رو، بهتر است زن و مرد در نظر یکدیگر از جاذبیت لازم برخوردار باشند، هرچند در نظر افراد دیگر، زیبا به نظر نرسند.

2)- فرزند آوری

از دیدگاه اسلام هرچند جذابیت ظاهری حائز اهمیت است لیکن برخی ملاک های دیگر مانند دینداری و فرزندآوری بر آن ترجیح دارد. بنابراین، اگر معلوم شود که فردی فرزندآور نیست، هرچند زیبا باشد، از شرایط قابل قبول برخوردار نخواهد بود.[74]همچنین اگر کسی فقط با تأکید و توجه به زیبایی فردی با او ازدواج کند، ممکن است نه تنها از زیبایی بلکه از صفات دیگری مانند دینداری وی محروم شود.[75] فرزند آوری به عنوان یک ملاک مهم در ازدواج، نقص در جذابیت ظاهری را جبران می کند؛[76] در حالی که در صورت نقص در فرزندآوری، فرد از شرایط لازم برخوردار نیست؛ هرچند دارای جذابیت ظاهری و کمال دینی باشد.[77] توجه صرف به ثروت نیز فرد را از جنبه های دیگر محروم می کند؛ در حالی که اگر تزویج بر اساس دینداری صورت پذیرد، زیبایی و ثروت نیز از جانب خداوند تأمین خواهد شد.[78] از آن جا که یکی از اهداف مهم ازدواج، تولید و پرورش فرزند است و از نیاز مهم روانی انسان ها تعلق و پیوستگی خصوصاً با فرزند است. (رک. مزلو، 1367: ص79) فرزندآوری به عنوان یک ویژگی مهم همسر مناسب در نظر گرفته شده است. البته در موارد نادری، پیش از ازدواج، می توان ناباروری مرد یا زن را تشخیص داد.

3)- کفویت

کفویت مشابه مفهوم همسان همسری در جامعه شناسی خانواده است. همچنان که همسان همسری دارای جنبه های متعدد است، مفهوم کفو نیز امری نسبی است و دارای مراتب متعدد است. بنابراین باید همتایی دو نفر، در جمع بندی همة ملاک ها در نظر گرفته شود. ممکن است فردی نسبت به همسرش در جنبه هایی بالاتر باشد، در حالی که همسر وی در جنبه های دیگری از او بالاتر است. در این رابطه به بعضی از کلمات اولیای دین (ع) اشاره می شود:

همتا و هم شأن به این است که فرد پاکدامن باشد و زندگی با او همراه با آسایش باشد.[79]

فردی در نامه ای به امام جواد (ع) اعلام می کند که من مثل و همانندی برای ازدواج با دخترانم نیافته ام. امام جواد(ع) در جواب او می فرماید که در مورد نیافتن مثل و مانند، فکر و توجه زیاد نکند بلکه اگر از اخلاق و دینداری خواستگاران رضایت داشت، دختران را به همسری آنان درآورد وگرنه فتنه و فساد بزرگ در زمین ایجاد می شود. (همان، ص373)

امام رضا(ع) نیز می فرمایند: «اگر ما می خواستیم اعضای خانواده خود را به افرادی که کاملاً همتا و هم شأن ما باشند، همسر دهیم، بدون همسر می ماندند...». (همان، ج75، ص 367) از مجموع این سه روایت روشن می شود که همتایی در ازدواج امری نسبی است و لازم است در برخی شرایط زمانی و مکانی از آن صرف نظر شود.

از این رو، اگر فرد داوطلب ازدواج، از ملاک های مطلق، از قبیل اخلاق و سلامت روان برخوردار بود، مناسب نیست که اصل ازدواج را به عنوان یک سنت مهم پیامبران الهی، به دلیل فراهم نبودن شخص همانند ترک نمود. از این جهت، با وجود این که همسران ائمه(ع) و پیامبر(ص) همتا و کفو آن ها نبودند، این امر باعث نشد که ائمه اطهار(ع) از ازدواج با آن ها خودداری کنند. (نک. قمی، 1370: ج1 ؛ ج2)

به نظر می رسد، جمله ای که در مورد حضرت فاطمه(ع) گفته شده است که اگر حضرت علی(ع) نبود، همتا و همانندی برای ازدواج با حضرت زهرا(س)، در میان انسان ها یافت نمی شد، اشاره به این واقعیت دارد که غیر از علی(ع) کسی همتای ایشان نبود. (حر عاملی،1991م.: ج14، ص49) و ممکن بود در غیر این صورت ازدواج ایشان مانند ازدواج بسیاری از فرزندان ائمه (ع) با همتای خود نباشد. بنابراین نمی توان گفت که ایشان به دلیل نبودن کفو و همتا، ازدواج نمی کرد. البته، لازم به ذکر است که خاندان پیامبر(ص) و معصومان دارای اختصاصاتی از جمله در ازدواج می باشند[80] که در این موارد نمی توان ایشان را با انسان های دیگر و شرایط عادی و طبیعی مقایسه کرد. در مقام تفسیر حدیث مذکور، دو تفسیر دیگر نیز بیان شده است که هر دو قابل نقض هستند:

الف)- «از آن جا که مرد بر زن استیلا دارد و از طرف دیگر غیرمعصوم بر معصوم استیلا ندارد»، لذا حضرت زهرا (ع) نمی توانستند با غیرمعصوم ازدواج کنند. بنابراین، تنها گزینه ایشان برای ازدواج حضرت علی(ع) بود.

این تبیین مورد تردید است؛ زیرا استیلا و به تعبیری قوّامیت مرد بر زن در خانواده، در محدوده ی وظایف خانوادگی است نه در همه ابعاد و رفتارهای زندگی. بنابراین اشکالی ندارد که زن معصومی به همسری مرد غیرمعصوم درآید. با این وجود به وظایف دینی و شرعی خود عمل کند. آسیه یکی از زنان الگو برای اهل ایمان بود که دعا کرد خداوند خانه ای در بهشت برای او بنا کند و او را از دست فرعون و رفتارهایش نجات دهد (رک. تحریم، 11). به همین جهت، زن معصوم می تواند به همسری غیرمعصوم درآید و در شرایطی ویژه نیز شهادت در راه خدا را برگزیند و هیچ گاه دست به رفتار خلافی نزند.

ب)- «فلسفه ازدواج حضرت زهرا (س)، ایجاد پاک ترین نسل بود و به همین جهت باید با بهترین فرد ازدواج می کرد تا والاترین فرزندان تربیت شوند.»

در نقد این بیان قابل ذکر است که به طور قطع مقام حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (ع) از مقام فرزندانشان بالاتر است؛ با این وجود والدین حضرت علی (ع) و مادر حضرت زهرا (س)، به ظاهر معصوم نبودند، هرچند از مقام بسیار والایی برخوردار بودند. همچنین والدین پیامبر (ص) که بزرگ ترین شخصیت عالم انسانی می باشد، معصوم نبودند. علاوه بر این، مادران همه ائمه (ع) به استثنای امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در ظاهر معصوم نبودند، ولی شخصیت بسیار والای آن ها، برای ایجاد نسلی پاک که به مقام ولایت، حجیت و انسان کامل رسیده اند، کافی بود. بنابراین، ایجاد نسل پاک، مشروط به صفت عصمت، به ویژه آن چه در چهارده معصوم (علیهم السلام) بود، نمی باشد. به همین جهت تبیین دوم نیز مورد تردید است یا دست کم قابل اثبات نیست و نقض هایی بر آن وارد می شود.

در هر صورت، همان گونه که گفته شد، معصومان (ع) اختصاصاتی از جمله در ازدواج دارند، ولی سنت و سیره همه آن بزرگان انجام ازدواج بود. از این رو، اظهارنظر در مورد ازدواج حضرت زهرا (ع) باید با تأمل بیشتری صورت گیرد. شاهد بر این امر، کلامی از رسول خدا (ص) است که فرمود: «من در میان شما و مانند شما ازدواج می کنم ولی ازدواج فاطمه (ع)، امری الهی است و مطابق دستور از آسمان انجام شده است.» (حر عاملی، 1991م: ج 14، ص 49، ح 5)

به همین جهت، طبق روایات وقتی زنی به بهانه رشد معنوی از ازدواج سربازمی زند، امام صادق (ع) به او می فرماید: «دست از این شیوه بردار، زیرا اگر قرار بود کسی به این عذر، ازدواج نکند، زنی اولی تر از حضرت زهرا(س) نبود.» (همان، ص117، باب 84) همچنین رسول خدا (ص) زنان را از این که به دلیل امور معنوی (که شاید مهم ترین توجیه باشد) از ازدواج سرباززنند، نهی نموده است. (همان)

در مجموع بر اساس تعالیم اسلام و برخی آیات قرآن کریم،[81] اصل حاکم، انجام ازدواج در صورت تحقق شرایط لازم مانند ایمان است و نبود سایر ویژگی ها نباید مانع انجام ازدواج شود.[82]

همسانی زن و مرد در امور فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هرچند به سازگاری بیشتر آنان کمک می کند ولی نمی توان این امر را به عنوان ملاک لازم و قطعی در همة شرایط زمانی و مکانی برای همسر مناسب در نظر گرفت. آیات قرآن،[83] کلمات معصومان[84] (ع) و سیره ی عملی اولیای دین (ع) در ازدواج[85]، حاکی از این امر است که این ملاک نمی تواند جهت ترجیح افراد بکار رود. به عنوان نمونه، وقتی امام سجاد(ع) با زنی از بنی شیبان ازدواج می کند، یکی از اصحاب، به جهت تعلق زن به آن قبیله و ناشناس نبودنش اظهار خرسندی می کند. امام (ع) به او می فرماید: «تو را صاحب نظرتر از این حساب می کردم. خداوند به وسیله اسلام، پایین را بالا برد، ناقص را کامل کرد و افراد پایین جامعه را کرامت بخشید. مسلمان پست نیست. پستی، پستی جاهلیت است.» (همان، ص372) و «پیامبر(ص)، سیاه فقیر را به تزویج زن قریشی بسیار ثروتمند درآورد و فرمود: «من برای آسان شدن ازدواج ها چنین کردم. شیوه عمل رسول خدا(ص) را سنّت و رسم خودتان قرار دهید و بدانید که گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست...» (مجلسی، 1983م: ج22، صص 437 ؛ 265)

تشابه زن و مرد در امور روان شناختی، از قبیل هوش، عواطف، تحصیلات و نگرش ها، در ضمن ملاک کفویت قرار می گیرد. زیرا این امور در پیوند دو نفر، استحکام و استمرار پیوند آن ها بسیار اثرگذار است. البته تشابه در این امور مانند ملاک کفویت، امری نسبی است و صرف نبود یا نقص در آن ها فرد را فاقد شرایط لازم نمی کند. در این مورد، باید شرایط زمانی و مکانی و شخصیت افراد داوطلب ازدواج در نظر گرفته شود. بدیهی است هرچه تشابه بیشتر باشد، فرد مورد نظر از شرایط بهتری برخوردار خواهد بود.

در میان صفات نسبی، مهمترینشان توجه به همسانی و تشابه زن و مرد است که از میان آن ها جنبه های روان شناختی افراد که در سازگاری و رضایت زناشویی بیشتر مؤثر است، باید ترجیح داده شود. این موارد عبارتند از: رفتار و شیوه ی برخورد در خانواده، نگرش های مربوط به زندگی خانوادگی، مانند فرزندپروری، مهار و تعدیل عواطف. در فرآیند گزینش همسر، پس از شناخت ملاک های لازم، تطبیق آن ها بر فرد مورد نظر، امری مهم و بسیار دشوار است. به طور کلی دو اصل مهم در فرآیند گزینش همسر، باید رعایت شود:

اول؛ شناخت شرایط لازم و سایر ویژگی های همسر مناسب و در مقابل صفات، حالات و رفتارهای مخل زندگی زناشویی خشنودکننده.

دوم؛ سعی در کسب اطلاعات لازم و کافی از فرد داوطلب ازدواج. بدین منظور با تحقیق در مورد ویژگی های فرد مورد نظر از محل تحصیل، کار و زندگی و در مورد خانواده او، از بخش مهمی از شخصیت فرد می توان اطلاع یافت. به علاوه، با برگزاری چند جلسه ملاقات و توجه به گفتار و سایر حالات غیر کلامی فرد، اطلاعات لازم برای تصمیم گیری به دست خواهد آمد. به نظر می رسد، هر چه دختر و پسر در فرآیند گزینش همسر به این دو اصل بیشتر پایبند باشند، انتخاب آن ها مناسب تر خواهد بود.

آن چه در مورد ملاک های ازدواج گفته شد، مبتنی بر جهان بینی اسلام است. از آن جا که اسلام، تأمین نیازهای عاطفی و جنسی، تولید و پرورش فرزندان صالح، حفظ افراد از آلودگی ها و تکامل اخلاقی و معنوی را از اهداف اساسی ازدواج می داند، ملاک های همسر مناسب را نیز در راستای تأمین همین اهداف در نظر می گیرد. از این رو، فردی که جهان بینی مادی دارد یا از باورهای دینی ضعیف برخوردار است، ممکن است، ملاک های مادی از جمله جذابیت ظاهری و شرایط اقتصادی را به عنوان اصلی ترین معیارها قرار دهد.

همچنین، اهدافی که برای ازدواج بیان شد، مربوط به غالب ازدواج ها، به ویژه ازدواج اول افراد است. تعداد اندکی از ازدواج ها نیز ممکن است، برای تأمین برخی اهداف دیگر صورت پذیرد. مثلاً فردی که همسر خود را از دست داده و دارای چند فرزند است، در ازدواج دوم دیگر توجهی به باروری فرد ندارد و ممکن است با فردی نابارور ازدواج کند و نیز در ازدواج هایی که گاه اهدافی کوتاه مدت برای آن ها در نظر گرفته شده، فقط به ملاک هایی مطلق و ضروری توجه می شود.

ارتباط بین فعالیت فیزیکی و کاهش بیماریها
ورزش های ضد استرس برای بهتر شدن وضعیت روانی و احساسی افراد
ورزش های مخصوص افراد مبتلا به بیماران قلبی و دیابت
ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به آلزایمر
ورزش و بیماری های قلبی و استخوانی
چطور میزان فعالیت فیزیکی خود را ارتقاء دهیم؟
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

ژن درمانی از درمان بیماری ها تا بهسازی نژادی و استفاده بعنوان یک سلاح

دیابت از شناخت علائم تا درمان و راههای پیشگیری

حقایقی در باره ایدز و لزوم آموش جنسی

ایجاد تعادل در بیماران مبتلا به ام اس

سرطان سینه و تمامی گفتنی های آن

نقش نانو تکنولوژی در پزشکی وسلامت عمومی

نقش مردان در زمینه بهداشت باروری همسران
تمرینات ورزشی در دوران حاملگی و قبل از زایمان
کاهش مرگ و میر زنان باردار با برنامه مادری ایمن
مادران شاغل و نگهداری کودکان
بررسی اثرات کافئین بر بدن
عوارض شیرین کنندههای بدون کالری
فست فود زیر ذره بین کارشناسان حوزه سلامت
ویژگی های ظروف آشپزی و اثر آن در پخت غذا

ظروف یک ‌بار مصرف ومشکلات آن بر سلامت
اثرات امواج تلفن همراه بر سلامت افراد
کنترل آلاینده ها از طریق فن اوری نانو تکنولوژی
اثر شن‌های روان یا غبار غلیظ بر سلامت انسان

آثار جانبی تشعشع لامپ های کم مصرف بر چشم و پوست

پیامدها و راهکارهای جلوگیری از تخلفات موتورسواران

آمادگی سازمانهای غیر دولتی در حوادث و بلایا

آمادگی ملی و سازمانی در مقابله با زلزله و مدیریت بحران

آمادگی ملی در مقابله با زلزله

راهکارهای پیشگیری از پیامد های سیل

سلامت روان کودکان در بلایا طبیعی

ابزارهای مورد نیاز بیمه سلامت

اثرات هدفمندسازی یارانه ها در حوزه سلامت

ارتقای کیفیت خدمات سلامت از منابع مالی یارانه ها

اصلاح ساختار نظام جامع مدیریتی اقتصادی بیمارستان

اقدامات اساسی در تخصیص منابع در نظام سلامت

بررسی مشکلات برنامه پزشک خانواده

بیمه سلامت و نقش بیمه های مکمل بر آن

تاثیر بیمه های مکمل بر قشرهای آسیب پذیر

توزیع عادلانه خدمات بهداشتی در ﺳﻴـﺴﺘﻢ ﻧﻈـﺎم ﺳـﻼﻣﺖ ﻛﺸﻮر

دریافت پول از بیمار بصورت مستقیم (یک خطای پزشکی)

راهکارهای اجرایی جهت اصلاح الگوی مصرف در بیمارستانها

راهکارهای قانونی و فرهنگی در مدیریت مصرف انرژی در سازمانها ، ادارات و مراکز پزشکی

رسانه ها در الگوی مصرف جامعه چه نقشی دارند؟

عوامل مؤثر بر قاچاق کالا

مدیریت انرژی در مراکز بیمارستانی

آیا آمادگی ازدواج کردن را دارم؟


http://maktoobshop.com/


پرده اول

« ... ها خانم جان ... یه بخت خیلی خوب تو فالت می بینم. کف دستت می گه که ماشااللّه وضع مالیش خیلی خیلی خوبه».

«جان تو، ته فنجونت یه چیزی شبیه ظرف عسل می بینم ... چه قدرم یارو شکیله ... اِ اِ ... اینم شبیه بند کراوات می مونه ... به سلامتی».

«حرکت ضربان قلبت و تأثیرش روی گردن بند، نشون می ده که ان شاءاللّه تا چند ماه دیگه داماد می شی ... ظاهراً عروس خانم یه دختر رعنای خوش قد و بالاست! ...».

پرده دوم

آمارها، درد دل ها، جنگ ها و اعصاب خردکنی ها نیز حرف هایی برای گفتن دارند؛ بیشتر از حرف های رمّال ها، فال قهوه چی ها، کولی ها و ... .

برای خیلی ها هنوز عصر شاهزادگان زیبای سوار بر اسب سفید از سرزمین رؤیاها تمام نشده است. امّا خیلی ها هم دیدگاه کاملاً متفاوتی از ازدواج پیدا کرده اند؛ امّا آنچه درست است، این است که تنها کسانی می توانند از ازدواج، تعریف درستی داشته باشند که آن را به راستی تجربه کرده باشند.

دختر جوانی اقرار می کند: «ما تصوّر خیلی اشتباهی در مورد ازدواج داشتیم؛ فکر می کردیم هر وقت دلمان بخواهد می آییم خانه و هر وقت دلمان بخواهد می رویم بیرون. هر کاری که دوست داشته باشیم می توانیم بکنیم، مثلاً اگر دلمان خواست ظرف ها را می شوییم، دلمان نخواست نمی شوییم؛ ولی زندگی این شکلی نیست».

بسیاری از جوانان، تصوّر صحیحی از ازدواج ندارند و این، نشانه عدم بلوغ ایشان است. زندگی زناشویی، زندگی خیالی و وهم آوری است با آرزوهایی که تاکنون به آن دست نیافته اند.

بعضی از جوانان صرفاً می خواهند از اوضاع نامناسب حاکم در منزل، مدرسه یا محیط زندگی خود خلاص شوند.

دختری به نامزد خود چنین می گفت: «اگر بدانی چه قدر خوش حالم که داریم ازدواج می کنیم. دیگر لازم نیست برای چیزی تصمیم گیری کنیم».

مریم هم حرف های جالبی برای گفتن داشت. با او در دادگاه خانواده آشنا شدم؛ یکی از صدها مراجعه کننده ای که برای طلاق به دادگاه می آیند و حرف هایی می زنند که بوی هزاران سال تجربه می دهد.

او می گوید: «مهمترین دلیلم برای ازدواج، فرار کردن از محیط خانواده بود و راه بهتری سراغ نداشتم. مادر و پدرم از هم جدا شده بودند و چهار سال بود که با پدر و نامادری ام زندگی می کردم. اعتیاد برادر بزرگ ترم هم مزید بر علت شده بود که هر روز در خانه دعوا، جر و بحث و کتک کاری باشد. شانزده سال بیشتر نداشتم که با آرش آشنا شدم و یک سال بعد تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم. آن زمان فکر می کردم که قرار است از جهنم خانه پدر، به بهشت خانه همسر قدم بگذارم؛ امّا حالا بعد از سه سال متوجه شدم که چه قدر اشتباه کردم. ای کاش راه مناسب تری برای مشکلات زندگی ام انتخاب می کردم!».

زندگی زناشویی، نه یک زندگی خیالی است و نه حلّال مشکلات. بعد از ازدواج، مشکلات جدید، سر باز خواهد زد که شخص حتی تصوّر آن را نیز به ذهن خود راه نمی داد.

لیلی می گوید: «همه لذّت زندگی همان یک سال اول است؛ امّا پس از آن، گویی از خواب بلند شوی و یا از عرش، تو را به زمین بیاورند و وادارت کنند که روی زمین سخت راه بروی. این اوضاع، وقتی بدتر شد که من در بیست سالگی، مادر بودن را تجربه کردم. بعضی از وقت ها همه چیز از کنترلم خارج می شد، به طوری که فقط می نشستم و ساعت ها گریه می کردم!».

بسیاری از جوانان نیز انتظاری از رابطه جنسی دارند که واقع بینانه نیست. بسیاری از اوقات، احساسات جوانی، افکار شخص را مخدوش می نماید و مانع می گردد که وی به ضعف های همسر آینده خود پی ببرد.

برای انجام دادن وظایفم آمادگی ندارم!

عروس جوانی می گوید: «اوایل، همه چیز خوب بود؛ امّا حالا همسرم فکر می کند، همان قدر که اهمیت دارد وقتش را با من صرف کند باید با دوست هایش هم صرف کند ... او از هیچ کدام از کارهای دوران مجردی اش دست برنداشته و هنوز هفته ای یک بار با دوستانش ـ که همگی هم مجرد هستند ـ به گردش و تفریح می روند و گاهی شب ها هم نمی آیند. او مسئولیت یک مرد متأهل را نمی فهمد و اصلاً از عهده وظایفش برنمی آید. فکر می کردم من تنها شخص زندگی او خواهم بود، امّا فریب خوردم».

متأسفانه امثال این وقایع، نشانگر تصوّر غلطی است که در میان مردان مجرد که بدون آمادگی کامل ازدواج می کنند وجود دارد. آنان فکر می کنند که اکنون به عنوان یک شوهر می توانند به نوع زندگی ای که در حالت تجرّد داشته اند، ادامه دهند.

در مورد کار طاقت فرسا و حمایت مالی از خانواده چه می توان گفت؟ پویا هم حرف های جالبی برای گفتن دارد: «یادم می آید وقتی اوّلین کارم را پیدا کردم باید هر روز ساعت پنج صبح از خواب بیدار می شدم، تا ساعت هفت، به موقع سر کارم حاضر باشم. بعد از یک مدت با خودم فکر کردم که چه کار مشکلی دارم. این در حالی بود که وقتی به خانه برمی گشتم، شادی اصلاً مرا درک نمی کرد و هیچ چیزی مطابق میلم نبود. شادی، دختر خاله ام بود. وقتی با او ازدواج می کردم، درهای خوش بختی را به روی خود باز می دیدم؛ امّا حالا آرزوی دوران تجردم را دارم».

مراد می گوید: «وقتی مجرد هستی، هر کاری که دلت بخواهد می توانی انجام بدهی؛ نه وظیفه ای، نه پول درآوردنی. هر وقت دلت می خواست بلند می شدی، سر کار می رفتی و اگر هم کاری نبود با پول توجیبی ای که از پدر می گرفتی، زندگی ات می چرخید؛ امّا حالا ... من نمی فهمم که اصلاً چرا باید من خرج همسرم را بدهم؟!».

آرزوی نوزده ساله به یکی از مشکلات عمومی عروسان جوان اشاره می کند: «تلویزیون تماشا کردن و خوابیدن را به تمیز کردن خانه و درست کردن غذا ترجیح می دهم. وقتی مهمانی به خانه ما می آید، می خواهم از خجالت آب شوم. خانه پدر و مادرم و پدرشوهر و مادرشوهرم همیشه تمیز و مرتب است؛ امّا خانه و زندگی من، همیشه نامرتب است. بهتر است از آشپزی ام چیزی نگویم که افتضاح است. همیشه یا غذا را می سوزانم یا خودم را. یک بار هم کم بود سر از بیمارستان دربیاورم. وقتی یادم می آید که دوران مجردی ام چه طور همه چیز، حاضر و آماده بود و همه وظیفه من به رفتن مدرسه خلاصه می شد، گریه ام می گیرد».

ستاره بیست ساله می گوید: «سال اول زندگی به طور غیر منتظره ای صاحب فرزند شدم. کارهای خانه، ضعف جسمی، نگه داری بچه و بی مسئولیتی همسرم، همه چیز را به شکل کابوسی درآورده بود. دختر که بودم تصور اشتباهی از بچه داشتم؛ فکر می کردم شبیه عروسک بازی است، هر وقت دلت بخواهد با او بازی می کنی و هر وقت نخواستی کنارش می گذاری؛ امّا حالا وقتی مجبورم شب ها هر یک ساعت از صدای گریه اش از خواب بلند شوم و برایش شیر درست کنم یا پوشاکش را عوض کنم، به فکر ابلهانه ام خنده ام می گیرد. یک سال است که آرزوی یک خواب راحت را در دل می پرورانم».

بعضی از عروسان جوان هم تلویزیون را هووی خود معرفی می کنند. آنان از در دسترس نبودن همسرشان گله مند هستند و می گویند: وقتی هم که از سر کار می آیند، جلوی تلویزیون می نشینند و سریال می بینند و تا نصف شب هم برنامه نود و فوتبال تماشا می کنند!

با مشکلات مالی چگونه کنار بیاییم؟

مشکلات مالی، عامل دیگری است که موجب اختلافات در زندگی زناشویی زوج های جوان می شود. چهل و هشت زوج جوان که سن آنان هنوز به بیست سال نرسیده بود، سه ماه بعد از ازدواجشان اقرار کردند که بزرگ ترین مشکلشان در زندگی، پرداخت «مخارج خانواده بر طبق درآمدشان» بوده است. بعد از حدود سه سال، از سی و هفت درصد از این زوج ها همین سؤال دوباره پرسیده شد. بزرگ ترین مشکل آنان همچنان مشکل مالی بود و اضطراب آنان از این مسئله حتی بیشتر هم شده بود.

آرش می گوید: «زندگی چه لذتی دارد وقتی آدم، هیچ وقت پول ندارد تا چیزهایی را که می خرد راضی اش کند»؟ وقتی مقدار کمی درآمد داری و آن قدر هزینه های جورواجور، که پول حتی به نیمه ماه هم کفایت نمی کند، ممکن است کلی جر و بحث و ناراحتی به وجود بیاید».

متأسفانه در کشور ما، قشر نوجوان و جوان، بالاترین نسبت بی کاری و کمترین میزان درآمد را دارا هستند. برای همین، مشکل مالی در صدر مشکلات جوانان قرار دارد.

علی می گوید: «مدتی بعد از شروع زندگی، متوجه شدیم که دخل و خرجمان با هم نمی خواند و هر چه می دویدم، آخر برج، کم می آوردم. تصمیم گرفتم تا با رفتن به خانه پدرم و مادرم و زندگی در طبقه دوم خانه آنها اجاره خانه را از سایر هزینه های زندگی ام کم کنم که این، شروع ماجراهای دیگر بود. همسرم که از اول هم با این قضیه موافق نبود، بنای ناسازگاری با مادرشوهرش را گذاشت. کار به جایی رسیده بود که سر کوچک ترین چیزی جر و بحث سر می گرفت و کلی اعصاب خردکنی به وجود می آمد».

از سویی بالا رفتن سطح توقعات و آنچه جوانان، ایده آل خود می پندارند، تلاش و جدیت بیشتری می خواهد. اغلب جوانان در ابتدای زندگی می خواهند صاحب همه آن چیزهایی بشوند که پدر و مادرهایشان در ظرف سال ها به دست آورده اند و این افزایش توقعات، دل سردی بیشتری را برای آنان به ارمغان خواهد آورد.

اگر این توقعات کاهش نیابد و زوج های جوان نگرش بچگانه ای در مورد مادیات داشته باشند، شروع دردسرهای بزرگ تری خواهد بود که حتی درآمد کلان نیز به آن پایان نخواهد داد. متأسفانه تعدادی از زوج های جوان بخصوص دختران جوان، انتظاراتی از همسران آینده شان دارند که برای آنان مقدور نیست.

یک همسر جوان می گوید: «وقتی با نامزدم ازدواج کردم، چون او نیز مانند من از طبقه متوسط جامعه بود، فکر می کردم که توقعاتش نیز به همان میزان کم خواهد بود؛ امّا متأسفانه او می خواست همه آنچه در زندگی مجردی اش به دست نیاورده بود و به عبارتی همه کاستی ها را در زندگی مشترکش به دست آورد. گرفتن مراسم عروسی سنگین در بزرگ ترین تالار شهر، خریدهای آنچنانی، بهانه تراشی ها و ... آن قدر مرا کلافه کرد که خیلی زود، منجر به جدایی شد».

گاهی این افزایش توقعات، دو طرفه است. زوج های جوان برای فراهم کردن خواسته هایشان به قرض کردن از این و آن روی می آورند و در همان روزهای اول زندگی، تا گلو در قرض فرو می روند و به قول بعضی ها طلبکارها به کابوس های زندگی شیرین زناشویی منجر می شود. این زوج ها تصور دقیقی از خواسته های خود ندارند.

مطمئناً هیچ کس نمی تواند منکر موارد قوّت و مثبت زندگی زناشویی شود. ازدواج و تشکیل زندگی همچنان که می تواند بسیار مسرت بخش باشد، ممکن است به درد و تلخ کامی نیز منجر شود.

در یک ازدواج، آنچه مهم است. هدف ابتدایی است. به راستی هدف از زندگی مشترک چیست؟ آیا پیمان مقدس و پاک ازدواج را صرفاً برای رهایی از مشکلات یا رسیدن به ناکامی هایتان می خواهید؟ این هدف نشان می دهد که شما تا چه اندازه آمادگی ابتدایی برای ازدواج را دارید.

از سویی دیگر تا چه اندازه خود را آزموده اید؟ آیا به خوبی با وظایف یک زن یا شوهر آشنا هستید و می توانید به خوبی از عهده آن بربیایید؟ یا فکر می کنید چون اکنون طرف مقابلتان را دوست دارید پس در زندگی آینده نیز نیاز چندانی به ایفای وظایف نخواهید داشت!؟

آیا خواهید توانست از فراز و نشیب های یک زندگی مستقل که بار آن صرفاً برعهده شما و شریک زندگی تان است به خوبی بربیایید؟

آیا برای مشکلات مالی فکری کرده اید؟ آیا به خوبی هزینه ها، درآمدها، خواسته و انتظارات خود را از یک زندگی مشترک برآورد کرده اید؟

اگر جواب شما به تمامی پاسخ ها، صادقانه، مثبت است، می توانید با یافتن همسر مناسب، آمادگی خود را برای زندگی زناشویی امتحان کنید و در غیر این صورت، بهتر است کمی تأمل نمایید.

در هر حال، ازدواج، امری پسندیده است و خداوند، همسر را مایه آرامش و الفت قرار داده است.

امام سجاد(ع) در حدیثی می فرماید: «حق همسر تو آن است که بدانی خدا او را مایه آرامش و الفت تو قرار داده و این را از جمله نعمت های بزرگ خدا بشمار آوری و از این رو در رفتار خود با او مدارا کنی و احترام او را نگه داری ...».(1)

1 . مستدرک، کاب نکاح، باب 65، خبر 6 .

http://www.hawzah.net/

مطالب پیشنهادی
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم

۷ ترفند برای ۱ ازدواج موفق



http://maktoobshop.com/



اگر تازه عروسید یا اینکه حتی جزو آن گروهی هستید که سالهاست این مسیر را پیموده اند، آیا می دانید چطور می توانید ازدواج موفقی داشته باشید یا زندگیتان را در مسیر ازدواجهای موفق بیاندازید؟ برای پاسخ به این سوال در یک کلام می توان گفت به کارهایی که زوجهای موفق انجام می دهند و به رازهایی که انها در روابطشان اعمال می کنند توجه کنید. این رازها را در ادامه بخوانید.

۱ زوجهای موفق انتظاراتشان را از یکدیگر صریحا بیان میکنند.

ازدواج با دوران نامزدی متفاوت است.پس از ازدواج شما انتظاراتی از همسر خود دارید که با انتظارات دوران نامزدی تفاوت دارد.به عنوان مثال درطول دوران نامزدی شما از زندگی دانشجویی ودرامد اندک رضایت دارید اما بعد از ان یعنی بعد از ازدواج شما توقع دارید تا همسرتان حقوق ثابتی را دریافت نماید.زوجهای موفق قبل از ازدواجشان صریحا در مورد انتظاراتشان از یکدیگر گفتگو میکنند واگر یک اختلاف جدی میان انها وجود داشته باشد به عنوان مثال مرد فرزند بخواهد ولی زن مخالفت کند در این زمان انها درباره این مسئله که ایا با یکدیگرازدواج کنند یا نه به طور جدی فکر میکنند.بعد از ازدواج نیز زوجهای موفق مداوم با یکدیگر گفتگو میکنند تا انتظاراتشان را از زندگی زناشویی مرورکنند.اگر این انتظارات با یکدیگر در تضاد بود زوجین ارتباطشان را با یکدیگر حفظ میکنند تا به یک توافق ودرک متقابل برسند.

۲ زوجهای موفق هوییتشان را حفظ میکنند.

اگر چه شما قبل از ازدواج مستقل بوده اید اما بعد از ان شما درگیر شخص دیگری میشوید که زوج شما خواهد بود مخصوصا اگر ازدواج فرزندانی در پی داشته باشد، روز به روز زندگیتان به طور چشمگیری به یکدیگر نزدیک تر خواهد شد ونتیجه این است که اغلب هردوی شما به یکدیگر وابسته میشوید،به گونه ای که احساس میکنید شخصی دائما به شما چسبیده است. زوجهای موفق به خوبی به این مطلب اگاهند که ازدواج میتواند احساس در مخمصه افتادن را به انها القا کند ،حتی اگر عشق زیادی بین انها وجود داشته باشد.پس انها همدیگر را دائما به با هم بودن تشویق نمیکنند،بلکه همدیگر را ترغیب میکنند تا زمانی را به خود اختصاص دهند،یعنی به تنهایی لحظاتی را با سرگرمی ها ودوستانشان سپری کنند.با این روش هرکدام از زوجین با هوییتشان وارد ازدواج میشوند وان را حفظ میکنند وهمیشه هوییت خود را زنده نگه میدارند.

۳ زوجهای موفق یکدیگر را در راس امور قرار میدهند.

به محض این که ازدواج میکنید این امکان وجود دارد که ادب و احترام در بین شما کمرنگ شود.در دوران نامزدی ویا اوایل ازدواج چیزهای کوچکی از قبیل کمک کرد ن به یکدیگر را به یاد داشتید ومسائل بزرگتری همچون محترمانه به حرف هم گوش کردن را فراموش نمیکردید،اما ازدواج میتواند باعث دنیایی از تغییرات شود.اغلب بعد از ازدواج احترام گذاشتن به یکدیگر را فراموش میکنید واین امکان وجود دارد که اهمیت دادن به زوجتان کمتر شود وتوجه شما بیشتر به مسائل دیگری همچون کار،سرگرمی ها ،ویا بچه ها معطوف شود وبه جای همسرتان انها را در اولویت قرار دهید.

زوجهای موفق بیش از هرچیز دیگری به یکدیگر اهمیت میدهند،انها به عقاید زوجشان علاقه نشان میدهند وهمسرشان را جدی میگیرند.این زوجین زمانی که با دیگران صحبت میکننداز همسرشان با الفاظ زیبایی یاد میکنند وخلاصه اینکه هرگز وجود یکدیگر را بی اهمیت نمیدانند وقدر یکدیگررا به خوبی میدانند وهمیشه به خاطردارند از اینکه با هم ازدواج کردند،چقدر خوش بختند.

۴ زوجهای موفق یاد میگیرند تا به خوبی مشکلاتشان را حل کنند.

جان گوتمن،روانشناس امریکایی به مدت بیست سال برروی زوجها تحقیق و بررسی کرد وبه این نتیجه رسید که عامل اصلی موفقیت ویا شکست درازدواج این است که ایا زوجین میتوانند مشکلاتشان را با یکدیگر حل کنند یا نه ؟

زمان هایی وجود دارد که شما با یکدیگر توافق ندارید واینجاست که این اختلافات باعث رنجش شما میشود ،مطمئنا نمی بایستی با اضافه کردن خشونت و بد رفتاری این رنجش را زیاد تر کنید.اما اگر همسرتان چیزهایی را برخلاف میلتان میخواهد ویا کارهایی را انجام میدهد که با نظر شما مغایرت دارد،شما می بایستی این اختلافات را با همدیگر حل نمایید.

زوجهای موفق هرچند که احساس بد در بین انها حکمفرما باشد اما درعین حال ارتباطشان را حفظ میکنند.انها در مورد اختلافاتشان با یکدیگرگفتگو میکنند وبنا براین گفتگوی بین انها به یک نتیجه مسالمت امیز منتهی میشود.زوجین به یکدیگر لبخند میزنند وبه جای نق زدن وعیب جویی کردن ازیکدیگر حمایت میکنند.زوجهای موفق کاملا به این موضوع واقف هستند که عشق ورزیدن بسیار مهمتر از پیروز بودن در یک بحث وگفتگو است.

۵ زوجهای موفق به خوبی از یکدیگر لذت میبرند.

در شروع ازدواج عشق و علاقه زیادی بین زوجین وجود دارد،اما باید به یاد داشته باشید زمانی که ازدواج میکنید سالهایی را در پیش رو خواهید داشت که قرار است این علاقه عمیق تر شود.به علاوه امروزه ازدواج اغلب با فشارهای روانی بسیا ر زیادی همچون تولد اولین فرزند همراه است.

زوجهای موفق میدانند که چگونه از یکدیگر لذت ببرند شما می بایستی با جدیت رابطه عاشقانتان را در اولویت قراردهید وزمان وفضای لازم را برای این کار فراهم کنید.شما نیازمند این هستید تا به صورت مداوم از نیازهای جنسی همسرتان اگاهی داشته باشید وراههای جدید را برای راضی نگه داشتن یکدیگر پیدا کنید.

زوجهای موفق مهربان و با عاطفه هستند.اگر گاهی اوقات بین انها ازنظر عاطفی خلا ایجاد شود انها به واسطه دلبری کردن، در اغوش گرفتن، و رمانتیک بودن از شر این احساس خلاص میشوند.

۶ زوجهای موفق با یکدیگر رشد میکنند.

شخصی که شما با ان ازدواج میکنید بعد از گذشت ده سال از زندگی همان شخص باقی نخواهد ماند ،هردوی شما تغییر خواهید کرد،مخصوصا این تغییرات در لحظات سخت و حساس زندگی از قبیل شروع زندگی مشترک،از دست دادن یکی ازوالدین محسوس تر خواهد بود.

زوجهای موفق به خوبی به این مطلب اگاهی دارند که در این لحظات یکی از انها ویا هردو شخصیتشان تغییر خواهد کرد به گونه ایی که میتوان این چنین احساس کرد که گویی قوانین تغییر کرده است،واین بدان معناست که به منظورهمراه شدن با رابطه های در حال تغییر،شما نیز می بایستی تغییر کنید.

زوجهای موفق تغییرات را به خوبی پیش بینی میکنند وبرانها مسلط میشوند.انها به جای این که خواهان این باشند که همیشه با یک شخصیت ثابت زندگی کنند بیشتر در طلب تغییردر بهبود یافتن شخصیتشان هستند وبه خوبی از تغییرات مثبت شخصیتشان ومشارکتی که به دنبال ان اتفاق میافتد ،استقبال میکنند.

۷ زوجهای موفق به طورکارامد و عملی رابطه خود را حفظ میکنند

زمانی که ازدواج کردید ودر کنار زوج مورد علاقه تان زندگی مشترک را شروع کردید ممکن است به این موفقیتهای به دست امده اکتفا کنید واین چنین احساس کنید که هیچ چیز نمیتواند به پیوندتان اسیبی وارد کند.اما اگاه باشید! گذشت زمان ویک احساس نادرست از امنیت حتی عمیق ترین وقوی ترین عشق ها را میتواند ازبین ببرد.

بنابراین زوجهای موفق این احساس اشتباه را به وقت دیگری موکول میکنند ودر زمانی که ان را برای گفتگو اختصاص داده اند وان را یه عنوان یک قانون پذیرفته اند ،به ان مشکل میپردازند و در باره ان گفتگو میکنند،تا اطمینان حاصل کنند که هردوی انها شاد و از یکدیگر راضی هستند.اگر یکی از شما و یا هردویتان گله مند ویا ناراضی هستید،مشکل خود را بیان کنید واز کمک گرفتن از افراد متبحر و کارشناس اجتناب نکنید. زوجهای موفق هرگز قبل از رفتن به نزد مشاوره اجازه نمیدهند تا برگه طلاق امضا شود،انها در اولین فرصت ممکن مشکل خود را حل میکنند.

مطالب پیشنهادی
چه ورزش هایی سلامت کودکان را تامین می کند؟
ورزش چگونه در درمان و پیشگیری از سرطان سینه زنان کمک می کند؟

چگونه عملکرد فیزیولوژیکی و روانی میانسالان افزایش می یابد؟
تکنیک های توان بخشی ورزشی در بیماران مبتلا به آسم